قضاوت شغلی پرحادثه است
حقوق و اجتماع - زهره شریفی: این بار روزنامه «حمایت» برای گفتوگو با پیشکسوتان دستگاه قضایی سراغ شخصیتی رفته است که عالیترین نهاد قضایی ايران را که متشکل از بلندپایهترین قضات کشور است، اداره میکند. آیتالله احمد محسنی گرکانی، رییس دیوان عالی کشور از سال 89 بر صندلی ریاست نهادی تکیه زده است که حکمش ارزشی برابر با قانون دارد.
آنچه در ادامه میخوانید گفتوگویی متفاوت، صمیمانه والبته خواندنی است که شما را با زندگی پربرکت این مسئول بلند پایه قضایی آشنا میکند.
از دوران خوش کودکی
سال 1305 در یکی از روستاهای استان مرکزی به نام گركان به دنیا آمد. پدرش کشاورز و باغ دار بود. اعضای خانوادهاش از افراد سرشناس گرکان بودند و در آن زمان همه اختلافات محلی در خانه آنان و توسط پدر و مادرش حل میشد. این قاضی عالیرتبه میگوید: جدم مرحوم «نايب حسين» و پدر او مرحوم «حاج محمد» از شخصيتهاي شجاع و مدافع حقوق اجتماعی و مظلومان بودند، من کودکیام را با آنان گذراندم و در همان دوره تحصیل کردم.
روزی که تصمیم میگیرد دروس حوزوی را بخواند خوب به یاد میآورد. در این باره میگوید: به طور کلی این اتفاق را مدیون مرحوم پدرم هستم. او نقش مؤثري در شكلگيري شخصیت علمي، اخلاقي و فرهنگي من داشت؛ همه مراحل تحصيل از شاگردهای ممتاز بودم و البته این امر به دلیل تشویقهای پدرم بود. در دوران نوجوانی ناخودآگاه ذوق به تحصیل علوم حوزوي در من ایجاد شد. البته همه این ذوق به حرفها و تشویقهای پدرم بازمیگردد. آن روزها طوری تحسینم میکرد كه علاقهام به تحصيل علوم اسلامي هزار برابر میشد.
سالهای تحصیل در حوزه
سنی نداشت که وارد حوزه شد. خودش آن روزها را خوب به یاد میآورد. میگوید: هفده سال داشتم كه وارد حوزه علميه آشتيان شدم. دوره مقدماتي که تمام شد به حوزه علميه اراك رفتم و در مدرسه «حاج محمد ابراهيم» فقه و اصول و علوم اسلامي خواندم. در آن دواران شاگرد استادان بزرگی از جمله آيتالله آقا كاظم گلپايگاني و آيتالله ميرزا فضلالله نصير الاسلامي بودم.
اوایل سالهای 1325، همان زمانی که مرحوم آيتالله العظمي آقاي بروجردي به توسعه علمي و عمراني حوزه علميه قم همت گمارد، رییس دیوان عالی کشور وارد حوزه علمیه قم میشود.
آن زمان افرادی مانند مرحوم آيات محقق داماد، فاضل لنكراني و حاج شيخ محمدعلي كرماني از سوی آیت الله بروجردی مسئول شده بودند كه تحصيلكردگان را مورد امتحان و آزمايش علمي قرار دهند.
وی در این باره میگوید: در جلسه شركت كردم، امتحان سختی بود اما به لطف خدا قبول شدم. توانستم وارد جلسات درس آیتالله بروجردی شوم و درسهای فقه و اصول در پايه سطح را نزد ایشان گذراندم. البته همزمان از محضر فقهاي نامدار و استادان بزرگواری مانند آيتالله گلپايگاني، آيتالله میرداماد و مرحوم امام خمینی (ره) بهره بردم. تحصیل من به قم ختم نشد، سال 1331 به كربلا و نجف رفتم و در نجف از جلسه درس آيتالله حكيم استفاده كردم.
سرگرمیهای دوره جوانی
خیلی باور کردنش راحت نیست که روزی روزگاری نه خیلی دور رییس دیوان عالی کشور، در کنار بسیاری از بزرگان امروز فقه و اصول ورزش شنا را برای خود به عنوان سرگرمی انتخاب کرده باشد. آیتالله گرکانی در این باره میگوید: آن سالهایی که همواره تحصیل علم حوزه میکردم روزهـاي جمعه با بعضي دوستـان به شنا در چالهحوضهاي حمام و استخرها ميپرداختم. از جمله دوستانم که همبازی آن روزهایم بودند میتوانم به مرحوم حاج آقا مصطفي خميني، فرزند امام (ره) اشاره کنم. بعضي از شبهاي جمعه هم با دوستان پياده به مسجد جمكران مشرف ميشديم؛ خاطرههای شيريني از كرامـت آن مكـان مقدس دارم و این دو کار، تفریح آن سالهای من را تشکیل میداد. البته تفریح دیگرم مباحثه بود که برای این کار نیز دوستانی داشتم. دوستان هم مباحثهای من را حضرات آيتالله صلواتي، حاج آقا مهدي يثربي كاشاني، حاجآقا مهدي حائري، حاجآقا افتخاري، حاجآقا خوشوقتـي و حاجآقا عماني تشکیل میدادند.
پدر شهید
رییس دیوان عالی کشور همسری بسیار باوفا و صبور دارد که از خانواده اصیل و قدیمی تجار معروف قم و تهران است اما با این حال در همه این سالها خود را با زندگی طلبگی این روحانی سادهزیست وفق داده است. 4 پسر و 3 دختر نتیجه زندگی مشترک آیتالله گرکانی است؛ پسر ارشد ریس دیوان عالی کشور در دوران جنگ تحمیلی شهید میشود و پسر دوم نیز مانند پدر به کسوت روحانیت مشرف میشود؛ همچنین یک پسر در وزارت خارجه مشغول به کار است و پسر آخر نیز شغل آزاد دارد. آیت الله گرکانی درباره 3 دخترش نیز میگوید: هر سه ازدواج کردهاند و خداوند همسرانی روحانی و خوب، نصیبشان کرده است.
خاطرات دوران مبارزه
این عالم بزرگوار، در سالهای تحصیل در حوزه مشغول تدريس كتاب شرح لمعه، اصول فقه و درس اخلاق میشود. در همین هنگام عضو شوراي استفتائات حضرت آيتالله گلپايگاني هم میشود. سخنـان فدایيان اسـلام و آيت الله كاشاني و خواندن كتاب کشفالاسرار امام (ره) و حضور در سخنراني كوبنده و انقلابي امام عليه لايحه کاپیتولاسیون و انتشار اعلاميه بعضي از مراجع تقليد باعث میشود شور انقلابي و سياسي در وی بیدار شود. او در این باره میگوید: آن سالها یک سفر تبلیغاتی برایم پیش آمد. باید به فیروزکوه میرفتم. اين سفر در ماه رمضان و مصادف با چهارم آبان ماه تولد محمدرضا شاه بود، چون ايام روزهداري و عبادت مخصوصاً شب نوزدهم ماه در پيش بود دولتیها تصمیم گرفتند مجلس تولد را به مجلس نيايش تبديل كنند. قرار شد مجلس نیایش در مسجد جامع با حضور امام جماعت و سخنراني من تشکیل شود. برای این که در محل حاضر نشوم پيش از ساعت مقرر، محل استراحتم را عوض كردم و مأموران نتوانستند من را پیدا کنند. مراسم که تمام شد برای نماز ظهر خود را به مسجد رساندم. پس از نماز جماعت به منبر رفتم. مسئولان شهر صداي مرا از بلندگوي مسجد شنيدند و عصباني شدند، بعد از سخنرانی توسط ساواک به دلیل توهین به شاه دستگیر شدم. سرانجام مرا به ساواك دماوند بردند. پس از مدت كوتاهي با وساطت و ضمانت يكي از افراد با نفوذ فيروزكوه آزاد شدم. وی ادامه میدهد: این اتفاق در سفر به فريدون كنار هم تکرار شد. یک سال قبل از پیروزی انقلاب بود، ده شبی به این منطقه دعوت شدم. يكي از سخنرانيهاي من درباره ضررها و مفاسد اخلاقي تلويزيون آن زمان بود. بعضي از مأموران گزارش تندي عليه من به ساواك دادند و از زبان من دروغهایی را منتشر کردند! مأموران ساواک نيمه شب اطراف خانه ميزبان من را محاصره كردند، مرا از خواب بيدار و با وضع بدی به ژاندارمري بردند. پس از بازداشت و پرونده سازي و ارسال آن به ساري، شخصي به نام سرهنگ مولوي مسئول رسيدگي به پروندهام شد و به ساري آمد، این بار ماجرا کمی طول کشید اما باز با وساطت و البته این بار به خاطر اجتماع مردم آن شهر مجبور شدند آزادم کنند.
سالهای معاصر
بعد از پيروزي انقلاب، نیروهای انقلابی براي اطلاعرساني برنامههاي حكومتي و تبليغاتي نياز زیادی به مبلغان و روحانيان متعهد و متدين داشتند، در این زمان آیتالله گرکانی وظیفه تبليغ گسترده در شهرهاي مختلف کشور را به عده میگیرد.
وی میگوید:بیشتر به عنوان امام جمعه دست به تبلیغات انقلابی میزدم از طرف امام خمينی (ره) در شهرهای تویسرکان و تربت حيدريه و از طرف مقام معظم رهبري به امامت جمعه اراك منصوب شدم. در حال حاضر هم به عنوان ریيس ديوان عالي كشور در اين حوزه قضايي خدمت ميكنم البته قبل از رسیدن به این مقام مسئول رسيدگي به صلاحيت اخلاقي همه طلاب ايراني و غیر ایرانی در شوراي مديريت حوزه قم و قاضي، بازرس دادگاهها و دادسراهاي انقلاب تهران و ريیس شعبه نهم ديوان عالي كشور بودم.
بد نیست بدانید از این عالم کتابهای زیادی نیز چاپ شده است که میتوان به حجاب در اسلام، زكات در اسلام، جایگاه ولايت فقيه ، دراسات في الشهاده و الحدود الاسلامي، زيباترين الگوي پوشش در اسلام، نماز و زكات، به سوي ارزشها، چگونه جان و مال خود را پاك نگه داريم و جلوههایي از ولايت را نام برد که برخی از آنها چندبار تجدید چاپ شدهاند. دو کتاب المیزان في قضاء الاسلامي، اخلاق و قضا در بينش اسلامی نیز به زودی به قلم آیتالله گرکانی در اختیار علاقه مندان قرار میگیرد.
پندهای پدرانه
رییس دیوان عالی کشور پندها و توصیههای صمیمانه و پدرانهای به مردم و کارکنان جوان دستگاه قضایی دارد. او میگوید: در طی سالها فعالیت قضایی به این نتیجه رسیدم که اگر مردم مقداری توجه به امور حقوقی داشته باشند و اطلاعات و دانش حقوقی خود را بالا ببرند گرفتار خیلی از مشکلات نمیشوند.
آیتالله گرکانی به قضات جوان نیز توصیه میکند: شغل قضاوت شغلی حساس و بسیار پر حادثه است و باید این هوشیاری را داشته باشید که در مقابل هر اتفاقی از خود رفتاری مناسب شأن و جایگاه قضاوت را نشان دهید.
برچسبها: قضاوت شغلی پرحادثه است
ادامه مطلب
