محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
قواعد انتقال قهري در اموال فكري
 
گروه حقوقی - ندا هلیلی: در علم حقوق اموال را به دو گروه مادي و معنوي تقسيم كرده‌اند. معمولا مردم خيلي خوب از حساب و كتاب اموال و دارايي‌هاي مادي خود آگاه هستند اما زماني كه صحبت از اموال معنوي و يا فكري مي‌شود داستان كمي متفاوت خواهد بود. اموال فكري هم از لحاظ ماهيت و هم از لحاظ نقل و انتقال با دارايي‌هاي مادي تفاوت‌هاي بنيادين دارند. در گفت‌وگوي پيش رو با دكتر زهرا شاکری پژوهشگر تخصصی حقوق مالکیت فکری؛ پس از آگاهي خيلي كوتاه از ماهيت اموال فكري به نقل و انتقال اين اموال توجه كرده و انتقال قهري آنها را بررسي خواهيم كرد.
به عنوان سوال اول با توجه به نقش مهمي كه اموال فكري در اقتصاد امروز دنيا ايفا مي‌كنند بفرماييد كه اين اموال چه هستند و مصاديق اصلي آنها چيست؟
امروزه اموال فکری از زمره دارایی های اشخاص حقیقی و حقوقی تلقی می‌شود. بر همين اساس مردم تمایل دارند حتی با پرداخت بهایی، آنها را بدست آورند. این اموال حاصل تراوش های فکری مبدعان خود است و خالقان آنها، با صرف زمان و انرژی و چه بسا هزینه‌های مادی گسترده توانسته‌اند این اموال را تولید یا خلق كنند.

با توجه به اينكه در بسياري از موارد بين مردم اختلاف هایی درباره اموال فكري ايجاد مي‌شود، آيا قانونگذار مشخصات خاصي را براي تفكيك اين اموال از اموال مادي برشمرده است؟
بايد گفت این اموال متنوع هستند و اکنون در دو شاخه صنعتی (مانند اختراعات، علایم تجاری و ...) و ادبی و هنری (مانند کتاب، موسیقی، فیلم و ...) دسته بندی می شوند.
اگر چه از سال های دور در خصوص مالیت یا پذیرش مالکیت بر این اموال در شرع و عرف بحث های مختلفی مطرح بوده است اما اکنون قالب حقوق دانان و اقتصاددانان در مالیت این اموال تردیدی ندارند. همچنين لازم است بدانيم كه در سطح بین المللی، معاهدات متنوعی (مانند کنوانسیون پاریس برای حمایت از مالکیت‌های صنعتی یا کنوانسیون برن برای حمایت از مالکیت های ادبی و هنری) برای حمایت از حقوق مالکان فکری منعقد شده است و به موازات آنها، قوانین ملی نیز به حمایت از این حقوق می‌پردازند.

يكي از اصلي‌ترين تنش‌هايي كه درباره اموال فكري در جامعه رخ مي‌دهد انتقال قهري آنهاست. در نظام حقوقي ايران چه قواعدي براي اين نقل و انتقال در نظر گرفته شده است؟
به طور کلی، به موجب نظام حقوقی ملی، مالکان فکری (مانند مخترعان، صاحبان علایم تجاری و ...) می‌توانند اموال فکری خود را به دیگری منتقل كنند و آنچه دراين انتقال قابل تامل است، عنصر ارادي بودن خواهد بود. اما مواردی نیز وجود دارد که خارج از اراده و اختيار مالك، انتقال صورت مي‌گيرد و این انتقال را انتقال قهری اموال فکری می‌گویند.

آيا انتقال قهري اموال پس از مرگ صاحب مال نيز ممكن است؟
انتقال قهري را می‌توان به دو دسته تقسيم كرد؛ يكي انتقال قهري پس از مرگ که شامل ارث و وصيت می شود و ديگري كه انتقال قهري در زمان حيات را شامل مي‌شود، مانند انتقال اموال فكري به طلبكاران در نتيجه توقيف و صدور اجرایيه.

آيا همان اصول سنتي ارث و تقسیم ترکه درباره اموال فكري نوظهور اعمال مي‌شوند؟
اموال فکری که جزیی از تركه مورث است قهراً به ورثه منتقل مي شود مانند بند «د» ماده 5 قانون ثبت اختراعات، طرح های صنعتی و علایم تجاری مصوب 1386 که بیان مي كند حقوق ناشي از اختراع ثبت شده قابل انتقال است و در صورت فوت صاحب حق به ورثه او منتقل مي شود. در این جا هم اگر بپذيريم كه اموال فكري از حيث مال بودن، تفاوتي با ساير اموال ندارند بايد بر آن بود كه همان مقررات سنتي نيز درباره اموال فكري قابل اعمال هستند، اما از اين نكته نبايد فارغ بود كه اموال فكري مظهر شخصيت مبدعان خود هستند و با فراست، احساس و هنر مولفان و مبتكران پا به عرصه وجود نهاده‌اند و از اين رو است كه علاوه بر حقوق مادي، حقوق معنوي نيز به موازات آن به مالكان تعلق مي‌گيرد، بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه در كنار قوانين و مقررات عمومي ارث بايد از مقررات مكمل يا احياناً جايگزين بهره برد. به طور مثال در بعضی از کشورها همسر، فرزندان، والدين، برادران و خواهران به ترتيب از اموال فكري ارث مي‌برند يعني با وجود ورثه مقدم، ورثه بعدي از اموال فكري ارث نخواهد برد و به عبارت دیگر ورثه طبقه سوم يعني عمو، عمه، خاله، دايي و فرزندان آنان به كلي از ارث محروم هستند به نظر مي‌رسد از آنجا كه اثر، بخشي از هويت مولف خود است، اين امر در تعيين ورثه نيز موثر خواهد بود و تنها وابستگان نزديك از اين شايستگي برخوردار هستند كه به مالكيت آن اموال نایل آيند و به اجراي حقوق مادي و معنوي ناشي از آن بپردازند.

آیا مالكيت فكري می‌تواند قابل انتقال به وصی باشد؟
بله، حتی در بعضي قوانين ملي، اولويت و حق تقدم با وصي است، به عبارت ديگر در صورتي كه متوفي، وصي را طي يك وصيت تمليكي منصوب كرده باشد، او بر اموال فكري تملك خواهد يافت و شايد، ورثه كه حتي فرزندان مالك فكري هستند، از تركه محروم شوند. مانند آنكه قانون فرانسه اشاره می‌كند كه پس از فوت مولف، حق انتشار اثر توسط افرادي كه به‌موجب وصيت‌نامه تعيين شده‌اند اعمال خواهد شده و در صورت فقدان وصي يا پس از فوت آنها، جز در صورت وجود اراده مخالف مولف، اين حق به ترتيب توسط، فرزندان، همسر، وراث غير فرزند، كسي كه تركه به او هبه شده يا در زمان حيات مولف، دارايي به او هبه شده است، اعمال مي‌شود، در اين موارد به نظر مي‌رسد از آنجا كه اموال فكري برخلاف ساير اموال، تبلور شخصيت پديدآورنده است، اراده وي در نصب وصي معتمد كه به پاسداشت محصول فكري مي‌پردازد، از اهميت قابل توجه برخوردار است.
همچنین مطابق با نظام حقوقي ايران امكان انتقال اموال فكري به وصي پيش بيني شده است (ماده 12 قانون حمايت از مولفان ايران) اما علاوه بر اين مقرره، باید توجه داشت وصيت به زياده بر ثلث تركه نيز نافذ نيست (ماده 843 قانون مدنی)
همچنين اين امر قابل تامل است كه در بعضي موارد، مالک فکری متوفي به وصيت عهدي مبادرت مي‌كند، چنانچه در انگليس نهاد وصايت وجود دارد كه به موجب آن، وصي به اداره دارايي‌هاي ادبي مولفان متوفي مي‌پردازد و اولين تعهد وی، فروش اثر است كه بايد با رعايت جوانب احتياط و عقل صورت گيرد.

مالکیت ورثه نسبت به اثر فکری تا کجا ادامه دارد؟
میراث ناشی از اموال فکری تا مدت محدودی در تملک ورثه یا وصی است و بر اساس قانون تا 50 سال پس از مرگ مالک فکری، درخصوص آثار ادبی و هنری و پس از اتمام مدت، اثر محصول فکری در قلمرو عمومی قرار می‌گیرد و برای همه شهروندان قابل استفاده است.

آیا ورثه دارای مالکیت مطلق‌اند؟ یعنی هرگونه که بخواهند می‌توانند با این آثار رفتار کنند حتی اگر منجر به نابودی آنها شود؟
ما در پاسخ به این گونه سوالات به نظر واحدی نرسیده‌ایم و اختلافات بسیاری دراین زمینه‌ها وجود دارد. البته باید دانست که بحث های حقوقی مختلفی درخصوص انتقال قهری پس از مرگ وجود دارد، به طور مثال اين پرسش مطرح است كه اگر اثر اساساً در زمان حیات مولف افشا نشده باشد، ورثه مي‌توانند به افشای اثر مبادرت بورزند؟ یا اگرمالك فكري به مدت مشخصی (مانند یک سال) حق مادي خود را طي قراردادي به شخصی انتقال مي‌دهد و پس از مدت كوتاهي و در حالي كه هنوز مدت قرارداد به پايان نرسيده است، مالك فوت كند، وضعیت ورثه چگونه است؟ از طرفی اموال فكري به صورت قهري به ورثه منتقل شده و از طرفي با قراردادي كه مورث در زمان حيات خود منعقد ساخته و حال بايد به آن وفا كرد، روبرو شده‌ايم.همچنین در اينجا اين سوال مطرح است كه آيا از دوره حمایتی (50 سال) كه مقنن براي ورثه در نظر گرفته، كاسته مي‌شود يا پس از اتمام مدت قرارداد، دوره حمايتي متعلق به ورثه آغاز مي‌شود؟ پاسخ به این سوالات به سادگی میسر نیست و دانشمندان حقوقی دکترین‌های متعددی را ارائه می‌كنند.

آیا اموال فکری در صورت انتقال قهری قابل توقیف هستند؟
در خصوص انتقال قهری در زمان حیات باید بیان داشت، دارايی به صورت كلي مستقل از اجزاي خود است وضعيتي را ايجاد مي كند كه ديگران به او اعتماد مي‌كنند و برمبناي آن به اجرای تعهدات قراردادی امیدوار هستند.
تبصره ذيل ماده 65 قانون اجراي احكام تصریح می‌كند كه تصنيفات و تاليفات و ترجمه‌هايي كه هنوز به چاپ نرسيده بدون رضايت مصنف و مولف ومترجم ودر صورت فوت آنان بدون رضايت ورثه يا قائم مقام آن توقيف نمي‌شود، به عبارت ديگر تا زماني كه اثر در گردش اقتصادي قرار نگرفته، قابليت توقيف ندارد. البته در بعضي قوانين ملي، اگر قصد مولف به انتشارآثارش در زمان حيات احراز شود، توقيف امكان پذير است.
نكته حایز اهميتي كه در موضوع توقيف و انتقال قهري بايدبه آن توجه كرد، آن است كه در بعضي از قوانين، اگر سابقه‌اي از انتقال ارادي براي مالك فكري در دسترس نباشد، انتقال قهري را غيرممكن مي‌دانند به عبارت ديگر تنها زماني مي‌توان، اموال فكري را توقيف، مصادره يا انتقال داد كه در گذشته، مالك فكري به صورت ارادي به انتقال آن مبادرت كرده باشد. به طور مثال اگر اولين انتشار با مجوز اجباري صورت گيرد، از آنجا كه رضايت حقيقي مالك به منصه ظهور نرسيده، امكان توقيف وجود نخواهد داشت این امر می‌تواند توجه به حق معنوی افشا را نشان دهد.
به هر حال، هر گاه اثر به انتشار يا عرضه عمومي رسيده باشد، طلبكاران مي‌توانند تقاضاي توقيف يا تامين را مطرح كنند و در اين هنگام است كه مي‌توان نسخه‌هايي را كه قبلاً منتشر شده، توقيف كرد زيرا در اين هنگام است كه از نظر اجتماعي و اقتصادي، مبتكر يا مولف در وضعيت مالي مناسب قرار مي‌گيرد و طلبكاران مي‌توانند از محل آن اموال طلب‌هاي خود را استيفا كنند يا حداقل به طور موقت توقيف صورت گيرد.

در موارد دیگر انتقال قهری به چه صورت انجام می‌گيرد؟
به غير از انتقال قهري پس از مرگ كه از طريق وراثت است انواع ديگري نيز از انتقال قهري در حقوق كشورمان پيش‌بيني شده است. به طور مثال در صورت ادغام اشخاص حقوقي نیز اموال فکری هر یک از اشخاص حقوقی به شخصيت جديد منتقل می‌شود.

در پایان ارزيابي شما نسبت به قوانين كشورمان درباره انتقال قهري مالكيت فكري چيست؟
انتقال قهری اموال فکری، از حوزه‌هایی است که باید با دخالت قانون‌گذار، تبیین و تعریف شود چه در حالی که مقررات روشنی دراین بخش نیست ناگزیر باید اصول کلی و مقررات عمومی را حاکم دانست در حالی که جنس اموال فکری ایجاب می‌كند مقررات خاصی تدوین و وضع شود. در این بین باید توجه كرد که رویکرد حقوقی باید به سوی ایجاد تعادل میان مصالح مالکان فکری و جامعه به صورت توامان باشد.
 


برچسب‌ها: قواعد انتقال قهري در اموال فكري
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک