موضوعات
درباره ما

محمدرضا متین فر ٍ آگاه باشيد كه بدترين امت من كساني هستند كه از ترس شرشان مورد تكريم و احترام قرار مي گيرند . پيامبر اكرم


چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختي ها بيشتر نمايان است. ستم و ستمگري را عادي فرض مي كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات مي پندارند. ((موريس مترلينگ))


كسی كه به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، كارش به جایی خواهد رسید كه هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد.
(داستایفسکی)


آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . اُرد بزرگ

کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند

یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی . بوسکالیا

رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . اُرد بزرگ

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . گابريل گارسيا مارکز

اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است . نیچه

نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ

آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند . اُرد بزرگ

آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر

اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد . اولپن

اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی . سندکا

آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر

شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ

اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است . ساموئید

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. گراهام بل

انسان به هر ميزان از مقام برتري برخوردار باشد، بايد به همان نسبت از بسياري از چيزها چشم پوشي كند.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


به چنگ آوردن چيزي كه نتوان به چنگ آورد، هنر است.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


خود را بيان كردن هميشه به معناي خطا رفتن است. همواره بر خود آگاه باش؛ خود را بيان كردن براي تو مفهومي جز دروغ گفتن ندارد.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


كاهلي بيش از هر چيزي آرامش بخش است.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ما با رفتارمان، يعني خواسته هايمان زندگي مي كنيم.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


كاميابي در كاميابي نهفته است، نه آنكه انسان از شرايط كاميابي برخوردار باشد.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


هر زمين گسترده اي شرايط قصر شدن را داراست.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


هيچ كس نمي تواند شاه جهان باشد، اين يك رويا است و هر يك از ما كه به درستي خود را بشناسد، مي خواهد شاه جهان باشد.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


ما دارنده ي آن چيزي هستيم كه از آن كناره مي گيريم، چرا كه آن را در رويا دست نخورده پاس مي داريم.((فرناندو پسوا)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد


آزادي، فرصتي براي گوشه گيري است؛ تو اگر بتواني خودت را از انسانها جدا كني، آزادي.((فرناندو پسوا))

روي زمين خانه موقتي است و زير زمين جايگاه ابدي . ساموئل آدامز

آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر

اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور

در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد . لویی پاستور

پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم . فردریش نیچه

خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ

پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند . سوفوکل

آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات . لاواتر

حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم. اعتصام الملک

آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابريل گارسيا مارکز

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد . فردوسی خردمند

نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . اُرد بزرگ

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است . آلدوس هاکلی

برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . اُرد بزرگ

آنگاه که همه نيک سخن می گويند، پليد انديشی عين خرد است . آلفرد مارشال

کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . اُرد بزرگ

از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند . ابوالعلامعری

تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . اُرد بزرگ
بسامدها : امواج

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو

کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . اُرد بزرگ

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت . فردوسی خردمند

تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . اُرد بزرگ

دانش پزشکی در عرض چند سال گذشته چنان پیشرفت حیرت انگیزی کرده است که امروز برای یک پزشک غیر ممکن است در بیمار خود عضو سالم پیدا کند . اریل وینسون

آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . اُرد بزرگ

جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ

سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست . ارنست رنان

خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ

جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم . فردریش نیچه

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید. کیم وو چونگ

انسان اگر ناخوش باشد و كار كند بهتر از اين است كه سلامت باشد و بيكار بنشيند . كازوبون

انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال ميتواند حتي بر وبا و طا عون غلبه كند . ناپلئون بناپارت

بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ... اُرد بزرگ

به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند

موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید. کریستوفرمورلی

هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . اُرد بزرگ

جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد . کوروش

از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ

بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند . کولستون

ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . اُرد بزرگ

مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت. استائل

اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . اُرد بزرگ

بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا

هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ

آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم. سعدی

آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن . اُرد بزرگ

ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو

صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

رُلهایی که در صحنۀ زندگی به عهدۀ ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفۀ ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم . اپیکتت

کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد . اُرد بزرگ

برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اُرد بزرگ

سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟. اُرد بزرگ

نگذاریم تقویم وساعت ، این حقیقت را یادمان ببرد که لحظه لحظه زندگی ، یک معجزه است و در پس آن ، حقیقتی . اج - جی - ولز

هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . اُرد بزرگ

بركت عمر را در روشنايي چشم و فرح دل را در مشاهده نيكوان دانيد . عبيد زاكاني

نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ

برای انسان تيره بخت، مرگ تخفيف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چيس

بدگویی ، رسوایی در پی دارد . اُرد بزرگ

خـدايا تـو چگونه زيـسـتـن را به مـن بـياموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت . علی شریعتی

با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ

ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصيت تو ؛ بلکه به خاطر شخصيتي که در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم . گابريل گارسيا مارکز

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا

سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند. روسکین

بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . اُرد بزرگ

هنوز خنجر خون آلود قاتلی پهلوی مقتولش نیامده که پنجۀ ثالثی گلویش را می فشارد . محمد مسعود

mohamad.matinfar@hotmail.com
ایمیل : mohamad.matinfar@yahoo.com

حدیث موضوعی
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت





Powered by WebGozar

تماس با ما

نویسنده: محمدرضا متین فر |
چهارشنبه 1390/08/18 |
متفرقه

سلسله گزارش های زندان
می خواهم دخترم خوشبخت شود
 
آشنایی من با آن پسر در راه مدرسه صورت گرفت، درس را کنار گذاشتم و از سوم راهنمایی بالاتر نرفتم. پدرم دو بچه تازه به دنیا آمده اش را خیلی دوست داشت.
 جانش را برایشان تقدیم می کرد ولی من و خواهرها و برادران تنی ام را خیلی کتک می زد. البته من بیشتر کتک می خوردم. هر وقت دهانم را باز می کردم تا حرفی بزنم، دست رویم بلند می کرد. بالاخره با همان پسری که فکر می کردم مرد رویاهایم است، ازدواج کردم، او در یک شرکت خصوصی، کار می کرد. مدت کوتاهی بعد از ازدواج، چهره واقعی اش را دیدم. او معتاد شده بود.
اینها حرفهای زنی به نام دل آرام است. او تقریباً هیچ جای سالمی روی دستها، گردن و بازوهایش ندارد. خودزنی های عمیق، آثار ناراحتی های عصبی و نیز نرسیدن مواد است. خود را دل آرام معرفی می کند. آن قدر سابقه دارد که حسابش از دستش بیرون رفته و می گوید: تو حساب کن 5تا!
می گویم: ولی به نظرم بیشتر است! او می گوید: چند سال بیشتر، دیگه بالاتر نیست... 13سابقه دارم... حدوداً... یادم نیست...
 چند سال داری؟
29سال.
از خانواده ات بگو، چرا به اینجا رسیدی؟
دل آرام آهی می کشد و
می گوید: من جان می دهم برای یک داستان پر سوز و گداز، همیشه هم مصاحبه های شما را می خوانم، خیلی وقتها فکر می کنم فقط من بدبخت ترین آدم روی زمین نیستم، آدمهای زیادی همدرد من هستند...
11 ساله بودم که مادرم طلاق گرفت. پدرم مرد بداخلاقی است. مادرم را کتک می زد. حالا پدرم. خیلی پیر شده، وقتی دوباره زن گرفت، حدود 70سال داشت و زنش 45ساله بود. من سه برادر و هفت خواهر دارم که یک خواهر و دو برادرم ناتنی هستند و در ازدواج دوم پدرم به دنیا آمده اند. من فکر می کنم همان قدر که خودم در بدبختی هایم مقصر بودم، خانواده ام هم مقصر بوده اند.
ازدواج کرده ای؟
بله، در 16سالگی ازدواج کردم و دو سال بعد طلاق گرفتم. دخترم دو ماهه بود.
چرا طلاق گرفتی؟ ازدواجت اجباری بو د؟
من و شوهرم دو سال با هم آشنا بودیم. بعد از طلاق مادرم، اوضاع خانه، ازدواج دوباره پدرم و آشنایی من با آن پسر در راه مدرسه مشکلاتم را دو چندان کرد، درس را کنار گذاشتم و از سوم راهنمایی بالاتر نرفتم. پدرم دو بچه تازه به دنیا آمده اش را خیلی دوست داشت. جانش را برایشان تقدیم می کرد ولی من و خواهرها و برادران
تنی ام را خیلی کتک می زد. البته من بیشتر کتک
می خوردم. هر وقت دهانم را باز می کردم تا حرفی بزنم، دست رویم بلند می کرد. من بچه سوم هستم.
بالاخره با همان پسری که فکر می کردم مرد رویاهایم است، ازدواج کردم، او در یک شرکت خصوصی، کار
می کرد. مدت کوتاهی بعد از ازدواج، چهره واقعی اش را دیدم. او معتاد شده بود. علاوه بر مصرف کراک، مشروب می خورد و با زنان دیگر رابطه داشت. مثل پدرم مرا کتک می زد.
شش ماهه باردار بودم که کتک سختی از شوهرم خوردم و زنده ماندن بچه ام فقط یک معجزه بود. دو ماه بعد از به دنیا آمدنش طلاق گرفتم. دادگاه، حضانت بچه را به خودم داد، چون شوهرم معتاد بود و توانایی مالی هم برای بزرگ کردن دخترم نداشت. خودم دخترم هستی را بزرگ کردم.
با این همه سابقه، وقتی هم برای هستی داشتی؟
سعی می کردم برایش امکانات مالی خوبی فراهم کنم!
با موادفروشی؟!!
چاره دیگری نداشتم. بعد از طلاق، تنها زندگی
می کردم.
منزلت کجا بود؟
نظام آباد تهران، حوالی خانه پدرم.
خانواده ات هم اهل خلاف هستند؟
نه، نخاله آنان من هستم.
از خلافهایت اطلاع دارند؟
دیگر برایم مهم نیست! آنان هیچ وقت مرا دوست نداشتند. من هم دیگر ارتباطی با
خانواده ام ندارم.
چرا؟
چون مرا تنها گذاشتند. البته خودم بی تقصیر نیستم... به نصایح پدرم که می گفت این کارها را نکن، گوش
نمی کردم و وقتی خودم جایی را اجاره کردم تا با دخترم زندگی کنم، هیچ کدام مانع نشدند. انگار خوشحال هم بودند که از شرّ من خلاص می شوند... همیشه از خانواده ام متنفر هستم و بود و نبودشان برایم فرقی نمی کند.
اولین بار در چند سالگی به زندان رفتی؟
اولین بار کمی بعد از طلاق و جداشدنم از خانواده ام بود. به همراه یکی از دوستانم، پسری را که مزاحممان بود، کتک زدیم. حالش را گرفتیم و به خاطر همان حال گرفتن، چهار ماه رفتم زندان و آب خنک خوردم! دوستم از خودم کوچکتر بود و خیلی ترسو، من همه تقصیرها را گردن گرفتم. البته آن پسر ادعا کرده بود ما قصد سرقت ماشینش را داشتیم!
بقیه سوابقت برای چه بود؟
رابطه، مواد، اعتیاد، شرارت...
این بار برای چه آمدی؟
موادفروشی.
چه مقدار مواد همراه داشتی؟
5گرم شیشه.
چه مدت است که زندانی هستی؟
چهار روز پیش آمدم.
چه شد که خودت هم معتاد شدی؟
با یک نامرد در خیابان آشنا شدم. گفتم شوهرم مرده و تنها زندگی می کنم! او هم مرا به
خانه اش برد. گفت اگر بسته های موادمخدر را به مشتریهایش برسانم پول خوبی به من خواهد داد.
چرا با آن که از همسرت به خاطر اعتیاد جدا شده بودی، به سراغ موادمخدر و فروش آن رفتی؟!
اولش که معتاد شدنم یک اشتباه بزرگ بود و بعد کاری بلد نبودم. برای خرج زندگی خودم و دخترم، مجبور به مواد فروشی شدم.
هزاران کار شرافتمندانه حلال وجود دارد! چرا موادفروشی؟
دل آرام فقط سر تکان می دهد. جوابی ندارد!
خودت چگونه معتاد شدی؟
گاهی سرم خیلی درد می کرد. همان نامرد گفت تو هم بیا از این شیشه بکش، از هر قرصی بهتر است! از همان اولین پک احساس خوبی داشتم و به تدریج معتاد شدم و دیدم آن احساس خوب، فقط برای معتاد کردن بود.
دخترت هستی کجاست؟
پیش دوستم رکسانا.
به او اطمینان داری؟
بله، ده سال است که او را می شناسم. از تمام اسرار زندگی همدیگر خبر داریم.
متأهل است؟
بله ولی شوهرش را زیاد
ندیده ام. من بیشتر وقتهایی به خانه رکسانا می رفتم که شوهرش در خانه نبود. دلم نمی خواست نگاه سنگین دیگران را به خاطر خلافها و ولگردیهایم احساس کنم . رکسانا زندگی خوبی دارد.
نمی خواهم به خاطر رفت و آمد با یک زن خلافکار، با شوهرش اختلاف پیدا کند. اگر آزاد شوم، هستی را با خود می برم.
هستی چند سال دارد؟
دوازده سال.
به آینده او توجهی داری؟
باز دل آرام فقط سری تکان می دهد...
برداشت آخر:
این زن، بچه طلاق است. او همیشه شاهد اختلافات پدر و مادر بوده، پدر برای همسرش شخصیتی قائل نبود. کتکش
می زد. به همین خاطر وقتی ازدواج کرد و همسرش او را کتک می زد به یاد زورگویی های پدرش
می افتاد. از آنجا که او توسط پدر کتک می خورد فکر
می کرد کتک خوردن از شوهرش عادی است و به همین دلیل احساس حقارت می کرد . فکر
نمی کرد زن بتواند بعد از طلاق روی پای خود بایستد و کار شرافتمندانه کند. با این تصور، به سراغ خلاف رفت و به نصایح پدری که او را به عنوان پدر قبول نداشت، توجهی نکر د!
اکنون با سوابق متعدد، زندگی با مردان فاسد و نشستن پای منقل اعتیاد، دخترش را قربانی کرده و او نمی تواند آینده خوبی داشته باشد. با وجود مادری مانند دل آرام، شاید او را هم در میان بزهکاران فردا ببینیم 
 
روزنامه حمایت

آخرین مطالب

» تماس با مديريت وبلاگ ( پنجشنبه 1391/07/06 )
» دانلود رایگان جزوات برتر حقوقی ( سه شنبه 1391/07/04 )
» مجازات‌های اصلی، تبعی و تکمیلی در دایره قوانین جزایی ( سه شنبه 1393/07/29 )
» دادستان اصفهان: سرنخ های جدیدی از عاملان اسید پاشی کشف شده است ( دوشنبه 1393/07/28 )
» رشته محل های جدید مرحله ی تکمیل ظرفیت آزمون کارشناسی ارشد ۹۳ ( دوشنبه 1393/07/28 )
» اسامی مدعوین و برنامۀ مصاحبه مجدد پذیرفته شدگان آزمون ۹۲ مرکز امور مشاوران ( دوشنبه 1393/07/28 )
» فرمول مجازات« تعدد جرم» در قانون مجازات اسلامی چگونه است؟ ( دوشنبه 1393/07/28 )
» مانور متقلبانه برای شکار اموال دیگران! ( دوشنبه 1393/07/28 )
» مجلس لایحه جامع وکالت دولت و قوۀ قضائیه را همزمان بررسی می کند ( شنبه 1393/07/26 )
» ظرفیت های جدید مرحله تکمیل ظرفیت دکتری ۹۳ اعلام خواهند شد ( شنبه 1393/07/26 )
» ثبت نام آزمون وکالت ۹۳ تمدید شد ( شنبه 1393/07/26 )
» اختلافات تجاری بین‌المللی و دادگاه‌های صالح ( شنبه 1393/07/26 )

آرشیو
پیوندها
لینک دوستان