محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه

قتل دوست با ادعای آزار و اذیت همسر

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
مرد جوان که مدعی است دوستش را به خاطر آزار و اذیت همسرش به قتل رسانده است پس از محاکمه در دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد.

به گزارش مهر، 12 تیر ماه سال 87 ماموران در جریان ناپدید شدن مردی به نام سعید قرار گرفتند.

خانواده سعید مدعی شدند او دو روز قبل برای رفتن به محل کارش از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. با طولانی شدن غیبتش به هر جایی که احتمال می دادیم آنجا باشد سر زدیم اما هیچ خبری از او نبود به همین خاطر به اداره آگاهی مراجعه کردیم.

پس از این شکایت تیمی از ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و با انجام تجسسهای گسترده موفق به دستگیری یکی از دوستان سعید در این رابطه شدند.

متهم به نام اسماعیل در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد و گفت: یک شب وقتی به خانه آمدم همسرم هراسان بود. چند بار از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده اما جوابی نداد. سرانجام با اصرارهای من راز جنایتی سیاه را باز کرد. همسرم مدعی شد که وقتی من سر کار بودم، سعید به زور وارد خانه شده و او را مورد آزار و اذیت قرار داده است. شنیدن این موضوع خیلی آزارم داد. به همین خاطر از همسرم خواستم با سعید تماس بگیرد و او را به بهانه ای به خانه دعوت کند.


وی افزود: وقتی سعید به خانه آمد من او را با ضربه های چاقو کشته و جسدش را در حوالی شهر رها کردم. من برای دفاع از همسرم دست به این جنایت زدم.

در ادامه همسر متهم به نام مریم نیز دستگیر شد که در بازجوییها حرفهای شوهرش را تائید کرد.

با تکمیل تحقیقات در دادسرا پرونده با صدور کیفرخواست برای متهمان به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات دادگاه پس از محاکمه اسماعیل را به اتهام مشارکت در قتل به قصاص و همسرش را به اتهام معاونت در قتل به سه سال زندان محکوم کردند.

برچسب‌ها: قتل دوست با ادعای آزار و اذیت همسر
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۸ توسط محمدرضا متین فر

کاهش تلفات حوادث رانندگی در سال 1391

رییس سازمان پزشکی قانونی از کاهش 9/4 درصدی تلفات حوادث رانندگی در سال گذشته خبرداد.

احمد شجاعی در سی و هفتمین جلسه کمیته عملیات و اجرای مقررات با اعلام این خبر افزود: مطابق بررسی‌های صورت گرفته در سال 1380 آمار تلفات حوادث رانندگی در کشور 19 هزار و 727 نفر بود و پس از آن هر سال با تعداد کشته‌های بالای 20 هزار نفر در حوادث رانندگی مواجه بودیم، این در حالی است که آمار تلفات حوادث رانندگی در سال گذشته پس از 12 سال مجدد به زیر 20 هزار نفر رسید.وی اضافه کرد: در سال گذشته آمار تلفات حوادث رانندگی در کشور 19 هزار و 89 نفر بود که از این تعداد 14 هزار و 988 نفر مرد و 4 هزار و 101 نفر زن بودند.


تهران، در صدر آمار کشته شدگان تصادفات

رییس سازمان پزشکی قانونی کشور خاطرنشان کرد: بر اساس آمارهای موجود در سال گذشته استان‌های تهران با یک‌هزار و 577 فوتی، فارس با یک‌هزار و 471 فوتی و خراسان رضوی با یک‌هزار و 330 فوتی بیشترین و استان‌های ایلام با 139 فوتی، کهگیلویه و بویراحمد با 151 و خراسان جنوبی با 209 کمترین آمار تلفات حوادث رانندگی را داشته‌اند.به گفته شجاعی همچنین 5 هزار و 404 مورد از تلفات حوادث رانندگی سال گذشته در محورهای درون شهری، 11 هزار و 811 مورد در محورهای برون شهری، یک‌هزار و 764 مورد در مسیرهای روستایی و 110 مورد نامعلوم گزارش شده است.وی با اشاره به آمار مصدومان حوادث رانندگی در سال 1391 هم تصریح کرد: در سال گذشته 318 هزار و 802 نفر در حوادث رانندگی مصدوم شده و به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که از این تعداد 232 هزار و 49 نفر مرد و البته 86 هزار و 753 نفر زن بودند.وی ادامه داد: این آمار در مقایسه با سال 1390 که تعداد مصدومان حوادث رانندگی مراجعه کرده به پزشکی قانونی 297 هزار و 257 نفر بود، 2/7 درصد افزایش داشته است.


افزایش تلفات حوادث رانندگی در بهمن و اسفند 91

رییس سازمان پزشکی قانونی کشور با بیان اینکه در دو ماهه پایانی سال گذشته، آمار تلفات و مصدومان حوادث رانندگی با افزایش مواجه بود، بیان داشت: در بهمن ماه سال گذشته در مقایسه با مدت مشابه سال قبل از آن آمار تلفات حوادث رانندگی 1/11 درصد و آمار مصدومان 7/16 درصد افزایش یافت و بر اساس آمارهای موجود در اسفند سال گذشته نیز تعداد فوتی‌های حوادث رانندگی با افزایش 1/3 درصدی و تعداد مصدومان با افزایش 11 درصدی مواجه بود.وی یادآور شد: تعداد فوتی‌های حوادث رانندگی در بهمن سال گذشته یک‌هزار و 259 و در اسفند ماه یک‌هزار و 310 مورد بود.


برچسب‌ها: کاهش تلفات حوادث رانندگی در سال 1391
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۶ توسط محمدرضا متین فر

مرد جوان قربانی همسر هوسران شد

گروه حوادث- زن جوان به هوای ازدواج با پسر عموی خود، شوهر نگون بختش را کشت. خبر این جنایت ساعت 6 بعد از ظهر 12 اسفند سال گذشته، از سوی پلیس 110 به اطلاع مأموران کلانتری 18 قرچک ورامین رسیده بود.

بر اساس این گزارش جسدی در بلوار شهید رجایی تهران کشف و با بررسی مأموران مشخص شد متعلق به مردی 30 ساله با شلوار مشکی، تی‌شرت قرمز و کاپشن قهوه‌ای است. این جسد داخل یک خودرو پیکان وانت سفیدرنگ با درهای باز کشف ‌شد. بررسی‌ها در پزشک قانونی وجود آثار ناشی از اصابت ضربه جسم سخت به سر مقتول و انسداد مجاری تنفسی وی را تأیید کرد و پرونده با موضوع «قتل عمد» در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین قرار گرفت. 

کارآگاهان دریافتند که جسد متعلق به بهمن 31 ساله است، برادر وی بعد از حضور در اداره آگاهی به مأموران گفت: صبح دوازدهم اسفند وقتی به مغازه رفتم، همسر بهمن با من تماس گرفت و مدعی شد که شوهرش از دیشب به خانه نیامده است و از آن لحظه هرچه با تلفن همراه بهمن تماس گرفتیم خاموش بود تا این که برادر بزرگم گفت شما او را پیدا کرده‌اید. 

کارآگاهان سپس به تحقیق از همسر مقتول به اسم «طاهره. ت» 30 ساله پرداختند؛ وی نیز به کارآگاهان گفت: 11 اسفند با بهمن در بازار تهران در حال خرید بودیم که شخصی به صورت تلفنی با او تماس گرفت و از صحبت هایی که بین آنان رد و بدل شد، متوجه شدم که قرار است باری را برای کسی جابه‌جا کند. 9 شب، بهمن با پیکانش به سمت مقصد از خانه خارج شد و دیگر خبری از او نشد. 

کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین در ادامه اطلاع پیدا کردند که مقتول با هیچ فردی مشکل شخصی یا دشمنی نداشته است و اعضای خانواده‌اش نیز قادر به معرفی فرد مشخصی به عنوان دشمن وی نیستند؛ به همین دلیل پلیس توجه خود را به تحقیق از خانواده مقتول متمرکز کرد و به برخی اظهارات ضد و نقیض همسر وی پی برد. 

در ادامه و با توجه به مدارک موجود همسر مقتول لب به اعتراف گشود و در اولین اظهارات خود به کارآگاهان گفت: روز اول که در پلیس آگاهی حاضر شدم، دروغ گفتم و در تاریخی که گفتم همسرم در خانه بود واصلاازمنزل خارج نشد. 

متهم در ادامه اعتراف خود با معرفی پسر عمویش به عنوان عامل جنایت به کارآگاهان گفت: یک سالی می‌شود که با پسر عمویم به صورت تلفنی ارتباط دارم، می‌خواستم بعد از جدایی از بهمن با او ازدواج کنم، همه چیز با پیامک‌های تلفنی شروع و کم‌کم تعداد پیامک‌ها زیاد شد و به تماس‌های تلفنی رسید. روز به روز علاقه بین ما زیادتر می‌شد، پنج ‌شش ماه پیش با حسام تصمیم گرفتیم بهمن را از زندگی من خارج کنیم و بالاخره هم این کار را کردیم.

وی درباره نحوه قتل همسرش اظهار کرد: شب حادثه یک بسته قرص خواب‌آور داخل دوغ ریختم و به خورد بهمن دادم. او تا دوغ را خورد خوابید، منتظر حسام ماندم تا به خانه بیاید؛ وقتی از راه رسید، از من یک وسیله سنگین خواست. برایش یک کاسه مسی آوردم، حسام با آن چند ضربه به سر بهمن زد؛ اما ناگهان بهمن از خواب بیدار شد که حسام روی سینه‌اش افتاد و با دو دستش او را خفه کرد. نزدیکی‌های صبح بود که جسد بهمن را داخل آسانسور بردیم و با کمک یکدیگر، او را در پشت وانت پیکانش گذاشتیم و به خارج از تهران منتقل کردیم. 

با توجه به اعتراف متهم، محل سکونت حسام نیز در شهرستان نور شناسایی شد. کارآگاهان پلیس آگاهی ورامین با اخذ نیابت قضایی به این شهرستان اعزام و موفق به دستگیری حسام 19 ساله شدند. حسام نیز پس از انتقال به پلیس آگاهی ورامین به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. 

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران، با اعلام خبر کشف این پرونده از سوی کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ورامین گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم در خصوص ارتکاب جنایت در محل سکونت مقتول واقع در خیابان فداییان اسلام، پرونده به همراه متهمان در اختیار دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفت.


برچسب‌ها: مرد جوان قربانی همسر هوسران شد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ توسط محمدرضا متین فر

واگویه‌های دختری که برای اثبات علاقه‌اش معتاد شد

10 سال زود ازدواج کردم!

چادر گلدار را روی سرش مرتب می‌کند، گوشه آن‌را به دندان گرفته و دسته‌ای از موهای سیاهش را زیر آن سر می‌دهد. خیلی ارفاق کنی حدس می‌زنی سنش چهل سال باشد؛ البته باید سنش را با رد چاقویی که از میان پیشانی تا روی گونه‌اش جا انداخته است حدس بزنی و مراقب باشی که نخندد تا کسی نفهمد که سال‌ها به هروئین معتاد بوده است. سخت است کسی باور کند دردانه تاجر کرمانشاهی امروز پشت میله‌های زندان روزهای باقی مانده از حبس را خط می‌زند. فریده، زن 27 ساله ای‌ست که در فهرست بدبختی‌هایش دو ازدواج ناموفق هم به چشم می‌خورد. 


برچسب‌ها: واگویه‌های دختری که برای اثبات علاقه‌اش معتاد شد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ توسط محمدرضا متین فر
میزان بازدارندگی مجازات اسید‌پاشی
 
 
گروه قضایی- اسيدپاشي به عنوان ابزاری برای انتقام‌جویی سال‌هاست که آرامش رواني جامعه را مختل كرده است. جامعه‌شناسان و روانشناسان معتقدند كه بروز چنين حوادثي، آثار جبران‌ناپذيري را به بهداشت رواني جامعه تحميل مي‌كند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۷ توسط محمدرضا متین فر
پیشگیری از فاجعه در خانه
 
 
صفحه حوادث روزنامه‌هاي امروز را ورق مي‌زنيد. تيتر اول اين است: زني با همدستي برادرش، همسر خود را به قتل رساند. روزنامه ديگري را به دست مي‌گيريد. به صفحه حوادث که مي‌رسيد خبر ديگري را مي‌بينيد با اين مضمون که يک مرد، همسرش را در حالي که در خواب بوده به قتل رسانده است. آخر شب سري به تلويزيون مي‌زنيد. سريال مورد علاقه‌تان را مي‌بينيد.
 
 همان سريالي که در آن، اعضاي يک خانواده به جان هم افتاده و هر شب يکي از آنها يکي ديگر را مضروب کرده يا مي‌کشد.
 دو کلمه حرف حساب
بارها و بارها با ماجراهاي واقعي يا تخيلي برخورد کرده‌ایم که در آن یکی از اعضای خانواده قربانی دیگری می‌شود. ماجرايي که در آن يک قتل اتفاق مي‌افتد؛ اما قاتل غریبه نیست و سال‌ها در کنار قربانی خود زندگی کرده است. کسي همکار يا دوست خود را مي‌کشد يا اين يکي از اعضاي خانواده‌اش را به قتل مي‌رساند و جناياتي از اين قبيل. شايد هم تا به حال به اين فکر افتاده باشيد که نکند اين بلا به سر من بيايد. خداي نخواسته يکي از آشنايانم من را بکشد يا اينکه به عکس، من يکي از عزيزانم را به قتل برسانم. البته اگر اين نگراني را داشته باشيد، نگراني‌تان تا حدي بجاست.

يك تقسيم‌بندي ساده از جرايم خشونت‌بار
در صفحه‌ حوادث روزنامه‌ها فقط ماجرای قتل با آب‌وتاب بیان می‌شود اما بهتر است بدانید که همه قتل‌ها و جرایم خشونت‌باری که ماجرای آن را در این صفحات می‌خوانیم به دونوع تقسیم می‌شود.
1- جرم تعارض‌آميز: قتل‌هايي که مثالش زديم و کم هم اتفاق نمي‌افتد جرم تعرض‌آمیز هستند. در اين دسته از جنايت‌ها، دو نفر ماجرا يعني کسي که مي‌کشد و کسي که کشته مي‌شود از قبل، يک نوع رابطه و آشنايي با هم داشته‌اند که اين رابطه، بنا به دلايلي در يک نقطه، بحراني و تعارض‌آميز شده و نهايتا منجر به بروز چنين فاجعه‌اي گشته است. اين رابطه، هر نوع رابطه‌اي ممکن است باشد؛ همسايگي، کاري، خانوادگي و يا هر نوع رابطه ديگري که فکرش را بکنيد.
2- جرم ناگهاني: در جنايات‌های ناگهانی، معمولا رابطه قبلي ميان دو نفر وجود ندارد. اينها از قبل همديگر را نمي‌شناخته‌اند و رابطه بحراني و تعارض‌آميزي هم بين‌شان نيست. اين جنايت‌ها، نوعي پرخاشگري آني محسوب مي‌شود که در آن، قصد مجرمانه به صورت ناگهاني در ذهن فرد شکل مي‌گيرد و در نتيجه چنان جنايتي را خلق مي‌کند. مثلا فردي که با همسرش در يک پاساژ در حال قدم زدن است ناگهان به يک مرد ديگر مظنون مي‌شود و تصور مي‌کند که او نگاه هوس‌آلود به همسر وي داشته است. ناگهان از کوره در رفته و به او حمله مي‌کند و در اثر ضرباتي که وارد مي‌آورد آن فرد‌، کشته مي‌شود.
آمارها نشان مي‌دهند که عمده قتل‌ها در دسته‌ اول قرار مي‌گيرند. پس جا دارد که از اين نوع قتل‌ها بترسيم. داستان اين قبيل قتل‌ها را زياد خوانده‌ايم اما آيا تا به حال از زاويه جرم‌شناسي به آن نگاه کرده‌ايد؟

چرا برخي از كوره در مي‌روند؟
در اکثر قتل‌هاي تعارض‌آميز، مسائلي از قبيل حسادت، بدگماني، رقابت جنسي، رقابت شغلي، طلبکاري، اختلالات رواني و... نقش داشته است و منجر به بحراني شدن رابطه و نهايتا‌ قتل شده است. اما به طور کلي مي‌توان به سه دليل عمده براي وقوع اين قتل‌ها اشاره کرد:
1- احقاق حق: در بسياري از موارد، فرد چنين تصور مي‌کند که طرف مقابل، کاري انجام داده که منجر به پايمال شدن حق او شده است. بنابراين براي احقاق حق خود و برقراري عدالت، دست به اقدام متقابل مي‌زند اما در اثر زياده‌روي، جنايتي هولناک خلق مي‌کند. آمارها نشان مي‌دهند که در دو سوم کتک‌کاري‌ها،‌ علت اصلي اين بوده که يک نفر، يک تخطي ساده از خود بروز داده و ضارب، خود، در صدد اين برآمده که اين فرد خاطي را سر جايش بنشاند و در نتيجه به او حمله‌ور شده است. مثلا از يک نفر چند صد هزار تومان طلب داشته است. چند بار به سراغ او مي‌رود تا طلبش را بگيرد اما فرد بدهکار هر بار از دادن بدهي خود طفره مي‌رود. سرانجام اين آقاي طلبکار احساس مي‌کند که طرف مقابل،‌ نمي‌خواهد حق او را بدهد و در نتيجه در صدد برقراري عدالت بر مي‌آيد و به بدهکار خود حمله‌ور مي‌شود.
2- دفاع از حيثيت و شرافت: در بسياري از موارد انسان احساس مي‌کند که از سوي يک نفر ديگر تحقير شده يا به نوعي حيثيتش لگدمال شده و زير سوال رفت است. بنابراين براي دفاع از حيثيت خود دست به يک عمل خشونت‌بار مي‌زند. در اينگونه موارد معمولا عملي از فرد سرزده که خلاف نزاکت و آداب عمومي است. مثلا نگاه‌هاي تحقيرآميز، کلمات خاص، حرکات و رفتاري که رنگ توهين و تحريک دارد و يا حتي نحوه‌ خنديدن يا جواب دادن به سوال شخص. همين رفتارها ممکن است در ذهن طرف مقابل، احساس حقارت و کوچکي ايجاد کند و او در صدد جبران و انتقام‌گيري برآيد. هرچه قدر اين رفتارهاي عمومي‌تر باشد و در بين عموم صورت بگيرد امکان پاسخگويي، سريع‌تر و شديدتر و امکان وقوع قتل نيز بيشتر است.
3- نجات زندگي: در برخي موارد، ترس و وحشتي فرد را فرامي‌گيرد و او براي رهايي از اين هراس، دست به ارتکاب خشونت و حتي قتل مي‌زند. اين ترس ممکن است به حق باشد و يا ناشي از توهم. مثل اينکه شما در منزلتان نشسته‌ايد. ناگهان صدايي مي‌شنويد. شما که انسان محتاطي هستيد فکر مي‌کنيد که کسي دارد وارد منزل شما مي‌شود. بنابراين چوبي بر مي‌داريد و به سمت منبع صدا مي‌رويد و با چوب، به او حمله مي‌کنيد. اما بعد متوجه مي‌شويد که همسرتان بوده است. در اينجا شما براي رهايي از ترس و وحشت ناشي از توهم، مرتکب يک جنايت شده‌ايد.

مواد لازم برای یک قتل خانوادگی
براي اينکه يک قتل تعارض‌آميز رخ دهد لازم است که شرایط و اوضاع و احوال مساعد باشد. اين شرایط از اين قرارند:
1- افزايش تدريجي خشونت: بر خلاف قتل‌هاي ناگهاني که قاتل، ناگهان از کوره در رفته و مرتکب قتل مي‌شود، در قتل‌هاي تعارض‌آميز، خشونت، به تدريج و به مرور زمان شکل گرفته و نهايتا منجر به قتل مي‌شود. اين افزايش تدريجي خشونت معمولا در چهار مرحله شکل مي‌گيرد. ابتدا فردي به صورت لفظي يا فيزيکي يا به هر شکل ديگري مرتکب يک خطاي ساده مي‌شود. مثلا زن، چند بار بدون اطلاع شوهرش از خانه خارج مي‌شود و به شوهرش هم توضيح نمي‌دهد که به کجا مي‌رود. در مرحله‌ دوم، طرف مقابل، هشداري مي‌دهد.
مثلا شوهر به اين زن،‌ هشدار مي‌دهد که ديگر اين کار را تکرار نکند و هرگاه مي‌خواهد از خانه خارج بشود، به او اطلاع دهد. در مرحله سوم، فرد اول،‌ بر کار خود اصرار مي‌کند. مثلا زن، يک يا چند مرتبه ديگر هم بدون اطلاع شوهر از خانه خارج مي‌شود. نهايتا در مرحله چهارم کار به مشاجره لفظي و بعد فيزيکي و احيانا‌ قتل مي‌کشد. بنابراين قتل‌هاي تعارض‌آميز، به نوعي يک محصول مشترک ميان قاتل و مقتول است و هر دو در پيشبرد اين فرآيند نقش دارند.
2- فقدان ميانجي: شرط ضروري ديگر براي اينکه يک رابطه تعارض‌آميز نهايتا به خشونت انجاميده و منجر به قتل بشود اين است که در جريان اين رابطه، هيچگونه فرد ميانجي وجود نداشته باشد. کسي که بتواند يا حداقل تلاش کند که ميان دو طرف را صلح بدهد و يا اينکه جلوي اوج‌گيري خشونت را بگيرد. کسي که بتواند فرآيند چهار مرحله‌اي افزايش خشونت را قطع كند. افرادي مثل پليس،‌ يا اعضاي خانواده زوجي که روابط‌شان دچار تعارض و درگيري شده است.
3- وجود آلت جرم: شرط ديگر که براي وقوع قتل اين است که در آن لحظه‌اي که رابطه تعارض‌آميز به بحران مي‌رسد و يکي از طرفين در آستانه ارتکاب عمل خشونت‌بار است، آلت و وسيله ارتکاب جرم را هم در دسترس داشته باشد. ابزاري مثل تفنگ، کارد، ساتور و يا هر وسيله ديگر.
وقتي تمام اين سه شرط با هم در يکجا جمع بشوند، آن هنگام است که هر آن احتمال دارد يک قتل به وقوع بپيوندد و ما چند روز بعد، خبرش را در يک روزنامه بخوانيم.

انگیزه قتل را در نطفه خفه کنید
چه کنيم تا اين قتل‌ها اتفاق نيفتد يا اينکه حداقل احتمال وقوع آنها کمتر شود؟ در جواب بايد بگویيم که براي پيشگيري از قتل‌هاي ناگهاني، اقدام خاصي نمي‌توان انجام داد. چون همانطور که گفتيم اين قتل‌ها نشانه‌هايي ندارند که از قبل،‌ اين هشدار را به ما بدهند که قتلي در راه است. براي پيشگيري از اين قتل‌ها فقط مي‌توان يکسري اقدامات خيلي کلي و عمومي را انجام داد مثل اينکه فرصت‌هاي ارتکاب را کم کنيم، آلت‌هاي قتاله را کم کنيم (مثلا حمل اسلحه،‌ ممنوع باشد) و کارهايي از اين دست.
ولي پيشگيري از وقوع قتل‌هاي تعارض‌آميز قدري راحت‌تر است. چون اين قتل‌ها نشانه‌هايي دارند که هشدار مي‌دهند که قتلي در حال وقوع است. مهم‌ترين نشانه هم همين تعارض‌آميز و بحراني شدن رابطه ميان دو نفر است. براي پيشگير از اين قتل‌ها از دو دسته عوامل مي‌توان کمک جست: يکي عوامل بيروني مثل پليس يا خانواده‌ها. مثلا وقتي مي‌بينيم که يک زن و شوهر، مدتي است که با هم اختلاف دارند و مرتبا از منزل‌شان صداي مشاجره به گوش مي‌رسد، از خانواده‌هايشان بخواهيم که پادرمياني کرده و سعي کنند اين اختلاف را حل کنند. اگر هم حل‌شدني نبود،‌ مانع طلاق و جدایي آنها نشويم. چون ممکن است پس از مدتي، آن قتلي که منتظرش هستيم رخ دهد. ديگري عوامل دروني است مثل دينداري، ايمان، اخلاق و ساير عوامل و شاخص‌های دروني و وجداني که نقش مهمي در پيشگيري از انواع جرایم و از جمله قتل‌هاي تعارض‌آميز ايفا مي‌کنند.
 


برچسب‌ها: پیشگیری از فاجعه در خانه
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۷ توسط محمدرضا متین فر
دعوای لفظی، قتل خانوادگی را رقم زد
 
 
گروه حوادث- مرد شیشه‌ای که بعد از درگیری لفظی با همسرش، او را با سیم سشوار خفه کرده بود، دستگیر شد. پیگیری این جنایت پس از آن در دستور کار پلیس قرار گرفت که ساعت 2بعد از ظهر 11 فروردین امسال، از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110 وقوع یک فقره قتل در طبقه دوم یک ساختمان مسکونی واقع در خیابان وحدت اسلامی تهران به کلانتری 112 ابوسعید اعلام شد.
 
با تأیید خبر از سوی کلانتری، موضوع به پلیس آگاهی اعلام و با حضور تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم ویژه قتل در محل و انجام بررسی‌های اولیه، مشخص شد مقتول به اسم «اکرم.ب» 57 ساله، در حالی که در گردن و صورت وی آثار ضرب و جرح وجود داشت به قتل رسیده و
کمد دیواری موجود دراتاق خواب فرزندان مقتوله نیز تخریب شده است.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد»، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز بررسی ها از صحنه جنایت، مشخص شد مقتول که به همراه همسر و دو فرزند خود زندگی می‌کرد، مدتی پیش با همسرش به اسم «احمد.س» 60 ساله، اختلاف داشت و چند روز پیشتر نیز به علت ضرب و شتم از سوی همسرش، شکایت کرده است.
با توجه به این که نشانه‌هایی حاکی از ورود با زور به داخل خانه مقتول کشف نشد و این که همسر وی نیز متواری شده بود، اقدام پلیسی برای شناسایی مخفیگاه و دستگیری احمد آغاز شد.
در ادامه مشخص شد احمد به مصرف موادمخدر از نوع شیشه اعتیاد دارد و همین موضوع علت اصلی اختلاف وی با همسر و فرزندانش بوده است. در ادامه رسیدگی به این پرونده و با توجه به اطلاعات به دست آمده در خصوص محل‌های تردد و پاتوق وی، این مناطق شناسایی شد که مشخص شد وی پس از وقوع جنایت دیگر ترددی در این محل‌ها نداشته است.
در حالی که هیچ اطلاعاتی در خصوص مخفیگاه احتمالی احمد وجود نداشت، کارآگاهان اداره دهم با انجام بررسی های پلیسی متوجه شدند متهم پس از ارتکاب جنایت به ساختمان نیمه‌کاره‌ای متعلق به یکی از بستگانش مراجعه کرده و در این محل مخفی شده است. به دنبال شناسایی ساختمان نیمه‌کاره در خیابان پیروزی، این محل تحت مراقبت‌های نامحسوس پلیسی قرار گرفت و سرانجام متهم دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
متهم پس از انتقال به اداره دهم، به ارتکاب جنایت اعتراف و در سخنان خود به کارآگاهان گفت: با توجه به اعتیادم به شیشه، خانواده‌ام ادعا می‌کردند که مشکل روانی دارم و قصد داشتند مرا در بیمارستان بستری کنند، به همین علت مدام با همدیگر درگیر می‌شدیم تا اینکه چند روز قبل از حادثه، با همسرم درگیر شدم و او را مورد ضرب و شتم قراردادم. که اونیز به همین دلیل از من شکایت کرد.
متهم در ادامه اعتراف های خود درباره وقایع روز حادثه به کارآگاهان گفت: حدودا ساعت 9 صبح، وقتی دخترم سر کار رفت،با همسرم در منزل تنها بودم، از وی خواستم تا از شکایتش صرف نظر کند؛ اما او مخالفت کرد و در ادامه به من ناسزا گفت؛ من نیز عصبانی شدم و مجددا با یکدیگر درگیر شدیم. ابتدا همسرم با سشوار ضربه‌ای به سر من وارد کرد که باعث خونریزی و شکستگی سرم شد؛ من نیز در یک فرصت
سیم سشوار را به دور گردنش انداختم و او را خفه کردم. سپس به تصور اینکه در کمد دیواری اتاق فرزندم وجه نقد وجود دارد، آن‌را شکستم، اما پولی در آن یافت نشد و در حالی‌که در خانه را باز گذاشته بودم، متواری و در ساختمان نیمه‌کاره متعلق به یکی از بستگانم که از خالی بودن آن اطلاع داشتم، مخفی شدم.
سرهنگ کارآگاه آریاحاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف های صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده صادر شده و متهم برای انجام بررسی های تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
 

برچسب‌ها: دعوای لفظی, قتل خانوادگی را رقم زد
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۸ توسط محمدرضا متین فر
دستگيري جاعلان حرفه‌اي ايران چک‌
 
 
گروه حوادث- کلانتر 153 شهرک وليعصر تهران گفت: با تلاش ماموران تخصصي کلانتري 153 شهرک وليعصر تهران باند جاعلان حرفه اي که اقدام به جعل ايران چک و اسکناس هاي تقلبي مي کردند، شناسايي و دستگير شدند.
 
سرهنگ عليرضا حيدري از دستگيري اعضاي باند جاعلان حرفه اي که اقدام به جعل و توزيع ايران چک و اسکنانس هاي تقلبي در جنوب پايتخت مي کردند خبر داد و افزود: متهمان در يک عمليات ويژه اطلاعاتي و پليسي توسط ماموران تخصصي اين يگان در محله توليد دارو تهران شناسايي و دستگير شدند. چندي پيش با دريافت گزارشات مردمي مبني بر اينكه چند جاعل حرفه اي و سابقه دار در محله توليد دارو تهران ضمن اجاره يک باب منزل مجردي، اقدام به جعل اسکناس و ايران چک مي کنند؛ رسيدگي به موضوع به سرعت در دستور کار قرارگرفت و اقدامات اطلاعاتي ماموران تخصصي اين کلانتري در اين رابطه آغاز شد. عوامل تجسس کلانتري با تحقيقات غير محسوس و اقدامات اطلاعاتي از جاعل بودن اعضاي باند که 3 جوان به نام هاي مهدي 27ساله، جمشيد 30 ساله و مهدي .ح سرکرده باند 40 ساله اطمينان حاصل کردند، در محل هايي که احتمال حضور آنان متصور بود کمين زده که در نهايت موفق شدند طي يک عمليات غافلگيرانه پليسي، 2 نفر از متهمان را که سوار بر يک دستگاه خودرو 206 بوده و در حال پخش پول هاي جعلي بودند را دستگير و در حين دستگيري از آنان حدود 28 قطعه ايران چک جعلي کشف و ضبط کردند.
با توجه به محرز بودن جرم متهمان و همچنین با وجود آنکه متهمان حرفه اي و سابقه دار بودند، پس از دستگيري به کلانتري منتقل و تحت بازجويي هاي پليسي قرار گرفتند که در خلال بازجويي هاي پليسي
لب به اعتراف گشوده و اظهار داشتند: شخص ديگري که “مهدي. ح” نام دارد، ايران چک ها را به آنها داده که اين متهم که سرکرده باند به شمار مي رفت نيز با اقدام اطلاعاتي ماموران در محله توليد دارو به دام افتاد و پس از انتقال به کلانتري همه متهمان در اختيار کارآگاهان پايگاه پنحم پليس آگاهي فرماندهي انتظامي تهران بزرگ قرار گرفتند.اين اقدام ماموران و تلاش شبانه روزي آنان که به انهدام باند جاعلان اسکناس و ايران چک هاي تقلبي در جنوب پايتخت انجاميد موجبات خرسندي و رضايت مندي ساکنان و اهالي منطقه را فراهم آورده است.
 

برچسب‌ها: دستگيري جاعلان حرفه‌اي ايران چک‌
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ توسط محمدرضا متین فر
متخلفان تا پایان نوروز آزاد نمی‌شوند
 
 
گروه قضایی- سارا طالبی زاده : چند سالی می شود که برخی از مردم با انجام اقدام های عجیب و غریب ،چهارشنبه آخر سال را با حوادث تلخ گره می زنند. بر همین اساس سال گذشته در چهارشنبه آخر سال 329 عملیات از سوی سازمان آتش نشانی انجام شد که 200 مورد آن مربوط به معابر، 28 مورد فضای سبز، 59 مورد واحدهای مسکونی، 36 مورد وسایل نقلیه و 6 مورد نیز موارد متفرقه بود در این حوادث 8 نفر نیز مجروح شدند و خوشبختانه کسی کشته نشد.
 
در این بین مسئولان قضایی نیز برای کاهش آسیب‌های این شب، به خاطیان و افرادی که دست به کارهای خطرناک می زنند هشدار داده که ا فراد خاطی تعطیلات نوروزی را در زندان بسر خواهند برد. دادستان عمومی و انقلاب گرگان در این باره گفت: ما مخالف شادی و نشاط هموطنان نیستیم اما شادی کردن گروهی نباید باعث مزاحمت و سلب آسایش سایر همشهریان شود.عباس پوریانی در گفت و گو با «حمایت» در مورد تمهیدهای آخرین چهارشنبه سال هم اظهار داشت دستور جلسه مبارزه با جرایم خاص، این بار بر محور مراسم چهارشنبه سوری بود تا با پیشگیری، هشدار و نظارت مانع برهم خوردن نظم به بهانه این مراسم شویم.وی افزود: به طور حتم ما با مخلان نظم و امنیت در جامعه برخورد قانونی خواهیم کرد و برای آنها پرونده های قضایی تشکیل خواهیم داد.دادستان گرگان با تاکید بر این موضوع که فروشندگان و تولید کنندگان مواد محترقه بویژه مواد محترقه دست ساز، تعطیلات نوروزی را در زندان بسر خواهند برد، به همه عاملان فروش این مواد هشدار داد و گفت: به نیروی انتظامی دستور داده شده تا با افزایش بازرسی ها، مغازه هایی را که مبادرت به فروش این مواد محترقه می کنند مهرو موم کنند و عاملان فروش را به محاکم قضایی تحویل دهند تا ایام تعطیلات سال نو را در زندان بسر ببرند.پوریانی همچنین اظهار داشت: امسال هم مثل سال های قبل و با همکاری نیروی انتظامی از ورود بی دلیل موتورسواران روستاها و شهرهای اطراف به گرگان به بهانه مراسم چهارشنبه آخر سال جلوگیری خواهیم کرد تا هم از حوادث رانندگی پیشگیری کرده باشیم و هم نظم و امنیت شهر گرگان برهم نخورد.وی با بیان اینکه نگاه ما نگاه پیشگیری است، خواه این پیشگیری فرهنگی، انتظامی و یا قضایی باشد، تصریح کرد: سعی کردیم در سال های اخیر با همکاری رسانه ها بویژه صدا و سیما آموزش های لازم به خانواده ها داده شود وفرهنگسازی ها انجام شود تا شاهد اتفاق های ناگوار برای جوانان نباشیم. وی از جوانان هم خواست با گوش کردن به نصایح بزرگترها و رعایت مسایل ایمنی، آخرین روزهای سال خود را به تلخی سپری نکنند.

عرضه کنندگان مواد آتش زا به حبس محکوم می شوند
معاون دادستان عمومی و انقلاب شیراز هم گفت:متصدیان فروشگاه هایی که اقدام به عرضه و فروش لوازم و مواد محترقه کنند علاوه بر مهرو موم کردن واحد صنفی، مشمول حبس خواهند شد.سید رضا موسوی تبار بیان داشت:کسانی که مبادرت به ساخت مواد محترقه کنند برابر قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات به حبس از 6 ماه تا 2 سال محکوم می شوند.وی افزود:همچنین کسانی که به طورغیرمجاز، اقلام تحت کنترل از جمله مواد محترقه را خریداری، نگه داری، حمل و یا به توزیع و فروش آن مبادرت کنند برابر قانون نیز به حبس از 91 روز تا 6 ماه محکوم می شوند.
موسوی تبار ادامه داد:کسانی هم که درچهارشنبه پایان سال، زمینه اخلال در نظم و سلب آسایش و آرامش عمومی را فراهم کنند برابر ماده 618 قانون مجازات اسلامی به حبس از 3 ماه تا یک سال و 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.سرپرست دادسرای انقلاب اسلامی شیراز اضافه کرد:انتظار می رود خانواده ها ضمن تبیین خطرهای جبران ناپذیر استفاده از مواد محترقه به ویژه مواد خطرساز وغیر استاندارد، تبعات قانونی ارتکاب به چنین جرایمی را نیز به فرزندان خود یاد آورشوند.وی افزود:مرتکبان جرایم یاد شده پس از بازداشت تا بعد از تعطیلات سال نو فرصت همراهی با خانواده و دوستان خود را از دست خواهند داد و تا پایان تعطیلات در بازداشت بسر می برند.معاون دادستان شیراز همچنین توصیه کرد:افراد خود را در معرض آسیب ها و صدمه های جسمی و یا حبس و مجازات ناشی از تخطی از قانون قرار ندهند و خاطره خوشی را در ایام پایان سال و همچنین در روزهای آغازین سال نو برای خود و خانواده ها رقم بزنند.
 


برچسب‌ها: متخلفان تا پایان نوروز آزاد نمی‌شوند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ توسط محمدرضا متین فر
عروس متهم به مشارکت در قتل
عشق شوم!
 
عروس و داماد منتظر جاری شدن صیغه عقد بودند که مأموران پلیس وارد خانه شدند و آن دو نفر را دستگیر کردند. «نسرین » همان عروس است. شال بنفش تیر هاش با صورت سبزه وچشمان سبز او تناسبی ندارد. او 21 ساله است و به جرم مشارکت در قتل به زندان آمده، البته سرقت و زورگیری دیگر جرایم او هستند، شاکی رضایت داده اما پولش را می خواهد.

چرابه زندان آمدی؟
من و خانواده ام اطراف ورامین زندگی میک‌نیم. پدرم غیر از کش اورزی، پمپ آب هم اجاره م یدهد تا کش اورزان و یا بقیه مردم از آن اس تفاده کنند. روزی 10 هزار تومان برای اجاره پمپ کرایه م یگیرد. یک روز پیرمردی 60 ساله ب ه خانه ما آمد. من در را ب از کردم و بعد مادرم را صدا کردم تا در مورد اجاره پمپ صحبت کند.پیرمرد پمپ را برای 8 روز اجاره کرد و برد. فردای آن روز دوباره آمد. گفت شیلنگ پمپ کوتاه است و به چاه نم یرس د. ازمن شماره گرفت تا تماس بگیرد و اگر ش لنگ داشتیم بیاید و آن را ببرد. از فردای آن روز، تما سهای او ش روع ش د. به هر بهان های زنگ م یزد. موضوع را به مادرم گفتم. او گفت آن پیرمرد حتماً به تو نظر دارد که این قدر زنگ م یزند. البته ما موضوع را جدی نگرفتیم، او جای پدربزرگ من بود. چند بار تصمیم گرفتم به تلف نهایش جواب ندهم اما وقتی جواب نم یدادم، به در خانه م یآمد. من نادررا دوس ت داشتم، دو س الی م یش د قرار بود با هم ازدواج کنیم. نادر به من شک کرده ب ود. مجبور ش دم ماجرا را بگویم. او گفت اگر خواس ت قراری بگذارد، قبول کن. بالاخره با پیرمرد قرار گذاش تم. قرار شد به ویلایش در نجم آباد بروم.
خ ودش دنبالم آم د. نادر هم م ا را تعقیب میک‌رد. شغل نادر چه بود؟ مسافرکشی می کرد. چرا همراهی اش کردی؟ نم ی دانم، ش اید چون نادر خواس ت. عقب  نشس ته بودم، از من خواس ت جلو بنش ینم، با  پیامک از نادر پرس یدم و او موافقت کرد و از من خواست هر کاری می گوید انجام دهم. وارد ویلا ش دیم. دیگر دیر ش ده بود و راه فراری نداشتم. ب رای نادر پیام فرس تادم تا زودت ر بیاید. وقتی نادر زنگ در را زد، ادعا کردم چاه کنی اس ت که خودش قبلا از من خواس ته، نادر وارد ویلا شد، پیر مرد بیرون ویلا با نادر درگیر ش د و نادر سر او را با میله شکست. من صدای پیر مرد را داخل ماشین ضبط کرده بودم. قرار شد یک میلیون به ما بدهد تا او را پیش خانواد هاش رسوا نکنیم. پول را داد؟
هم ان موقع با دخترش تماس گرفت و گفت که در ویلا کار ساختمانی دارد، فردی به در خانه می آید و در مقابل ارائه گواهینامه رانندگی، یک میلی ون تومان به او بده! البته یک ربع بعد مبلغ را 700 هزار تومان کرد. برای گرفتن پول دس ت و پای پیرمرد را بس تیم و او را در صندوق عقب گذاشتیم و سه تایی راهی تهران شدیم. خانه در خیابان آیت الله کاشانی حوالی آریاشهر تهران بود. نادر پ ول را گرفت اما به پیرمرد تظاهر کرد پول را نگرفته است. من تهران را نمی شناسم. درست نمی دانم کجا بود که یک دفعه در صندوق باز شد و پیرمرد بیرون پرید! نادر ترمز کرد و پیرمرد آمد و روی صندلی عقب نشست. به طرف اسلامشهر رفتی م. بین راه من صدای پیرمرد را از گوش یم پاک کردم و او مطمئن ش د صدایش پاک شده، همان جا ب ود که با تعجب ما، یک باره اس لحه کشید. نادر ماشین را متوقف کرد، با اشاره به من فهماند که ه ر دو یک باره فرار کنیم. پیرمرد به م ن گفت می رود آبروی م را م یبرد. با درگیری خواستم مانع فرارش ش وم، ولی او توانست فرار کند. نادر توانس ت او را بگیرد. او را روی صندلی نش اندیم، نادر طنابی را دور گردن مرد انداخت،یک طرف طناب را دست من داد و طرف دیگرش را خودش کش ید. یعن ی باهم پیرم رد را خفه کردیم. 5 دقیقه طول کش ید. با آمدن یک موتور سوار، نادر حرکت کرد ولی من هنوز طناب را در دست داشتم.
جسد را چه کردید؟
نادر، جس د را در صندوق عقب انداخت و بعد  از رس اندن من به ورامین، به طرف قزوین رفت. بع د با من تماس گرفت و گفت جنازه را در خرم دره به بیابان انداخته و با ماش ین به طرف ماکو م یرود. من سیم کارتم را که اعتباری بود و سند هم نداشت تا مشخص شود به نام من است، بیرون انداختم و یک سیم کارت اعتباری دیگر خریدم. ن ادر هم پژو پیرمرد را در ماکو آتش زده بود. دو یا س ه هفته بعد، خواس تگار برای م آمد و پدر و مادرم که مخالف ازدواج من و نادر بودند، به اجبار می خواستند با خواس تگارم ازدواج کنم. مجبور شدم از خانه فرار کنم. نادر هنوز از ماکو برنگشته بود. گفتم به خانه دوس تم می روم اما دروغ بود.
روزه ا در پارک ها ولگردی می کردم و ش بها یواش کی در مسجد م یخوابیدم. بالاخره با اصرار نادر به خانه خواهرش رفتم. سه شب بعد خودش از ماکو آمد.
کی دزدی و زورگیری کردی؟
فردای روزی که نادر ب ه خانه خواهرش آمد، با نقش ه نادر برای پولدار ش دن و ازدواجمان، به عنوان مس افر قزوین، سوار یک سمند شدیم. در باند س بقت، نادر راننده را تهدید کرد تا ماش ین را متوقف کند. راننده ماشین را کنار جاده متوقف ک رد. وقتی پیاده ش د، مدارکش را از داش بورد س مندش بیرون آورد و ب ه ن ادر داد. نادر قبل ازپس دادن مدارکش، لابلای آن را نگاه کرد. 700هزار تومان پ ول و 250 هزار تومان چک بود که برداش ت و مدارک را هم ب ه راننده داد و حرکت کرد. چک را بیرون انداختیم و پو لها را برداشتیم.به ماکو رفتیم. یک هفته بعد مادرم تماس گرفت و از من خواس ت به خانه برگردم. قول داد اجازه ازدواج من و نادر را از پدرم بگیرد. وقتی به ورامین رس یدیم، پدرم را دیدم که از پاس گاه بیرون می آید. به نادر گفتم پدرم رفته تا از ما شکایت کند، اگ ر مرا به خانه برگردانی، خودم را می کش م. ازهمان جا دوباره به ماکو برگشتیم.
باز هم به خانه خواهر نادر رفتید؟
ن ه این بار یکی از دوس تان نادر ب ه نام داود تماس گرفت و گفت با پدر نس رین صحبت می کنم و او راضی خواهد ش د. ب ا حر فهای او باز برگشتیم. از ترس پدرم به خانه نرفتم. همراه نادر به خانه داود رفتیم. داود عاقد و خانواده هایمان را دعوت کرده بود. بعد از ظهر وقتی می خواس تیم صیغ ه عقد را بخوانیم، پلیس آمد و من و نادر را دس تگیر کرد. همه فکر میک‌ردند برای فرارمان اس ت ولی وقتی پدر من و پدر ن ادر در آگاهی، موض وع قتل و س رقت را فهمیدند، خیلی گریه کردند. باورش ان نمی ش د که این علاقه به چه نتیجه شومی ختم شده است.
راننده سمند شاکی شماست؟
نه، او ماش ینش را پس گرفت و رضایت داد اما پولش را م یخواه د که پدرم می تواند آن را برگرداند.برای موضوع قتل، چند نفر شاکی دارید؟
نمی دانیم. خانواده پیرمرد را هم ندیده ایم. فکر می کنی عاقبت چه تصمیمی برایتان خواهند گرفت؟ای ن را هم نمی دانیم ولی پدر من و پدر نادرگفته اند خانه هایمان را می فروش یم تا شاید باپرداخت دیه، برایتان رضایت بگیریم.
تحصیلاتت چه قدر است؟
تا اول دبیرستان.
چرا ترک تحصیل کردی؟
من بچه بزرگ خانواده هس تم. خواهر ندارم،دو ب رادر کوچکت ر از خ ودم دارم. چند س ال پیش، وقتی کلاس اول دبیرس تان بودم، پدر و م ادرم تصادف کردند. م ن مجبور بودم صبح به بیمارس تان بروم تا پیش مادرم باشم و غروب با بازگشت به خانه، کارهای آشپزی و نظافت خانه را انجام می دادم. درس هایم ضعیف شد و با این ک ه معدل خوب قبلی، ترک تحصیل کردم. تمام آرزوهایم بر باد رفته اس ت، آب روی خانواده ام رابرد هام، از خانواده مقتول تقاضای بخشش خودم و ن ادر را دارم، ما هرگز فک ر نمیک‌ردیم چنین عاقبتی در انتظارمان باشد.
 


 


برچسب‌ها: عروس متهم به مشارکت در قتل
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ توسط محمدرضا متین فر
واگویه های یک رزمی کار چاقوبه دست
اشتباهی زندان آمدم!
 
برای آینده چه نقشه‌هایی که نکشیده بودند. خوشبختی را در چند قدمی خود می‌دیدند. قرارشان این بود برای سعادت یکدیگر بکوشند و عطر شیرینی زندگی در خانه‌شان همیشه به مشام برسد اما در همان دوران شروع زندگی همه زیبایی‌ها رنگ باخت.
سه ماه از ازدواجش می‌گذشت که به زندان آمد. حالا از آن روز، 5 سال و چند ماه می‌گذرد. او باید دیه‌ای را پرداخت کند که قبول ندارد.اولین روزهای تابستان دو سال پیش، نحس ترین روز در تمام عمرش بود. همسرش تازه باردار شده و قرار بود زندگی خوبی در کنار هم داشته باشند. سه ماه قبل، زندگی مشترکشان آغاز شده بود. اسم این مرد، نادر است. تازه داماد بود که به زندان آمد. وی مردی 28 ساله است و از دو سال قبل در زندان به سر می برد.


برچسب‌ها: واگویه های یک رزمی کار چاقوبه دست

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ توسط محمدرضا متین فر
خیس کردن صندلی خودرو جان کودک 4 ساله را گرفت
 
 
گروه حوادث- کودک 4 ساله که به دلیل مشکل جسمی، صندلی خودرو مرد شیشه‌ای را خیس کرده بود به دست او کشته شد.
 
28بهمن امسال از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی، وقوع یک فقره فوت مشکوک به کلانتری 151 یافت‌آباد اعلام شد. با حضور مأموران در بیمارستان و اعلام نظریه تیم پزشکی در خصوص وجود آثار ضرب و جرح بر روی بدن پسربچه‌ای 4 ساله، بلافاصله هماهنگی‌های لازم انجام و زن و مرد میانسالی که اقدام به آوردن پسربچه به بیمارستان کرده بودند، برای انجام تحقیقات به کلانتری منتقل شدند.
با انتقال زن و مرد میانسال به کلانتری، آنها به مأموران گفتند که پسرمان به اسم "کامران.ب" 26 ساله ، حدود دو هفته پیش، فرزند یکی از دوستانش را که با همسرش دچار اختلاف شده بود، به صورت موقت و به درخواست پدر بچه که آتیلا نام داشت به خانه آورد و با وجود مخالفت‌های ما برای قبول کردن مسوولیت نگهداری از کودک، وی همچنان اصرار کرد تا از آتیلا مراقبت کند تا در نهایت تکلیف زندگی پدر و مادر آتیلا و زندگی آنها مشخص شود و امروز نیز، کامران درحالی آتیلا را به خانه آورد که او بیهوش بود و از ما خواست کودک را به بیمارستان برسانیم .
با توجه به اظهارات پدر و مادر کامران، مأموران کلانتری با مراجعه به محل سکونت کامران در منطقه خلیج، وی را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند؛ کامران دراظهارات اولیه منکر هرگونه ارتکاب جنایت شده و در نهایت اعلام کرد که در حالت عصبانیت تنها ضربه‌ای به سر "آتیلا" وارد کرده و به هیچ عنوان قصد کشتن وی را نداشته است.
با ارجاع پرونده به پلیس آگاهی تهران بزرگ، به دستور بازپرس پرونده جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل و متهم نیز برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم قرار گرفت.
با اعلام نظریه پزشکی قانونی در خصوص خفه شدن آتیلا به علت انسداد شریان تنفسی ناحیه گردن، کامران به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
کامران در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: روز حادثه ، پسرعمویم با من تماس گرفت و از من خواست کرد برای کمک به اسباب کشی، به شهرک اندیشه بروم؛ پس از انجام اسباب کشی و درحالیکه مقداری شیشه مصرف کرده بودم، به همراه آتیلا سوار ماشین شده و به سمت تهران حرکت کردیم؛ ناگهان درانتهای اتوبان آزادگان و در نزدیکی شهرک دریا متوجه شدم که آتیلا به علت مشکلی که ازهمان زمان تولدش درسیستم گوارشی خود داشت، صندلی ماشین را کثیف کرده است؛ در حالیکه همچنان در توهم مصرف شیشه بودم، ابتدا چند ضربه به سر و صورتش زده و سپس برای آنکه صدای گریه کردنش را قطع کنم، گردنش را گرفته و آنقدر فشار دادم تا صدایش قطع شد. آن زمان متوجه شدم که آتیلا دیگر نفس نمی‌کشد؛ بلافاصله خودم را به خانه رسانده و از پدر و مادرم خواستم آتیلا را به بیمارستان برسانند و خودم نیز در خانه منتظر بازگشت آنها ماندم تا اینکه مأموران به همراه عمویم به خانه آمده و مرا به کلانتری بردند.
متهم در پایان اظهارات خود به کارآگاهان گفت: نیت من تنها کمک کردن بود اما در یک لحظه ، توهم شیشه باعث شد تا سیاهی تمام وجودم را بگیرد و کاری را کردم که هیچ وقت فکرش را نیز نمی کردم بتوانم انجام دهم.
 

برچسب‌ها: خیس کردن صندلی خودرو جان کودک 4 ساله را گرفت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۲ توسط محمدرضا متین فر
مسئولیت حقوقی فروریختن ساختمان های نوساز بر عهده کیست؟
مهندسان ناظر در حصار قانون
 
 
ساختمان‌هایی که در حال ساخت یا تازه‌ساخت هستند و فرو می‌ریزند و خسارت‌های جانی و مالی به وجود می‌آورند، باعث ایجاد این سوال می‌شوند که مسوولیت جبران این خسارت ها با کیست؟ مگر نظارت بر ساخت‌وساز این ساختمان‌ها انجام نمی‌شود؟ وظایف مهندسان ناظر چیست؟ و مسئولیت های آنان در این باره چگونه است؟ در این خصوص به گفت‌وگو با کارشناسان حقوق شهری نشسته ایم.

برچسب‌ها: مسئولیت حقوقی فروریختن ساختمان های نوساز بر عهده ک

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۸ توسط محمدرضا متین فر
جرم شناسی بزهکاری اطفال
 
فهیمه فریدزاده
همانطور که می دانیم، آینده جوامع بشری در گرو به بار نشستن جوانه های امروزاست. از جامعه ای که قشر وسیعی از اطفال آن بزهکار باشد، نمی توان انتظارآینده ای روشن داشت.شاید این ضرب المثل قدیمی بهتر بتواند تصویری از آتیه جامعه ای که اطفال آن اغلب بزهکارند، ارایه دهد: خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوارکج. یکی از زمینه هایی که در طفل و نوجوان باعث بروز بزه می شود، اغلب به دلیل عدم توانایی تمییزخوب و بد و نیز بیداری و رشد غرایز و انگیزه های روحی و جسمی ای است که طفل و نوجوان اغلب نمی دانند چگونه باید با آنها روبرو شوند. در نتیجه دست به اقداماتی می زند که پس ازانجام آن، اغلب احساس پشیمانی کرده و به دلیل آن که نتوانسته است اقدام درست را بشناسد یا انجام دهد، احساس عدم توانایی کرده و دچار نوعی سرخوردگی و انزوا و دوری ازجامعه می شود. این سرخوردگی شاید به عنوان زمینه ای قابل تامل برای بزهکاری اطفال باشد، هرچند که نمی تواند عامل مستقلی برای بزهکاری محسوب شود. اما طفلی که این گونه زمینه ها در وی حالت تشدید یافته دارد، وقتی عوامل دیگر در وی جمع وهمگام شود، آسان ترو سریع تربه بزهکاری روی می آورد. بنابراین شناخت آسیب هایی که به اطفال وارد می شود و طفل را به بزهکاری سوق می دهد واین که اغلب این گونه اطفال چه نوع جرایمی را مرتکب می شوند و در نتیجه شناخت علل ارتکاب بزه از سوی اطفال امری ضروری است که دراین مقال به اختصار به آن می پردازیم.ابتدا باید دانست که بزهکاری دو معنای خفیف و شدید را در اذهان ممکن است تداعی کند. به این معنا که عده ای آن را فقط مربوط به نوعی حالت سرکشی و یاغی گری دراطفال می دانند. مانند فراراز مدرسه، توهین به والدین و آموزگاران و ناسازگاری هایی که جرم انگاری نشده است که این افعال می توانند تنها نشانه هایی از تمایل به ارتکاب جرم درآینده این گونه اطفال به شمار آیند و عده ای نیز بزهکاری را به معنای ارتکاب افعالی می دانند که درقانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است و مجازات هایی چون قصاص، دیات، حدود و تعزیرات را درپی دارد.اما آنچه مسلم است، درمورد اطفال، استعمال لفظ بزهکار، از لفظ مجرم و تبهکار بهتر است. چرا که مجرم دانستن و درنتیجه اعمال مجازات های خشن صرفا تنبیهی، برخلاف بزرگسالان که اغلب باعث تادیب آنها می شود، طفل بزهکار را به جبهه گیری و مبارزه جویی با جامعه در آینده سوق می دهد.جرایم در یک تقسیم بندی کلی به جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و جرایم علیه نظم عمومی منقسم است که دراین میان طیف وسیعی از بزهکاری اطفال، معمولا در دسته های اول و دوم یعنی جرایم علیه اشخاص و اموال، آن هم در قالب های خاص و محدود به جرم های معینی واقع می شود. برای مثال آنچه عملا جامعه اطفال بزهکار به سمت آن پیش می رود، در جرایم علیه اشخاص، جرایم منافی عفت مانند لواط و زنا و...است که درصد بالایی از بزهکاری اطفال را به خود اختصاص داده است و همچنین بعد ازآن، ایراد ضرب و جرح در جرایم علیه اشخاص، درصدی قابل توجه دارد.
در دسته دوم یا همان جرایم علیه اموال نیز ارتکاب بزه سرقت آنچنان زیاد است که شاید بتوان گفت جرایم علیه اموال ارتکابی اطفال محدود به سرقت است. هر چند که بزه تخریب اموال عمومی و حتی خصوصی را از سوی اطفال نمی توان نادیده انگاشت و در دسته سوم یا جرایم علیه نظم عمومی نیز می توان به اعتیاد به مواد مخدر و توزیع آن، مجالس لهو و لعب و پخش موسیقی های مبتذل و...اشاره کرد.
در چرایی این که طفل با داشتن روح معصوم وتمایل ذاتی به نیکی، چگونه به سمت و سوی جرم و بزه کشانده می شود، علل متعدد ومختلفی گفته شده است که شاید بتوان دریک تقسیم بندی کلی از خانواده، اجتماع و ژنتیک به عنوان مهم ترین عوامل نام برد. از آنجا که ریشه و علت خاص بسیاری از جرایم ارتکابی از سوی اطفال به عدم ارضای نیاز محبت و توجه و در نتیجه حس کمبود محبت و جلب توجه، فقر، والدین زود خشم و مهاجم وغیره برمی گردد. خانواده به عنوان مهم ترین عامل در بزهکاری یا عدم بزهکاری اطفال قلمداد می شود. عوامل دیگری چون بی مهری والدین یا محبت بیش از اندازه، انحرافات والدین یا هرنوع بهم ریختگی های خانوادگی مانند سفرهای طولانی هر یک از والدین و یا حتی فوت آنها، سن والدین، رفتارهای خشونت آمیزآنها بی سوادی فقر، تبعیض میان فرزندان، عقب ماندگی های اجتماعی و...همگی درآن چه از طفل به عنوان یک بزهکار یا یک شهروند خوب به عمل می آوریم، تاثیر به سزایی دارد. از سوی دیگر نقش عوامل اجتماعی نیز مانند دوستان و همسالان، محیط مدرسه و هرمحیط آموزشی دیگر مانند مهد کودک، کلاس های آموزشی متفرقه، طبقه اقتصادی تاثیر وسایل ارتباط جمعی مانند سینما، تلویزیون، رادیو ماهواره، کتابهای داستانی، مشروبات الکلی، محیط تفریح مسکن و...به عنوان دومین عامل و به عنوان عاملی در خدمت عامل اول یعنی خانواده در بروز بزه انکار ناپذیر است.
اما عامل سوم یا همان ژنتیک، شامل برخی بیماری ها مانند پارانوئیدیه به معنای اشخاص بدبین و خودخواهی که ازاجتماع بیزارند ویا کاتوتونی به معنای حالت های لجاجت و منفی بافی وخشم های ناگهانی و یا کژخویی که در آن ذاتا تمایل به بدی هست و یا اختلالات و توهماتی مانند این که دیگران می خواهند اورا از بین ببرند و یا افرادی که با محیط سازش ندارند و...همگی از عوامل ژنتیکی هستند که ممکن است در وقوع جرم موثر باشند. اما نکته حائز اهمیت این است که گرچه تاثیرعامل ژنتیک قابل انکار نیست اما در واقع ژنتیک هرگز نمی تواند عامل مستقلی برای جهت گیری طفل به سوی بزهکاری باشد بلکه عامل تعیین کننده و نهایی آینده جامعه و سرنوشت اطفال امروز و سازندگان فردا خانواده است و سپس در مرحله بعد، اجتماع این خانواده ها در قالب یک جامعه، فرهنگ، محیط آموزشی و... عامل تاثیر گذار دیگری در آینده و آیندگان است.

برچسب‌ها: جرم شناسی بزهکاری اطفال
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۴ توسط محمدرضا متین فر

دکتر محمود آخوندی استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی: مداخله دادسرا در جرایم تجاوز به عنف مشکل‌ گشا نخواهد بود

طرح پرونده‌های تجاوزبه عنف دردادسرا؛ اما و اگرها
آخوندی درگفت‌وگو با ایسنا: مداخله دادسرا در جرایم تجاوز به عنف مشکل‌گشا نخواهد بود

یک استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی با بیان این که مداخله دادسرا در رسیدگی به جرایم تجاوز به عنف مشکل‌گشا نخواهد بود تاکید کرد: در جرایم زنای به عنف، باید روش اثبات جرم زنا اعم از این که با کیفرخواست یا بدون کیفرخواست به دادگاه برود، تغییر کند.

دکتر محمود آخوندی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره پیشنهاد اضافه شدن مرحله دادسرا به پرونده‌های تجاوز به عنف اظهار کرد:‌ برای برهم خوردن وضع فعلی، نیاز به قانون جدید داریم.

وی خاطرنشان کرد: اغلب جرایم منافی عفت در دادسرا مورد رسیدگی قرار می‌گیرد و کیفرخواست صادر می‌شود و بعد به دادگاه می‌رود، به استنثناء جرم زنا و لواط که بدون مداخله دادسرا به دادگاه می‌رود و دادگاه راسا رسیدگی می‌کند و چون مجازاتش اعدام است به دادگاه کیفری استان می‌رود.

این استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی با تاکید بر این که اضافه شدن مرحله دادسرا به پرونده‌های زنا و لواط نیاز به قانون دارد و بدون قانون نمی‌توانند این کار را انجام دهند، در ارزیابی از این پیشنهاد گفت:‌ مداخله دادسرا مشکل‌گشا نخواهد بود. مهم‌ترین مساله‌ای که در زنای به عنف وجود دارد، مساله اثبات آن است.

آخوندی توضیح داد:‌ قانونگذار گفته است که زنا با شهادت چهار نفر و یا چهار بار اقرار متهم اثبات می‌شود اما در زنای به عنف ظاهرا این چهار نفر نمی‌تواند وجود داشته باشد یعنی اگر چهار نفر شاهد بود که فعل انجام نمی‌گرفت. هم‌چنین متهمی که مرتکب زنای به عنف می‌شود از خدا که نمی‌ترسد و حاضر به چهار بار اقرار به امری که مجازات آن اعدام است نمی‌شود. اگر اقرار بکند یک فرد عقب افتاده است. جنون دارد. در نتیجه اثبات جرم غیرممکن است.

او با تاکید بر این که در جرایم زنای به عنف، باید روش اثبات تغییر کند اعم از این که این پروند‌ه‌ها با کیفرخواست به دادگاه برود یا بدون کیفرخواست، گفت:‌ در اثبات جرم زنای به عنف باید به دلایل علمی معنوی اهمیت دهیم، تا زمانی که این تکامل را نداشته باشیم، این توان را ندهیم و این تغییرات را ایجاد نکنیم این اقدامات نمی‌تواند در جلوگیری از بزهکاری تاثیری داشته باشد.


برچسب‌ها: مداخله دادسرا در جرایم تجاوز به عنف مشکل‌ گشا نخوا
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۵ توسط محمدرضا متین فر
راه حل اساسی، خشکاندن ریشه های ارتکاب جرم است
 
 
ریيس قوه قضاييه با تبريك ميلاد پيامبربزرگ اسلام (ص)، وجود مبارك پيامبراسلام را بزرگ‌ترين نعمت الهي براي بشريت و جهان هستي دانست و گفت: بزرگ‌ترين كفران اين است كه كساني چشم براين حقيقت الهي ببندند .
 
آيت‌الله آملي لاريجاني درجلسه دیروز مسوولان عالي قضايي با اشاره به آيات و روايات متعددي كه در وصف مقام عظيم پيامبر (ص)‌ نازل و نيز نقل شده است، تاكيد آيات قرآني بر«مقام محمود» پيامبر و«خُلق عظيم» آن حضرت را نشانه عظمت مقام پيامبر اسلام دانست وگفت: قرآني كه خود «خَلق عظيم» است، در وصف پيامبراسلام از او با عنوان انساني داراي «خُلق عظيم» نام مي‌برد و او را درمقام محمود وصف مي‌كند كه بالاترين مقام انساني است و اين توصيفات نشان از بزرگي وعظمت جايگاه پيامبر(ص) دارد.

تاسي به سلوك پيامبراسلام نسخه شفابخشي براي تمام بشريت
ریيس قوه قضاييه افزود:‌ درسوره قلم خداوند فرموده است: «إنَّک لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» پيامبرگرامي اسلام دركلام حق‌تعالي به «إنَّک لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» توصيف شده‌اند.
خداوند اگركسي را به اين‌كه برخُلق عظيم است، يعني ملكات و هيئات راسخ نفساني را به تمامي واجد است، توصيف كند؛ نشانه‌اي جز بزرگي مقام رفيع پيامبراسلام (ص) نيست و با توجه به اين‌كه دراينجا قایل حق‌تعالي است و هيچ باطلي دركلام حق راه ندارد نتيجه اين مي‌شود كه پيغمبر اكرم اسلام بر بالاترين خُلق ممكن استواراست.
آیت الله آملی لاریجانی همگان را به تدبروتامل درمقام والاي پيامبر وتوصيفات بي‌بديلي كه درآيات الهي و نيز درسخن اميرالمومنين(ع) در نهج‌البلاغه آمده، فراخواند و افزود: پيامبر عظيم‌الشان اسلام با وجود آن «خُلق عظيم» ياد دنيا را درنفس خود از بين برده بود و همواره نيكوترين رفتارها را با مردم و پيروان خود داشته و تاسي به سلوك و سيره پيامبر بزرگ اسلام، نسخه شفابخشي براي تمام بشريت است.

ابرازتاسف از اختلاف‌افكني‌ ميان مسلمانان
ریيس قوه قضاييه تاكيد كرد:‌ علاوه براين‌كه خود قرآن، پيامبراكرم اسلام را توصيف كرده است به اين‌كه داراي خُلق عظيم است، درنهج‌البلاغه حضرت امير(س) نيزكه خود مصداق همين اخلاق وخلق عظيم بود؛ درتوصيف پيامبرمطالبي آورده است كه انصافا براي همه ما يك نسخه شفابخش است. درخطبه 160 نهج‌البلاغه حضرت امير(ع) عبارات بسيار زيبايي در وصف پيامبراكرم (ص) دارند. عباراتي كه درتوصيف زهد و خصايص پيامبراست «و لقد کان فى رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌ کاف لک فى الأسوه، و دلیل لک على ذمّ الدّنیا وعیبها، وکثرة مخازیها و مساویها» تا اينجا كه مي‌فرمايند: «فتاس بنبيک الاطيب الاطهر» تاسي كن به پيامبر كه پاك‌ترين بود و پاكيزه‌ترين بود و «فان فيه اسوه لمن تاسي» يعني كه درپيامبر اقتدا هست، الگوهست براي هركسي كه بخواهد تاسي كند «وعزاء لمن تعزي» افتخارهست بزرگي هست براي هركسي كه به دنبال فخروبزرگي باشد «واحب العباد الي الله المتاسي بنبيه» محبوب‌ترين انسان‌ها نزد خداوند باري‌تعالي كسي است كه متأسي به پيامبر گرامي اسلام باشد كه تعبير بسيار زيبا و پرمعنايي است و البته نظير اين تعابير در وصف آن مقام عظيم فراوان است.

ضرورت وحدت امت اسلامی در برابر توطئه ها
وی با ابرازتاسف ازبرخي فرقه‌گرايي‌ها درجهان اسلام و نيز برخي اختلاف‌افكني‌ها ميان مسلمانان از اين‌گونه رفتارها به عنوان كفران نعمت بزرگ الهي نام برد و تاكيد كرد: كفران است كه كساني چشم براين حقيقت ببندند يا خداي ناكرده توهين روا بدارند و البته كفران بزرگ‌تر اين است كه مسلمانان كه امت ايشان هستند، بي‌توجهي كنند و قوم جاهلي يافت شوند كه با ترور برادران ديني به اختلاف افكني روي آورند.
آيت‌الله آملي لاريجاني فرقه‌گرايي و دامن زدن به اختلافات مذهبي را جفا برمقام رسول‌الله (ص) دانست و گفت: متاسفيم كه قوم جاهلي يافت مي‌شوند و به دنبال شقاق بين مسلمانان و فرقه‌گرايي هستند و برادران ديني خود را به خاك و خون مي‌كشند و عده‌‌اي خبيث با عنوان وهابي از شقاق و اختلاف‌افكني آنها حمايت مي‌كنند.
رییس قوه قضاییه خواستار وحدت امت اسلامي در مقابل توطئه‌ها و تفرقه‌افكني‌هاي دشمنان اسلام شد و گفت: توهيني بالاتر از اين به پيامبر بزرگ اسلام (ص) نيست كه با امتش چنين كنند.

اعمال مجازات حداکثری با‌هدف بازدارندگی است
آيت‌الله آملي لاريجاني در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به برخي اظهارنظرها و شبهات درخصوص تناسب مجازات با جرم به ويژه در موضوع محاربه گفت: هرگاه مجرماني دست به ايجاد فضاي خوف و وحشت بزنند، تشخيص مجازات بازدارنده از ميان حداقل وحداكثر مجازات‌ها برعهده قاضي يا قضات صادركننده راي خواهد بود و در پرونده زورگيري اخير نيز قاضي مجازات حداكثري را با هدف بازدارندگي درنظرگرفته است و اين البته حتماً به مصلحت جامعه اسلامي است.

امنيت به هيچ روي نبايد دستخوش احساسات شود
مسئله امنيت ازاصلي ترين نيازهاي جامعه مدني است و به هيچ روي نبايد دستخوش احساسات شود. روشن است كه دستگاه قضايي نيز از بابت اعدام انسانها متأسف است، ولي وقتي موضوع امنيت اجتماعي مردم مطرح است، نمي تواند چشم خود را برحقايق ببندد.
ریيس قوه قضاييه با تاكيد براين‌كه مجازات اعدام با هدف بازدارندگي، منافاتي ندارد با تلاش مستمر و مضاعف سايرمسوولان براي حل و فصل مشكلات و زيرساخت‌هايي كه فقدان آن، افراد را به تخلف و جرم وجنايت مي‌كشاند، تاكيد كرد: به نظرما، اتفاقا راه‌حل اساسي همان است كه ريشه‌ها وبسترهاي ارتكاب جرم درجامعه خشكانده وجمع شود اما اين موضوع به معناي اين نيست كه قوه قضاييه به وظيفه ذاتي خود نپردازد.

درصورت عدم برخورد ، اوضاع بدتر خواهد شد
آيت‌آلله آملي لاريجاني با تاكيد براين‌كه «مطمئن باشيد كه درصورت عدم برخورد قاطع با چنين جرايمي، اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد» افزود: اين بحث كه زورگيراني كه اخيرا اعدام شدند،‌ سابقه قبلي نداشته‌اند؛ موضوع صحيحي نيست وآنها به اقرار خودشان چندين فقره اين جرايم را تكرار كرده بودند. ریيس دستگاه قضا همچنين با رد اين نظر كه «به دليل فقر و نداري دست به ارتكاب جرم مي‌زنند» گفت: مگرعقلاني و انساني است كه هر فردي كه دچار فقر يا تنگدستي شود، بايد دست به چنين جرايم وحشت‌انگيزي بزند و امنيت را ازجامعه بربايد و آيا تمام راه‌ها براي رفع تنگدستي بسته است و تنها بايد به زورگيري و كيف‌قاپي اقدام كرد؟
 


برچسب‌ها: راه حل اساسی, خشکاندن ریشه های ارتکاب جرم است
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۵ توسط محمدرضا متین فر

ترک اعتیاد فقط با میل شخصی یا حکم قضایی

 

گروه اجتماعی- زهرا میرزاخانی: حتما در روزهای اخیر در صفحه حوادث خبرهایی با این موضوع که دربرخی از کمپ های ترک اعتیاد، صاحبان کمپ از شکنجه و زور برای ترک دادن معتادان استفاده می کنند مواجه شده اید، اگر شما هم دغدغه‌ای در این حوزه دارید، این گزارش خواندنی است.


برچسب‌ها: ترک اعتیاد فقط با میل شخصی یا حکم قضایی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۴ توسط محمدرضا متین فر
برخورد قاطع قانونی با مجرمان باندی
 
 
دادستان عمومی و انقلاب اهواز با اشاره به دستگیری باند سارقان به عنف اهواز در هفته گذشته، گفت با توجه به تعدد جرم این باند، در برخورد با سارقان دستگیر شده از روش‌های تنبهی استفاده می‌شود و با نشان دادن چهره آنان در سه نوبت، به افراد مال باخته فرصت شناسایی این افراد داده می‌شود.
 
فرهاد افشارنیا در نشست خبری مشترک با جانشین فرماندهی نیروی انتظامی خوزستان، اظهار داشت: اگر امنیتی در سطح شهر وجود دارد، مدیون زحمات نیروی انتظامی است، البته دادستانی نیز در ردیف نخست رسیدگی به جرایم قرار دارد.
وی با تصریح این‌که رسیدگی به جرایم و تعقیب و کشف جرم به طور انحصاری بر عهده دادسراهاست، افزود:‌ با توجه به این‌که سرقت، بیشترین آمار جرم را در استان دارد، مرکزی برای رسیدگی به سرقت در شعب دادگاه‌های اهواز متمرکز شده تا تعقیب، رسیدگی و صدور حکم در زمینه سرقت به صورت متمرکز و به سرعت انجام شود.افشارنیا گفت: لازم است تدابیر اتخاذ شده در خوزستان، قاطعانه اجرا شود. با وجود این‌که زندان‌ها گنجایش کافی ندارند و خانواده‌های زندانیان نیز پس از زندانی شدن سرپرست خانوار دچار مصایبی می‌شوند ولی ناچار برای حفظ امنیت باید برخوردها قانونمند و سختگیرانه باشد.وی ادامه داد: همچنین پس از محکومیت و صدور احکام قطعی، از اعطای مرخصی به زندانیان کمتر انجام می‌شود و درخواست‌های عفو نیز رد می‌شوند، مگر عفوهای عمومی مقام معظم رهبری و مجلس شورای اسلامی.
دادستان اهواز تصریح کرد: آزادی پس از گذراندن نیمی از محکومیت نیز مشروط به اصلاح و تربیت زندانی است که با تایید زندان انجام می‌شود. در این زمینه نیز سعی می‌شود کمتر از این ابزار استفاده شود.
افشارنیا گفت: در روند صدور احکام نیز برای دارا بودن اثر بازدارندگی، سعی می‌شود احکام صادره سختگیرانه باشند.
وی بیان کرد: با توجه به نوع پرونده باندهای مجرمی که دستگیر می‌شوند، درخواست صدور حکم اعدام برای آنان را خواهیم داشت.
دادستان اهواز عنوان کرد: افرادی که دست به ارتکاب چنین جرایمی می‌زنند در صورت معرفی خود، از تخفیف در مجازات بهره‌مند می‌شوند و در غیر این صورت، پرونده مجرمانی که با توسل به سلاح مرتکب جرم شوند، برای صدور حکم اعدام پیگیری خواهد شد.
وی با بیان این‌که مبارزه در زمینه سلاح و مواد مخدر به صورت تخصصی پیش می‌رود و طرح‌های مشترک در مناطق آلوده مورد بازرسی قرار می‌گیرند، گفت: در این مناطق کشفیات قابل‌توجهی شده و در صورت افزایش همکاری شهروندان در زمینه دستگیر کردن مجرمان، تنها با دادن نام و نشانی مجرم موفقیت در عملکرد مبارزه نیز بیشتر خواهد شد.
افشارنیا با اشاره به طرح عفو عمومی اخیر در صورت تحویل سلاح‌های غیرمجاز، تصریح کرد: در طرح شناسنامه‌دار کردن سلاح‌هایی که در دست شهروندان قرار داشت، حدود 50 هزار قبضه سلاح تحویل گرفته شد.وی با تاکید بر این که سامان‌دهی سلاح‌های غیرمجاز ادامه می‌یابد، گفت: این سلاح‌ها پیش از این در اختیار مردم قرار داشته و اطلاعی از آنها در دست نبود.
دادستان اهواز یادآور شد: حمل سلاح در استان خوزستان ریشه فرهنگی دارد و این علاقه از سال‌های گذشته بین اقوام وجود داشته است که در این زمینه، مقررات سخت‌گیرانه تاثیر زیادی ندارد.
وی توضیح داد: در چنین وضعی، از طرحی مانند شناسنامه‌دار کردن سلاح‌ها به صورت قانونی استقبال بیشتری می‌شود. با وجوداین، با شناسنامه‌دار کردن سلاح‌ها نیز هنوز در مراسم جشن و عزا از سلاح‌های مجاز و غیرمجاز استفاده می‌شود.
افشارنیا تصریح کرد: پس از وقوع فساد مالی بزرگ در کشور، ضرورت ایجاد یک مجتمع رسیدگی به جرایم اقتصادی در استان احساس شد. همچنین با توجه به آمار بالای تصادف در استان خوزستان، مجتمع ویژه رسیدگی به تصادف ها نیز تشکیل شده که نمایندگان همه شرکت‌های بیمه‌گر در این مجتمع حضور دارند. سعی می‌شود 70 تا 80 درصد اختلافات در این مجتمع حل و فصل شود.
وی درباره اجرای احکام مربوط به اعدام و قصاص افراد، یادآور شد:‌ در صورتی که پرونده‌ها منتهی به سازش نشود، این احکام به صورت متمرکز رسیدگی خواهد شد. بخشی از این پرونده‌ها مربوط به قاچاقچیان عمده مواد است که با همکاری ناجا در بهبهان کشف شده است. متاسفانه مسیر بهبهان از مسیرهای ترانزیتی مواد مخدر با استان‌های همجوار شده است.
دادستان اهواز عنوان کرد: دادگستری بر اساس تعهدات بین‌المللی، مکلف به برخورد قاطع و جدی با قاچاقچیان مواد مخدر است.
وی درباره برخورد با عرضه سلاح سرد، گفت: مکلف به جمع‌آوری اموال فروشندگانی هستیم که اجناسی متفاوت با پروانه کسب خود عرضه می کنند. افرادی هم که اقدام به فروش سلاح سرد در معابر می‌کنند، از طریق شهرداری به دلیل سد معبر با آنها برخورد می‌شود.
 

برچسب‌ها: برخورد قاطع قانونی با مجرمان باندی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ توسط محمدرضا متین فر
دو زورگیرخشن به دار مجازات آویخته شدند
عبرت برای زورگیران امنیت برای مردم
 
 
گروه حوادث- با اقدام قاطع و سریع دستگاه قضا در کمتر از 2 ماه پس از رسیدگی و سیر تشریفات قانونی پرونده زورگیران خشن که فیلم سرقت آنها در اینترنت منتشر شده بود، با اعدام دو نفر از آنان در ملاء عام بسته شد.
 
داستان این زورگیری زمانی اوج گرفت که فیلم زورگیری از فردی به نام «جواد» از سوی 4 جوان موتورسوار در اینترنت پخش شد. روز ۱۱ آذر، هنگامی که جواد قصد داشت از بانک به خانه‌اش برگردد ۴جوان با 2 موتوسیکلت و درحالی که 2 نفر از آنها قمه به دست داشتند، اموال او را که شامل کارت‌های عابربانک، پول نقد، مدارک و لباس‌هایش می‌شد را پس از زخمی کردن «جواد» به سرقت برند.
پس از ارایه شکایت از سوی مالباخته و با توجه به حساسیتی که پخش این فیلم دراینترنت ایجاد کرده بود، پرونده‌ خاصی دراین رابطه تشکیل و رسیدگی به آن از سوی تیم های ویژه عملیاتی برای شناسایی و دستگیری آغاز شد. به دلیل حساسیت این پرونده، آیت الله لاریجانی رییس قوه قضاییه نیز دستور رسیدگی خارج از نوبت به این پرونده را صادر کرد.
درجریان چهره نگاری و تحقیقات پلیس، پاتوق یکی از متهمان به نام «مهدی» معروف به «خرچنگ» درچایخانه‌ای واقع درخیابان ۱۷ شهریور شناسایی شد. «مهدی خرچنگ» در بازجویی‌های انجام شده پس از اعتراف به جرم خود، از همدستی 3 نفر از دوستانش به نام‌های «علیرضا»، «میلاد» و «مهرداد» در این زورگیری‌ها خبر داد. پس از دستگیری و اعترافات مهدی، محل اختفای علیرضا واقع در یوسف آباد شناسایی شد. علیرضا نیز پس از دستگیری و اعتراف به جرم خود، محل اختفای میلاد و مهرداد که هر 2 برادر بودند را فاش کرد.پس از دستگیری سریع 4 متهم، رسیدگی به پرونده آنها در دستورکار قرارگرفت.
نهم دی ماه، در دادگاهی به ریاست قاضی ابولقاسم صلواتی به اتهامات این افراد رسیدگی شد. روز دادگاه هر 4 متهم که میانگین سنی‌شان زیر ۲۵ سال بود، درحالی‌که به شدت گریه می‌کردند، از کارهای انجام داده ابراز پشیمانی کردند. متهم ردیف اول پرونده که متولد سال ۱۳۶۸ بود، فقر و نیاز شدید مالی را دلیل سرقت و زورگیری‌های خود عنوان کرد و گفت: 3 فقره سابقه کیفری دارم. جرمم را قبول دارم، اما مادرم مریض بود و برای عمل جراحی احتیاج به ۴ میلیون پول داشتم. خواستم کمک حال مادرم باشم، اما نشد. پدرم چند سال پیش فوت کرد و مادرم درخانه‌های مردم کارمی‌کرد، اما به خاطر مریضی‌اش دیگر نتوانست کار کند. ما تحت پوشش نهادهای حمایتی هستیم. برای تهیه پول درمان بیماری مادرم، دست به این کار زدم و الان به شدت از کاری که کرده‌ام پیشمانم.
متهم ردیف دوم پرونده نیز پس از تفهیم اتهام درجایگاه قرار گرفت و در دفاع ازخود گفت: من متولد سال ۱۳۷۱ هستم و برای اولین باراست که دستگیر می‌شوم. تا سوم راهنمایی درس خواندم و دراین ماجرا فریب دوستم را خوردم. احتیاجی به پول نداشتم و هرچی پول می‌خواستم مادرم به من می‌داد. پدرم زنده نیست. روزحادثه هم در چایخانه نشسته بودم که متهم ردیف چهارم از من خواست همراهشان بروم تا از شاکی با تهدید چاقو سرقت کنیم. ازکل این قضایا حدود ۱۰ تا ۱۵هزار تومان پول نصیب من شد، اما نمی‌دانستم که به‌خاطر آن اعدام خواهم شد. من را مجازات کنید چون مرتکب جرم شدم اما اعدامم نکنید. متهم ردیف سوم پس از تفهیم اتهام سرقت مسلحانه درجایگاه حاضر شد و عنوان کرد: «من متولد ۱۳۷۰ هستم و یک سابقه کیفری دارم. روز حادثه در چایخانه نشسته بودم که متهم ردیف اول به آن‌جا آمد، حالش بد بود و وقتی علتش را سوال کردم، گفت برای عمل مادرش نیاز به پول دارد. من هم آن زمان با مشکل مالی روبه‌رو بودم به همین خاطر تصمیم به سرقت گرفتیم.»
متهم ردیف چهارم هم در دفاع ازخودش گفت: «متولد سال ۶۸ هستم و هیچ سابقه کیفری ندارم. به من گفتند تو فقط ترک موتور بنشین و نمی‌خواهد از موتور پیاده شوی.» براساس حکم دادگاه که 13 دی ماه دادستانی تهران آن را اعلام کرد متهمان ردیف اول و دوم پرونده به اعدام محکوم شدند و 2 متهم ردیف سوم و چهارم نیزعلاوه بر محکومیت به 10 سال حبس، هرکدام به 5 سال تبعید و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. دادگاه درپایان هر 4 متهم را به رد اموال مسروقه به شکات محکوم کرد.سرانجام روز گذشته 2 محکوم به اعدام پای چوبه دار قرارگرفتند و درملاءعام به دار مجازات آویخته شدند. محل اجرای حکم آنها ضلع شمال غرب پارک هنرمندان بود. حدود ساعت 5 صبح 2 جرثقیل برای اجرای حکم وارد محوطه شدند. 5 و 30 دقیقه جمعیت زیادی درمحل اجرای حکم جمع شده بودند.
درگوشه ای ازمحوطه اجرای حکم نیز خانواده 2 پسراعدامی ایستاده بودند که تا زمان اجرای حکم ساکت بودند و فقط گاهی پسرهای خود را صدا می‌کردند. امیر 23 ساله که ساکن خیابان خردمند، محل سرقت متهمان بود گفت: اجرای حکم این 2 سارق خشن نشان داد قوه قضاییه با مجرمان شوخی ندارد وآنها را به سزای عمل خود می رساند. زن میانسالی که قربانی زورگیری شده بود هم درادامه گفت: چند روزقبل درخیابان سپهبد قرنی داشتم راه می رفتم که 2 موتورسوار با تهدید چاقو کیفم را سرقت کردند. این ماجرا خیلی سریع رخ داد و من تا مدتی درشوک بودم. در این میان، حاضران از رییس قوه قضاییه می‌خواستند با همه زورگیران به شدت برخورد شود و به هیچ عنوان اجازه ندهند این مجرمان با اقدامات مجرمانه خود، امنیت شهروندان را به خطر بیاندازند.ساعت 5 و 48 دقیقه آمبولانس پزشکی قانونی به همراه پزشک در محل اجرای حکم حاضر شد. 2 دقیقه بعد هم متهمان با خودروی پلیس آگاهی همراه قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران وارد محوطه اجرای حکم شدند. درحالی که وحشت در چهره 2 پسر زورگیر موج می زد، سعی می کردند خود را خونسرد نشان دهند. محمدعلی که 20 سال سن داشت با دیدن طناب دار دیگر نتوانست خودش را کنترل کند. علیرضا گفت: قبول دارم اشتباه کردم، اما نمی دانستم حکمم اعدام است.محمدعلی هم گفت : من نیازی به پول سرقتی نداشتم و فریب دوست ناباب را خوردم. 2 پسراعدامی را بالای جرثقیل بردند و طناب دار را برگردن آنها انداختند. پس از قرائت قرآن، نماینده دادسرای جنایی تهران شروع به قرائت حکم کرد. درحالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده بود، محمدعلی تقاضای آب کرد که ماموران بلافاصله برای او آب آوردند.عقربه های ساعت 6 و 15 دقیقه صبح را نشان می‌داد که با دستور قاضی اجرای احکام حکم اعدام اجرا شد و 2 پسر زورگیر با طناب سفید به دار مجازات آویخته شدند. پس از 17 دقیقه اجساد آنها پایین کشیده شد و با تائید مرگشان از سوی پزشک، به پزشکی قانونی منتقل شدند.بنا بر اظهارات کارشناسان اقدام قاطع و سریع دستگاه قضایی در رسیدگی به این پرونده علاوه بر عبرت آموزی سایر زورگیران، احساس امنیت را در مردم افزایش می دهد. 
 

برچسب‌ها: دو زورگیرخشن به دار مجازات آویخته شدند
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ توسط محمدرضا متین فر
برای مجرمان فرصت سازی نکنید
 
 
پیشگیری از جرم، سرمایه‌گذاری برای کاهش هزینه‌های ارتکاب جرم است. در میان برنامه‌های قوه‌قضاییه، پیشگیری از جرم جایگاه بالایی را از آن خود کرده است. بخش بزرگی از برنامه‌های قضایی کشور در برنامه پنجم توسعه به پیشگیری از جرم اختصاص داده شده است، اما روشن است که قوه‌قضاییه بدون همکاری سایر سازمان‌ها نمی‌تواند به این هدف جامه عمل بپوشاند.
 
 برای همین است که سازمان‌هایی مانند شهرداری نیز مکلف به همکاری با قوه‌قضاییه شده‌اند. در همین زمینه به گفت‌وگو با دکتر نادر شکری، مدير كل تدوين قوانين حقوقي شهرداري تهران پرداخته‌ایم وی از اقدام های شهرداری در پیشگیری از جرم می‌گوید.


برچسب‌ها: برای مجرمان فرصت سازی نکنید

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۱ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک