ابلاغ اوراق قضایی
برای ایجاد یک دادرسی عادلانه باید مسایل مختلفی مدنظر قرار گیرد. یک سری از اموری که شاید در نگاه اول دارای اهمیت چندانی نباشند، در مقام عمل، تاثیر زیادی در برقراری عدالت خواهند داشت.
یکی از اصول مهم دادرسی عادلانه دعوت از کسی است که از او شکایتی صورت گرفته است. شخصی که دیگری ادعا می کند حقی علیه او دارد باید از این شکایت و دعوایی که علیه او طرح شده آگاه شود تا در صورت امکان از خود دفاع کند. از قدیم معروف بوده است که یک طرفه نباید قضاوت کرد. قاضی نمی تواند صرفاً با استناد به اسناد و گفته های یکی از طرفین دعوی حکمی بر اساس موازین عدالت صادر کند. به همین خاطر مطلع ساختن شخص از شکایتی که علیه او صورت گرفته یکی از موارد مهمی است که هر دستگاه قضایی باید آن را رعایت کند.
ابلاغ واقعی و قانونی
خوانده (شخصی که علیه او شکایت شده) باید از دعوایی که بر علیه او به راه افتاده آگاه شود. خواهان (کسی که شکایت کرده است) نیز باید از جلسه ای که خوانده پاسخ به دعوی را مطرح می کند آگاه شود. رسیدگی دادگاه، شهادت شهود، اجرای قرارهای تحقیق محلی و ... باید علی الاصول با آگاهی پیشین اصحاب دعوی از ادعاها، ادله و استدلال های یکدیگر آگاه شده و در جریان اقدامات دادگاه نیز قرار گیرند. همچنین اعمال حق شکایت از آرای دادگاه ها مستلزم آگاهی از صدور آنها است.
با توجه به مواد 303 و 306 ابلاغ به دو گونه واقعی و قانونی تقسیم می شود؛ ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ قضایی طبق تشریفات قانونی به شخص مخاطب در مورد اشخاص حقیقی و یا به شخصی که صلاحیت وصول برگ را دارد در مورد اشخاص حقوقی، توسط ماموری که قانوناً مسئول ابلاغ اوراق قضایی باشد تحویل و رسید دریافت شود. اما در صورتی که تسلیم برگ ها به اشخاص مزبور ممکن نبوده و آگاه کردن آنها از مفاد برگ طبق تشریفات دیگری که در قانون پیش بینی شده انجام شود، ابلاغ، قانونی شمرده می شود.
یکی از مهم ترین آثار ابلاغ واقعی این است که رای صادره از دادگاه در صورتی که وقت رسیدگی به خوانده دعوی ابلاغ واقعی شده باشد، حضوری محسوب است
حضوری بودن رای
یکی از مهم ترین آثار ابلاغ واقعی این است که رای صادره از دادگاه در صورتی که وقت رسیدگی به خوانده دعوی ابلاغ واقعی شده باشد، حضوری محسوب است. چه بسا ممکن است عده ای گمان کنند عدم حضور در جلسه دادرسی به هر دلیلی باعث غیابی شدن رای شده و باعث شود که ضمانت اجرایی آن ضعیف می شود. اما با عنایت به ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی اگر ابلاغیه وقت رسیدگی به خوانده ابلاغ واقعی شده باشد، رای صادره حضوری محسوب شده و اعتراض به آن فقط از طریق تجدیدنظر خواهی امکان پذیر است.
ابلاغ از طریق نشر آگهی
در بسیاری مواقع شخص خواهان، نشانی کسی را که می خواهد علیه او طرح دعوی کند در دست ندارد. در اینگونه مواقع (که متاسفانه در پرونده های امروزی بسیار اتفاق می افتد) قانونگذار برای اینکه حق کسی تضییع نشود، در ماده 73 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی کرده است که خوانده از طریق نشر آگهی به جلسه دادرسی دعوت می شود. البته نباید از این نکته غافل شد که در صورتی که جلسه دادرسی بنا به دلایلی تمدید شود و صلاحدید قاضی نیز به تجدید جلسه باشد، دوباره باید رسیدگی از طریق نشر آگهی به اطلاع شخص مجهول المکان برسد.
مطابق ماده 54 قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه ها در امور مدنی، در صورتی که خوانده در نشانی معینی شناخته نشود، مدیر دفتر دادگاه تکلیف دارد در یک نوبت اخطاریه رفع نقص صادر کند. چنانچه خواهان ضمن تعیین نشانی جدید، تقاضا کند که اگر خوانده در نشانی اعلام شده شناخته نشود، دادخواست و ضمائم با انتشار آگهی در روزنامه کثیرالانتشار به او ابلاغ شود والا دادگاه باید پرونده را به دفتر بازگرداند تا قرار رد دادخواست صادر شود.
ضمانت اجرای ابلاغ
اقداماتی که انجام آنها مستلزم این است که اصحاب دعوی از پیش آگاه شوند و بنابراین باید اطلاعات مورد نیاز در پرونده به آنها ابلاغ شود، چنانچه ابلاغ به طور صحیح انجام نشود، علی الاصول باطل و بلااثر بوده و تخلف انتظامی شمرده می شود.
مطابق ماده 54 قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه ها در امور مدنی، در صورتی که خوانده در نشانی معینی شناخته نشود، مدیر دفتر دادگاه تکلیف دارد در یک نوبت اخطاریه رفع نقص صادر کند
زمان هایی که طبق قانون باید رعایت شوند و از تاریخ آگاهی ذی نفع شروع می شوندعلی الاصول تا زمانی که ابلاغ صحیح انجام نشده آغاز نمی شوند. در این موارد ابلاغ به منزله رکنی است که بطلان و نابودی آن، ویرانی هر آنچه را که احتمالاً بر آن بنا نهاده شده در پی دارد. همانطوری که ذکر شد وضع و اجرای مقررات ابلاغ به منظور آگاه ساختن مخاطب از مفاد برگ قضایی است. قانونگذار مقررات را به کیفیتی تدوین کرده که با اجرای آنها، تا جایی که امکان دارد مخاطب از اطلاعات مورد نیازش در جریان آن پرونده آگاه شود. در عین حال تاکید بر ضرورت آگاهی مخاطب، به درستی تا آنجاست که موجب تعطیل یا حتی تاخیر بیش از حد رسیدگی به دعاوی مطروحه نشود. مخصوصاً از به کار گیری مقررات ابلاغ به عنوان وسیله ای در تعطیل و تاخیر دادرسی جلوگیری شود.
علی اسفندیاری
بخش حقوق تبیان
برچسبها:
ابلاغ اوراق قضایی
ادامه مطلب