محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
رسانه، جرم زا یا جرم زدا؟
 
 
گروه حقوقی - توسعه فنآوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي در دهه‌هاي اخير، خيل عظيمي از رسانه‌ها را به وجود آورده است. تغيير و تحولات در اين حوزه از چنان سرعت و وسعتي برخوردار بوده است كه حقوقدانان و قانونگذاران هنوز نتوانسته‌اند خود را با آن هماهنگ كنند.
 
موضع قانونگذار در برابر رسانه‌ها به طور كلي متاثر از دو موضوع بوده است: اول اينكه رسانه‌ها داراي كاركرد مثبت هستند و در خدمت رشد و توسعه فرهنگ و تمدن قرار دارند. دومین ديدگاه، نگاهي منفي به رسانه‌ها دارد و به دليل تاثير منفي آن بر سلامت جامعه، سعي در مهار و كنترل آن مي‌كنند. در گفت‌وگو با كارشناسان به بررسي اين دو رويكرد مي‌پردازيم و به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که آيا اتهام جرم‌زايي متوجه رسانه‌ها است يا خير؟

رسانه عامل اصلي نيست
يك کارشناس ارشد حقوق جزا در پاسخ به اين سوال كه آيا رسانه‌ای مثل تلویزیون می‌تواند در افزایش جرم موثر باشد يا خير؟‌ پاسخ مي‌دهد: تردیدي نیست كه مي‌تواند موثر باشد، اما سوال شما را بايد به اين شكل تغيير دهم كه نقش این عامل به چه میزان است؟
مهدی ظهوریان در گفت و گو با «حمایت» ادامه مي‌دهد: برای اینکه یک رسانه بر افزایش جرم در جامعه تاثیر بگذارد، نیاز به برخی پیش‌زمینه‌ها وجود دارد. وضعیت جسمی یا روانی یا اجتماعی که در رشد و افزایش جرایم نقش مهمی بازی‏ می‏کند، عامل نام دارد. عامل به وجودآورنده جرم نیست بلکه پرورش‏دهنده جرم‏ است.
تاثیر عامل در افراد مختلف متفاوت است، چه‏بسا افرادی تحت عواملی مرتکب‏ جرم شوند در صورتی که افراد دیگری که در وضع مشابه آنان قرار داشته و با همان‏ شرایط در اجتماع به سر می‏برند مرتکب جرمی نشوند. به‏طور مثال صدها نفر یک فیلم‏ جنایی سینمایی را تماشا می‏کنند، فقط عده‏ای از آنان تحت ‏تاثیر موضوع همان فیلم‏، مرتکب جرم می‏شوند.
اين وكيل دادگستري معتقد است: علت این امر وجود اختلاف در گرایش‌ها، استعدادها، شرایط، محیط خانوادگی، محیط اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، سیاسی، وضعیت جسمی و روانی افراد است که سبب قدرت مقاومت شده و افراد را از یکدیگر متمایز می‏کند. تعیین یک رابطه دقیق بین عامل و معلول مشکل است.

تاثير منفي رسانه نياز به شرايطي دارد
اين کارشناس حقوق جزا و جرم شناسی ادامه مي‌دهد: افراد تحت‏تاثیر عوامل فردی(جسمی یا روانی)، عوامل مستعدکننده(آثار ارث)، عوامل آماده‏کننده(اعتیاد به الکل) و عوامل ایجاد و عملی‏کننده (محیط) و یا عواملی که نقش‏ تعیین‏کننده دارند به طرف ارتکاب جرم کشانده می‏شوند. این امر که رسانه به تنهایی و صددرصد در وقوع جرم نقش داشته باشد، محدود است، بلکه بر اثر جمع شدن عوامل‏ مختلف فردی و جمعی، بزه به وقوع می‏پیوند.
ظهوریان ادامه مي‌دهد: نگرش‌ها و رفتارهای افراد تحت‏تاثیر روابط اجتماعی خود نیز قرار دارد و به‏ عنوان مثال گروه‌های نخستین(خانواده، گروه دوستان، همکاران نزدیک اداری‏ و...) تاثیر بسیاری در این زمینه دارند. بدین ترتیب می‌توان ادعا کرد که حتی اگر رسانه نقشی در افزایش جرم داشته باشد، این نقش عمده نبوده و برای فعلیت یافتن، نیاز به وجود زمینه‌های دیگری دارد.
اين وكيل دادگستري مي‌گويد: در مقابل، برخی تاثیر رسانه را در وقوع جرم بسیار بیشتر از آنچه بیان شد، می‌دانند. آنها برآنند تلویزیون نقش مسلطی یافته که‏ به وی امکان می‌دهد تمامی منابع احساسی و خیال‏پردازی را به بازی بگیرد و در تمامی ابعاد زندگی دگرگونی ایجاد کند. از این‏رو عده‏ای رسانه‏ها را به مثابه علل ایجادکننده یا تشدیدکننده جرایم و یا تسهیل‏کننده جنایات می‌دانند و خواهان اعمال محدودیت‌هایی برای رعایت‏ حقوق مصرف‏کنندگان به خصوص کودکان هستند. این گروه سیاست‌های انقباضی و محدودکنندهایی را جهت نمایش خشونت و جرم و پخش این برنامه‏ها در ساعات کم‏ بیننده و کاهش میزان خشونت رسانه‏ها ارایه می‏دهند.

تاثیر رسانه بر کودکان
يكي ديگر از کارشناسان حقوقي به تاثير رسانه بر كودكان مي‌پردازد و مي‌گويد: برخی این خطر را به خصوص در مورد کودکان جدی‏تر گرفته و استدلال می‌کنند که هویت‏ کودکان هنوز تکوین نیافته است و هنوز هشیاری اجتماعی لازم را ندارند و از رشد عقلی‏ لازم برخوردار نیستند، سطح پذیرش در آنها بالاتر و بیشتر و راغب به رفتارهای هیجانی‏تر و خطرناک هستند و میل به تقلید و الگوبرداری و آمادگی برای خطر کردن و تنوع‏پذیری‏ در آنها به وفور دیده می‏شود.
بنابراین تاکید دارند که باید به این حساسیت‌ها توجه بیشتر کرد. همین امر موجب شده که بسیاری از صاحبان رسانه‏ها برای کسب موفقیت، بالابردن سطح درآمد این وجه را مورد کاربرد قرار دهند و از این وسایل و این پتانسیل بالقوه در جهت منافع‏ خود استفاده کنند.
فغان نژاد در بررسي دو رويكردي كه در ابتداي اين گزارش مطرح شد، به «حمایت» مي‌گويد: رسانه‌ها هم مي‌توانند جرم‌زا باشند و هم جرم‌زدا.
اين وكيل دادگستري خاطرنشان مي‌كند: تاثیر رسانه بر افزایش جرم قابل انکار نیست اختلاف بر سر میزان این تاثیر و چگونگی خنثی کردن آن هستند. اما در مقابل، رسانه تاثیر مثبتی در پیشگیری از جرم و کاهش آمار جنایت دارد. این روی سکه را نیز باید در نظر داشت.
رسانه‏ها به دلیل برخورداری از حجم زیاد مخاطب، می‏توانند از لحاظ بسیج منابع جهت تحقیق جنایی و کمک به‏ ماموران تحقیق، مورد توجه قرار گیرند.
وی خاطرنشان می کند: رسانه‏ها با توصیف اشخاص و علایم و نشانه‏های‏ تبهکاری و تبهکاران فراری که پلیس در جست‌وجوی آنهاست و انتشار مشخصات‏ گم‏شدگان، انتشار علل وقوع جرم و توصیف اشیای مسروقه و وضعیت بزه‏دیده، انتشار شماره اسکناس‌های مسروقه، مردم را متوجه اعمال بزهکاران کنند و از طرفی با آموزش روش‌های مقابله با جرایم و تنویر افکار عمومی، نقش پیشگیرانه بازی کنند و با دادن اطلاعات هشداردهنده، به افزایش مکانیزم‌های نظارتی و کنترلی کمک کنند.
یا آن‏ که با شانتاژهای تبلیغاتی و زیر سؤال بردن جرم، مانع اشاعه جرم شوند و یا با عدم‏ پوشش خبری و استفاده از شگردهای خاص پوشش، مانع نشر اندیشه‏ها و شیوع‏ بزهکاری شوند و با تقویت فضای عقلانیت، آرامش و توازن عاطفی مانع بروزانگیزه‏های جنایی شوند.
وی می افزاید: به هر حال همان‌طور که گفته شد، فعالیت رسانه در حوزه جرم و جنایت مانند راه رفتن بر لبه تیغ است، گاه گام‌هایی در خدمت کاهش جرم برمی‌دارند و گاه نیز با لغزش‌هایی، گام در بیراهه جرم می‌گذارند.
اين كارشناس حقوقي در پايان مي‌گويد: نمي‌توان به صورت مطلق گفت كه رسانه داراي جنبه منفي است يا مثبت. اين موضوع، يك موضوع نسبي است و بايد ديد كدام رسانه و در كدام شرايط مراد است. البته بي‌ترديد رسانه‌ها مي‌توانند تاثير منفي هم داشته باشند. اما در مقابل مزايايي كه آنها براي جامعه دارند، اين جنبه‌هاي منفي، قابل اغماض است. به خصوص اينكه با نظارت دقيق و مديريت صحيح مي‌توان اين جنبه‌هاي منفي را به حداقل كاهش داد.
فغان نژاد ادامه می دهد: در اين خصوص « وظيفه حقوقدانان و قانونگذاران اين است كه با طرح‌ريزي يك نظام صحيح، كاركردهاي مثبت رسانه را تقويت كنند و از كاركردهاي منفي آن بكاهند». طرح نظام جامع رسانه‌هاي همگاني كه هم‌اكنون در مجلس شوراي اسلامي محل بحث و بررسي است، در صورتي كه به خوبي تنظيم شود، مي‌تواند اين نياز را برآورده كند.

رسانه و تاثير آن در پيشگيري از جرم
وی می گوید: اگر از رسانه‌ها بخواهيم كه در توسعه و افزايش جرايم در جامعه نقش مثبتي ايجاد نكنند در واقع انتظاري حداقلي از اين ابزارهاي قدرتمند ارتباطي دنياي مدرن داشته‌ايم. آنچه كه جرم‌شناسان و حقوقدانان كشورهاي پيشرفته از رسانه‌ها مي‌خواهند اين است كه نه‌تنها خودشان جرم‌زا نباشند بلكه با استفاده از پتانسيل موجود به سمتي پيش بروند كه از ارتكاب بسياري از جرايم پيشگيري شود.
فغان‌نژاد با اشاره به اين نكات خاطرنشان مي‌كند كه تفريح، اطلاع‌رساني و آموزش اصلي‌‌ترين اهداف رسانه‌ها تلقي مي‌شوند كه دو عنوان از آنها يعني اطلاع‌رساني و آموزش به طور مستقيم مي‌توانند در پيشگيري از جرايم موثر بوده و برنامه‌هاي تفريحي نيز با برنامه‌ريزي و استفاده از جديدترين تكنيك‌ها به راحتي مي‌توانند به طور غيرمستقيم در كاهش نرخ ارتكاب به جرايم در كشورمان موثر باشند.
وي در نهايت تاكيد مي‌كند كه به طور كلي ابزارهاي نوظهور و فناوري‌هاي پيشرفته داراي قابليت‌هاي دوگانه هستند يعني هم مي‌توانند مفيد بوده و يا باعث ايجاد ضرر به جامعه شوند كه هنر سياستگذاران در واقع به حداقل رساندن مضرات و استفاده از پتانسيل‌هاي مثبت آنها در جهت اهداف جامعه است كه پيشگيري از جرايم يكي از مهمترين اين اهداف محسوب مي‌شود.

برداشت آخر
با توجه به آنچه كارشناسان در گفت‌وگو با «حمايت» بيان كردند: براي پاسخ به اين سوال كه آیا رسانه‌ها در جامعه جرم‌‌آفرین هستند يا خير؟ جواب روشن و واحدي وجود ندارد.رسانه‌های عمومی به خصوص صدا و سیما با حجم زیادی مخاطب، تاثیر قابل توجهی بر جامعه دارند. گویی رسانه بر لبه شمشیر حرکت می‌کند به گونه‌ای که با هر لغزشی، صدای اعتراض برخی را بلند می‌کند، گاه به افراط و جرم‌زایی متهم می‌شود و گاه نیز به تفریط و بی‌توجهی به رسالت خود در پیشگیری از جرم. باید کدام‌ را قبول کرد؟رسانه جرم‌زاست یا جرم‌زدا؟ شکی نیست که نمی‌توان به صورت مطلق یکی از اوصاف را به رسانه نسبت داد و گفت که رسانه‌ها به طور کلی جرم‌زا هستند یا اینکه اساسا جرم‌زدا هستند، رسانه‌ها هر دو کارکرد را دارند
 


برچسب‌ها: رسانه, جرم زا یا جرم زدا
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک