محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
جای خالی آموزش حقوق مالیات
 
 
مالیات یکی از حقوق دولت و از تکالیف شهروندان است، اما برخی انجام این تکلیف و پرداخت قسمتی از درآمد و دارایی خود را به عنوان مالیات ناعادلانه می‌دانند. این مقاومت‌ها که منجر به فرار مالیاتی می‌شود، عمدتا به دلیل عدم آشنایی با مالیات، کارکرد آن و حقوق مالیاتی است.
 
در صورتی که شهروندان اطلاعات بیشتری در این خصوص داشته باشند، بیشتر با آن همکاری خواهند کرد. از اینجاست که نقش آموزش های همگانی در صیانت از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی تبدیل به موضوعی قابل بحث می‌شود. درست است که پرداخت مالیات تکلیف شهروندان است، اما آن ها در این خصوص از حقوقی هم برخوردارند. لزوم آموزش این حقوق در گفت‌وگو با کارشناسان حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است.

تلاش برای آموزش حقوق مالیاتی
يك كارشناس حقوق جزا و جرم‌شناسي با بيان اين مطلب كه هر تکلیفي با حقی همراه است، مي‌گويد: هر کس تکلیفی بر عهده دارد و در کنار آن از حقی نیز برخوردار است. عدم موازنه در ترازوی حق و تکلیف، باعث تزلزل بنیان‌های اجتماعی می‌شود. حسين براري اين گونه ادامه مي‌دهد: در حوزه حقوق مالیاتی، که به دلیل حاکمیتی بودن آن از اهمیت فراوانی برخوردار است، از دیرباز تاکنون جای خالی آموزش‌های همگانی حقوقی احساس شده است. هرچند در سال‌های اخیر برخی صاحب‌نظران علم حقوق، کوشیدند با انتشار مقالات ، دو کفه ترازوی حق و تکلیف را وزنی برابر ببخشند، ولی کشور ما برای رشد پایدار و تثبیت شده درآمدهای مالیاتی، نیازمند گام‌های جدی به ویژه ارايه آموزش‌های همگانی حقوقی – قضايی با هدف صیانت از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی است.اين كارشناس حقوقي ضمن بيان اينكه اگر مالیات در جامعه به خوبی تبیین نشود، نگاه شهروندان در خصوص پرداخت مالیات، نگاهی آمیخته با اجبار خواهد بود، مي‌افزايد: بدیهی است که اگر شهروندان فرایند محاسبه و تادیه مالیات را غیرمنصفانه بپندارند، به طرق مختلف سعی در گریز از اجرای قانون خواهند کرد. براري بر اين باور است كه شاید به همین دلیل است که از دیر باز، بسیاری از شورش‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی از مقوله مالیات نشات می‌گرفت و ریشه یا لااقل بهانه خود را در این حوزه جست‌وجو می‌کرد؛ چرا که دولت‌ها تکلیف پرداخت مالیات را بر گردن شهروندان می‌انداختند، ولی از سوی دیگر حقی برایشان قايل نبودند. به همین دلیل است که امروزه آموزش حقوق مودیان مالیاتی از اولویت‌های دستگاه‌های حاکمیتی هر کشور است.

تلاش همگانی برا‌ي آموزش حقوق مالياتي
اين كارشناس حقوقی همچنین تصريح مي‌كند: آموزش، مقوله شخصی نیست که بتوان درباره آن شخصی، تصمیم‌گیری كرد و باید تصمیم و توافق جمعی در این خصوص وجود داشته باشد که برای رسیدن به این مهم، برگزاری هم‌اندیشی می‌تواند راهگشا باشد.براري با اشاره به اين نكته كه تازگی ها مرکز آموزش‌های همگانی معاونت آموزش و تحقیقات قوه‌قضايیه در خصوص تحقق بخشیدن به امر قانونی (بند (د ) ماده 211 قانون برنامه پنجم توسعه کشور) و نیز رسالت آموزش حقوق شهروندی اقدام به برگزاری هم‌اندیشی در خصوص آموزش حقوق مودیان مالیاتی کرده است، اظهار مي‌دارد: برای اولین‌بار در چنین سطحی از عالی‌ترین سطوح تخصصی آموزش مالیاتی در این هم‌اندیشی گرد هم آمده بودند.وی در خصوص مباحث موجود در اين هم‌انديشي بيان مي‌دارد: بحث از سود و فايده و ضرورت آموزش حقوق مودیان مالیاتی شروع شد که تمامی میهمانان به اتفاق ضرورت آموزش در این حوزه را باور داشتند و خواستار بیشتر شدن آن بودند.

افزايش هماهنگي نهادها در آموزش حقوق مالياتي
اين كارشناس حقوق جزا و جرم‌شناسي در تكميل صحبت‌هاي فوق مي‌گويد: سخنرانان در این هم‌اندیشی بر این نکته که تمامی دست اندرکاران حوزه مالیاتی اعم از قوه‌مجریه، قضايیه و بخش خصوصی و دانشگاهی کشور برای صیانت هر چه بهتر از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی باید با هم همکاری و مساعدت جمعی داشته باشند، تاکید کردند. همچنین سخنرانان تاکید کردند که باید آموزش‌ها به حدی برسد که شهروندان در کنار داشتن تکلیف پرداخت مالیات، با حقوق خود در این حوزه آشنا شوند. براري ضمن بيان مطلب فوق و با بيان اينكه برگزاری این نوع هم‌اندیشی‌ها می‌تواند کارآمدی بخش اداری و قضايی در قوه مجریه و قضايیه را افزایش دهد، خاطرنشان مي‌كند: علاوه بر اين، از موازی کاری‌های بسیاری که در حوزه آموزش صورت مي‌پذيرد جلوگیری می کند، چراکه موازی کاری موجب تشتت آرا می‌شود که نتیجه‌ای جز سردرگمی شهروندان ندارد. اين كارشناس حقوقي مي‌گويد: شاید این بزرگترین نتيجه هم‌اندیشی در حوزه آموزش همگانی باشد كه چند متولی با هم بر سر یک میز بنشینند و به تبادل نظر بپردازند و از 3 قوه حاکمیتی کشور نماینده حضور داشته باشد که این جلسات می‌تواند نوید بخش بازگشایی دریچه جدیدی در خصوص آموزش در حوزه آموزش همگانی باشد.اين كارشناس حقوقی در ادامه مي‌افزايد: البته نباید این نکته را از خاطر دور داشت که این نوع هم‌اندیشی‌ها با حضور نماینده‌ای از مجلس شورای اسلامی، صدا و سیما و آموزش و پرورش به کارایی بهتری دست پیدا خواهد کرد. البته بیان این پیشنهاد به معنای نفی نتایج پربار هم‌اندیشی اخیر نیست.براري در خاتمه با اشاره به اين كه انتظار می‌رود کارگروه آموزش حقوق مودیان مالیاتی که با ابتکار مرکز آموزش‌های همگانی معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضايیه تاسیس شده به برگزاری این هم‌اندیشی اکتفا نکنند، بيان مي‌دارد: این مرکز همچنين بايد گام‌های جدی‌تری بردارد و جلسات کارگروه را در دو سطح مدیران و کارشناسان ادامه دهد تا شاهد گام‌های عملی در صیانت از حقوق شهروندی در حوزه مالیات باشیم. به عنوان مثال تدوین متن آموزشی واحد و مشترک (بر پایه مسئله شناسی و راه حل یابی مشترک) می‌تواند گامی موثر و کارا در آموزش‌های ضروری حقوق به شهروندان باشد و امید است از این طریق صیانت از حقوق شهروندان هر چه بیشتر تامین شود.

مفهوم مودي
يك مدرس دانشگاه با بيان اينكه كلمه مودي از لحاظ لغوي به معناي كسي است كه چيزي را ادا مي‌كند، در خصوص تعريف از موديان مالياتي مي‌گويد: مودي مالياتي نيز به فردي كه ماليات را ادا و پرداخت مي‌كند گفته مي‌شود، اعم از اين كه مالياتي را كه پرداخت مي‌كند، ماليات مستقيم باشد يا ماليات غيرمستقيم. سيد محمد هادي راجي اين گونه ادامه مي‌دهد: پس به طور كلي به افرادي كه ماليات خود را پرداخت مي‌كنند از هر قشر و در هر زمينه شغلي كه باشند، موديان مالياتي مي‌گويند. البته در حال حاضر آن چيزي كه در جامعه مرسوم شده است اين است كه مودي مالياتي به كسي گفته مي‌شود كه داراي شغل آزاد است و ماليات بر درآمد خود را به سازمان امور مالياتي پرداخت مي‌كند. اين كارشناس حقوقی در ارتباط با اصلي‌ترين حقوقي كه براي موديان مالياتي وجود دارد، خاطرنشان مي‌كند: اصلي‌ترين حقوقي كه براي موديان مالياتي وجود دارد، اين است كه مالياتي كه توسط اين افراد پرداخت مي‌شود بر اساس قانون باشد و قانون مشخص مي‌كند كه چند درصد و برابر چه اصول و قواعدي بايد ماليات پرداخت شود. وي در خاتمه اظهار مي‌دارد: قانون نيز بايد نرخ ماليات را عادلانه مقرر كند و نحوه محاسبه و وصول ماليات را نيز به نحوي تنظيم كند كه شفاف بوده و مودي بتواند به راحتي مراحل مربوطه را با قانون تطبيق داده و در صورت اعتراض به نحوه اجراي آن، به مراجع قانوني ذيربط شكايت كند.

تکلیف همگانی مالیات
یک کارشناس حقوق اقتصادی در رابطه با مفهوم مالیات می‌گوید: ماليات سهمي است كه به موجب اصل تعاون ملي و بر وفق مقررات، هر يك از سكنه كشور موظف است كه از ثروت و درآمد خود به منظور تامين هزينه‌هاي عمومي و حفظ منافع اقتصادي يا سياسي يا اجتماعي كشور به قدر قدرت و توانايي خود به دولت بدهد. در اين تعريف از زاويه مودي به ماليات نگريسته شده است. اگر بخواهيم به نقش دولت در ماليات نگاه كنيم، ماليات مبلغي است كه دولت بر اساس قانون از اشخاص و موسسات به منظور تقويت مالي حكومت و تامين مخارج و هزينه‌هاي عمومي دريافت مي‌كند. نظريات مربوط به ماهيت ماليات دايما در حال تحول و تكوين بوده است و در قديم ماليات منحصرا به عنوان نشانه قدرت شاه يا امپراطور كه بر اساس حقوق سلطنت بنا شده بود، تلقي شده و بيان كننده اين قدرت بود، ولي از نظر فردي كه آن را تحمل مي‌كرد از يك قانون نفرت‌انگيز ناشي مي‌شد.اکبر اناری کندری خاطرنشان می‌کند: از قرن شانزدهم به بعد و به خصوص از قرن هجدهم به بعد طبيعت ماليات عوض شد و به جاي اين كه بر قدرت پادشاه پايه‌گذاري شده باشد، براساس حقوق افراد قرار مي‌گيرد. به تدريج نظريات زيادي توسط افرادي چون هيوم، پرودن و مونتسكيو براي تبيين ماليات مطرح شد. در همه تبيين‌هايي كه از ماليات انجام شده است، اراده و پرداخت داوطلبانه ماليات نقشي ندارد و از اين نظر اخذ ماليات يك عمل اقتداري توسط دولت است كه شهروندان جز مساعدت و همكاري راه ديگري در پيش روي ندارند.

ماليات در اسلام
این کارشناس حقوقی خاطرنشان می‌کند: بسياري از فقهاي اماميه قایل به اين هستند كه ماليات‌هاي اسلامي فقط همان ماليات‌هاي منصوص مثل خمس و زكات و ... است كه در كتاب و سنت به آن ها تصريح شده است و بنابراین اگر فردي جميع واجبات مالي خود را بپردازد، كفايت كرده و تكليف ديگري برعهده او نيست. اناری ادامه می‌دهد: ماليات حكم اولي اسلام نيست و محدود و منحصر در ماليات‌هاي منصوص است كه شامل خمس و زكات و خراج مي‌شود. برخي معتقدند كه ماليات بنا بر اصطلاح، شامل وجوهاتي كه مردم بايد بپردازند نمي‌شود و تنها آن چه را كه ضروري است مردم براساس تصميم دولت بپردازند، ماليات خواهد بود و دولت‌ها تنها در صورت نياز بايد ماليات بگيرند.در تاريخ اسلام دو نوع ماليات در نظام‌هاي اسلامي وجود داشته است: اقطاع و خراج. اقطاع از نظر حقوقي اعطاي حق كار در منابع طبيعي معيني به منظور خاص است و به عنوان شيوه‌اي از شيوه‌هاي تقسيم كار روي منابع طبيعي كه نياز به احيا و كار دارند، شناخته مي‌شود. بنابراين حق فرد در تخصيص منابع طبيعي تنها مبتني بر كار است و اقطاع در سرمايه‌هاي طبيعي كه احتياج به كار ندارند، فاقد محتواي اسلامي است و اگر كاري انجام پذيرد حقي به نفع عامل در آن ها پيدا نمي‌شود. خراج هم مالياتي بوده كه در ازاي واگذاري زمين براي بهره‌برداري از شخص اخذ مي‌شد. در نظام مالياتي اسلامي و متون فقهي، مقصود از كلمه خراج هنگامي كه به طور مطلق ذكر شود، همان معناي عام ماليات ارضي است كه گاهي بر اساس مساحت زمين و گاهي به صورت مقاسمه و بخشي از محصول برآورد و ستانده مي‌شد كه در اين زمينه با خمس و زكات متفاوت است.

عدالت مالیاتی
این کارشناس حقوق اقتصادی عدالت را یکی از اصول مالیات می‌نامد و می‌گوید: به موجب اين اصل، ماليات بايد عموميت داشته باشد و بين آحاد ملت تقسيم و عادلانه از همه وصول شود. هيچ كس از پرداخت ماليات معاف نبايد باشد و بين افراد از لحاظ پرداخت ماليات تبعيض اعمال نشود. البته منظور اين نيست كه ماليات ميان تمامي افراد كشور حتي كساني كه قادر به پرداخت ماليات نيستند تقسيم شود، بلكه برعكس اعمال معافيت و تخفيف در مورد افراد و طبقات ناتوان جزو عدالت مالياتی است. همچنين ماليات بايد عادلانه و برابر بين موديان توزيع شود.با توجه به آن چه گفته شد، ضرورت دارد که شهروندان بیش از پیش اطلاعاتی در خصوص مالیات کسب کنند، به خصوص حقوق مالیاتی.
 


برچسب‌ها: جای خالی آموزش حقوق مالیات
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک