محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
چگونگی حمایت حقوق مالکیت فکری از روزنامه نگاران
 
گروه حقوقی- یکی از دلایلی که روزنامه‌نگاری را در ردیف مشاغل سخت قرار می‌دهد، حمایت ناکافی از حقوق مادی و معنوی روزنامه‌نگاران است. بسیاری از روزنامه‌نگاران بدون قرارداد معتبر و در برابر کارمزدی که با اما و اگرهای فراوان پرداخت می‌شود در رسانه‌ها مشغول به کار هستند و در سایه قوانین و مقررات بسیاری که برای نظارت بر فعالیت آنها وضع شده است به فعالیت مشغول هستند. در چنین شرایطی سخن گفتن از حقوق مادی و معنوی روزنامه‌نگاران اهمیت فراوانی می‌یابد. در اين راستا "حمايت" براي بررسي هر چه بيشتر مفاهیم مالكيت فكري در ارتباط با خبرنگاران و نويسندگان حوزه مطبوعات به گفت‌وگو با دكتر محسن خدمتگزار، حقوقدان، مدرس دانشگاه و مولف کتاب فلسفه مالکیت فکری پرداخته که از نظرتان می گذرد:
مالكيت فكري حوزه‌هاي مختلفي دارد. به عنوان سوال اول بفرمایید کدام حوزه از حقوق مالکیت فکری ارتباط بیشتری با خبرنگاران و نويسندگان حوزه مطبوعات پیدا می‌کند؟
همانطور که گفتید، مالکیت فکری مشتمل بر حوزه‌های مختلفی است. در یک تقسیم‌بندی کلی مالکیت فکری به دو حوزه اصلی مالکیت صنعتی و مالکیت ادبی و هنری یا همان کپی‌رایت تقسیم می‌شود. حقوق مالکیت فکری خبرنگاران و نویسندگان حوزه مطبوعات در چارچوب کلی حوزه مالکیت ادبی و هنری قرار می‌گیرد.
البته باید توجه داشت که صرف تهیه خبر و گزارش از رویدادهای سیاسی و اجتماعی بدون آنکه در آن جنبه‌هایی از خلاقیت هنری و ادبی یا علمی و فنی به کار گرفته شده باشد، در کشور ما مشمول مالکیت ادبی و هنری نیست و با توجه به مواد 1 و 2 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، اصولا «اثر» تلقی نمی‌شود. اما کارهایی که مشمول حمایت قرار بگیرند مانند مقالات و عکس‌ها و طرح‌های مختلف برای پدیدآورنده دو حق متفاوت ایجاد می‌کنند: یکی حق مادی، که به صاحب اثر اجازه می‌دهد در دوره‌ حمایت از اثر آن را به هر صورت منتشر کند یا حق نشر تمام یا قسمتی از آن را واگذار کند. حق دیگری که برای پدیدآورنده با خلق اثر ایجاد می‌شود حق معنوی است که حقی است غیرقابل انتقال و بدون محدودیت زمانی و مکانی و به موجب آن پدیدآورنده می‌تواند از تغییر یا تحریف اثر خود یا نشر آن به نام شخصی دیگر جلوگیری کند، حتی اگر حقوق مادی اثر را منتقل کرده باشد.
اثري كه در يك روزنامه به اسم نويسنده به چاپ مي86ا�%Bمۍ8��%A�ين 78�ه اچه حقوق مادي و معنوي برای نویسنده آن به همراه دارد و چگونه حقوق روزنامه و نويسنده نسبت به اثر قابل جمع است؟
مطابق تبصره 3 ماده 5 قانون مطبوعات، «مطالب اختصاصي نشريات اگر به نام پديدآورنده اثر (به نام اصلي يا مستعار) منتشر شود به نام او و در غير اينصورت به نام نشريه، مشمول قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان است.» بنابراین چنانچه مطلبی اختصاصی به نام پدید آورنده، اعم از نام اصلی یا مستعار وی در روزنامه‌ای منتشر شود، حقوق مادی و معنوی اثر متعلق به پدیدآورنده خواهد بود. در این فرض پدیدآورنده می‌تواند اثر مزبور را مجددا در سایر مطبوعات یا در قالب کتاب یا به هر صورت دیگر که بخواهد منتشر کند یا حق نشر آن را به دیگری واگذار کند. روزنامه مزبور نیز جز انتشار آن در نسخه‌های چاپی و الکترونیکی خود حق دیگری بر آن اثر نخواهد داشت.
البته آنچه گفته شد در فرضی است که قراردادی میان پدیدآورنده و روزنامه وجود نداشته باشد. در صورت وجود قرارداد، حقوق پدیدآورنده و روزنامه را قرارداد فی‌مابین تعیین خواهد کرد، اعم از آن‌که مطلب به نام نویسنده منتشر شده باشد یا بدون نام او. به عنوان مثال اگر روزنامه‌نگاری طی قرارداد استخدامی برای روزنامه‌ای کار کند و در چارچوب رابطه استخدامی خود مبادرت به تهیه مطلب کند یا به موجب قراردادی مطلبی را به سفارش آن روزنامه تهیه کند با توجه به ماده 13 قانون حمایت از مولفان و مصنفان و هنرمندان، حقوق مادی اثر متعلق به روزنامه مزبور خواهد بود و حق انتشار یا حتی واگذاری حق نشر آن را به مطبوعات دیگر در چارچوب قرارداد خود با نویسنده خواهد داشت و البته این حق نافی حقوق معنوی نویسنده نخواهد بود و بنابراین به عنوان مثال وی می‌تواند مانع از درج مطلب موردنظر به نام اشخاص دیگر شود یا از تحریف و تغییر در مفاد مطلب مزبور جلوگیری کند.
باید توجه داشت که این حقوق یعنی حقوق معنوی پدید آورنده برخلاف حقوق مادی وی مطابق با ماده 4 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، نه محدود به زمان و مکان است و نه قابل انتقال.
در فرضي كه قراردادي بين نويسنده و روزنامه وجود ندارد، آيا روزنامه‌اي كه اثر نويسنده‌اي را منتشر كرده است مي‌تواند بدون اجازه نويسنده آن را بار ديگر در همان نشريه منتشر كند؟ آيا مي‌تواند آن را بدون اجازه نويسنده در رسانه ديگري منتشر كند، مثلا در نسخه آنلاين روزنامه منتشر كند يا در قالب كتابي به چاپ برساند؟
در پاسخ به این سوال باید گفت اصل بر این است که اگر قراردادی میان نویسنده و روزنامه وجود نداشته باشد، مطلب وی برای یک بار می‌تواند در آن روزنامه منتشر شود. البته انتشار در نسخه آنلاین همان روزنامه نیز با توجه به اینکه عموما روزنامه‌ها در دو نسخه چاپی و آنلاین منتشر می‌شوند، به نظر بلااشکال می‌رسد. اما انتشار آن در قالب کتاب بدون مجوز نویسنده در تعارض با حقوق مادی نویسنده بوده و از نظر حقوقی ممنوع است.
در صورتي كه شخصي با اسم مستعار مطلبي بنويسد، آيا مي‌تواند از حقوق معنوي اثر استفاده كند؟
با توجه به تبصره 3 ماده 5 قانون مطبوعات نویسنده‌ای که با نام مستعار می‌نویسد می‌تواند هم از حقوق معنوی و هم از حقوق مادی اثر خود برخوردار شود. البته بدیهی است وقتی شخصی با نام مستعار مطلب می‌نویسد باید بتواند انتساب آن را به خودش اثبات کند.
روزنامه‌هايي كه اخبار خبرگزاري‌ها را بدون ذكر منبع استفاده مي‌كنند يا مطالبي بدون ارجاع دادن كپي می‌کنند، مرتكب چه تخلفاتي مي‌شوند و چگونه قابل تعقيب هستند؟
صرف خبر به صورت خام چنان‌که گفتم در کشور ما مشمول مالکیت ادبی و هنری نیست. اما اگر مطلبی واجد شرایط لازم برای تلقی به عنوان «اثر» باشد، باید با ذکر مأخذ آن هم در حد متعارف مورد اقتباس قرار گیرد.
مطابق ماده 7 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان «نقل از اثرهایی که انتشار یافته است و استناد به آنها به مقاصد ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر ماخذ در حدود متعارف مجاز است». ماده 23 همین قانون نیز مجازات کسانی را که تمام یا قسمتی از اثر دیگری را به نام خود یا به نام شخصی دیگر غیر از پدیدآورنده منتشر یا پخش یا عرضه کنند، شش ماه تا سه سال حبس قرار داده است.
بسياري معتقدند با وجود تصويب قوانيني راجع به مالكيت فكري هنوز اين حوزه حقوق در كشور ما جدي گرفته نمي‌شود. آيا اين موضوع را قبول داريد؟
اهمیت یک قانون بستگی تام به اهمیت موضوعی دارد که قانون برای آن وضع شده است. در کشورهای پیشرفته اموال فکری اعم از مالکیت‌های ادبی و هنری مثل کتاب، فیلم، موسیقی و مالکیت‌های صنعتی مانند اختراعات و علائم تجاری و طرح‌های صنعتی از ارزش اقتصادی بالایی برخوردار هستند. متاسفانه در کشور ما به دلایل مختلف چنین نیست. به عنوان مثال در کشورهای غربی یک نویسنده درجه یک یا حتی درجه دو با نوشتن یک رمان به ثروت‌های افسانه‌ای دست پیدا می‌کند، در حالی‌که در کشور ما نویسندگان و شاعران بزرگ و طراز اول همواره غم نان داشته‌اند. چنین است که اصولا انگیزه زیادی برای طرح دعوا در مراجع قضایی و صرف وقت و هزینه‌های مقابله با سرقت‌های ادبی و هنری نیز به وجود نمی‌آید. بنابراین قوانین مربوط به این حوزه از حقوق به قول شما بیشتر جنبه تجملی پیدا می‌کنند.
به هرحال باید توجه داشت که در دنیای امروز، آثار فکری نیز به معنای دقیق کلمه «مال» محسوب می‌شوند و پدیدآورندگان آنها «مالک» آنها هستند. مالکیت بر اموال و محصولات فکری باید لااقل همان حرمتی را داشته باشد که مالکیت بر اموال مادی از آن برخوردار است. اگر این طرز فکر ترویج و تثبیت شود بسیاری از مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد برطرف خواهد شد.
چرا قوانيني كه حقوق معنوي نويسندگان روزنامه‌ها را به صورت جدي به رسميت بشناسد و ضمانت‌اجراهاي جدي براي آن در نظر بگيرد، به تصويب نرسيده است؟
زمانی قانونگذار به فکر وضع یک قانون می‌افتد که نیاز به وجود چنین قانونی به صورت یک احساس عمومی در آمده باشد. در همه نظام‌های حقوقی چنین است. تا زمانی که در خصوص یک موضوع چنین ضرورتی احساس نشود قانونی نوشته نخواهد شد و اگر هم قانونی وضع شود به صورت یک قانون متروک یا کم کاربرد در خواهد آمد. حقوق معنوی مولفان از جمله روزنامه‌نگاران نیز همانند حقوق مادی مالکیت فکری چندان مورد اعتنا نبوده است که این امر ریشه‌های تاریخی عمیقی هم دارد و من در کتاب «فلسفه مالکیت فکری» به مواردی از آنها اشاره کرده‌ام. متاسفانه بر خلاف آموزه‌های دینی که برای علم و عالم اهمیت زیادی قائل می‌شوند، در عمل محصولات فکری نه از لحاظ حقوق مادی و نه از لحاظ حقوق معنوی پدیدآورندگان آنها در قیاس با محصولات مادی چندان جدی گرفته نمی‌شوند. به هر حال تا جامعه از این حیث متحول نشود، از قانونگذار هم نمی‌توان انتظار چندانی داشت.
در حال حاضر چه قوانيني وجود دارد كه خبرنگاران و عكاسان و ساير اصحاب مطبوعات با مراجعه به آن حقوق خود را بشناسند؟
در خصوص حقوق مالکیت فکری ناظر بر روزنامه‌نگاران و اصحاب مطبوعات در ایران بیش از هر قانون دیگری با قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 که اصلی‌ترین قانون کشور در زمینه مالکیت ادبی و هنری است سر و کار داریم. قانون ترجمه و تکثیر کتب، نشریات و آثار صوتی مصوب 1352 هم قانون مهمی در زمینه حقوق مالکیت ادبی و هنری است و قانون مطبوعات نیز به اختصار اشاراتی به حقوق مالکیت فکری روزنامه‌نگاران و نشریات دارد.
در صورتي كه حقوق معنوي خبرنگاران، عكاسان و ساير اصحاب رسانه ناديده گرفته شود به كدام مرجع مي‌توانند مراجعه كنند؟
در پاسخ به اين سوال بايد عرض کنم كه مانند سایر دعاوی در صورتی که شکایت جنبه کیفری داشته باشد باید به دادسرای عمومی مراجعه شود و چنانچه بخواهند دعوای حقوقی مطرح کنند باید به دادگاه عمومی مراجعه کنند. البته در تهران شعبی از مراجع قضایی به این امر اختصاص یافته و پرونده‌های مربوط به مالکیت ادبی و هنری به لحاظ تخصصی بودنشان به آنها ارجاع می‌شود.
 

برچسب‌ها: چگونگی حمایت حقوق مالکیت فکری از روزنامه نگاران
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۵ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک