سلامت به معنای فقدان بیماری و نارسایی در یک ارگانیسم است. پروفسور مایلز در سال 1969 سلامت سازمانی را تعریف و ضمن ارایه طرحی برای سنجش سلامت سازمانها، تاکید کرده است که یک سازمان، خصوصاً سازمانهای مهم و استراتژیک همیشه سالم نخواهند ماند. ویژگیهای یک سازمان سالم از دیدگاه این دانشمند نخست این است که مبادله اطلاعات در چنین سازمانهایی قابل اعتماد است و در مرحله بعدی، یگانگی و تعهد در اهداف سازمانی وجود دارد و حمایت داخلی و رهائی از ترس و تهدید در آن فراهم است.
در زمینه اینکه چگونه میتوان سلامت اداری یک دستگاه را تضمین کرد دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، رسوم غلط، عرف ناشایست اداری، ناآگاهی کارکنان و بیکاری پنهان در سازمانها را به عنوان برخی از عوامل بروز تخلف اداری در دستگاهها معرفی میکند و برای رفع این معضل به مسائلی همچون اطلاعرسانی شفاف، ارشاد و راهنمایی و آموزش کارکنان توجه دارد؛ لذا قبل از اینکه به مقوله «سلامت اداری» پرداخته شود برای تفهیم و درک بیشتر این موضوع، ابتدا باید به تعریف چند واژه در ارتباط با نظام اداری سالم اشاره کرد. پاسخگویی: منظور از پاسخ گویی، مسئولیتپذیری و گزارشدهی دستگاهها در خصوص عملکردشان است؛ به طوری که مسئولان باید درباره ارائه خدمات به همه مردم، نمایندگان آنها یا مراجعان خود متعهد باشند. پاسخگویی دربرگیرنده گزارشدهی عملکرد است. پاسخگویی سازمانها را برای موفقیت بیشتر در آینده ملزم به هدفگذاری میکند. این اهداف تعهدهای اعلام شده و استانداردهای ارائه خدمات را نشان میدهند. به طور خلاصه، پاسخگویی به منظور گزارش عملکرد در فواصل منظم در مقابل اهداف وضع شده است.
شفافیت: منظور از شفافیت افزایش آگاهی مردم از تصمیمها و سازوکارهای داخلی دولت است، به این معنی که افراد از سیاستها و اقدامها دولت آگاهی و در هنگام بروز مشکلات یا داشتن شکایات از اینکه به کدام مرجع مراجعه کنند، اطلاع کافی داشته باشند. برای ایجاد رابطه مطلوب میان دولت و مردم و تحقق هدف یاد شده، رعایت اصول «حق آگاه شدن» و «آزادی اطلاعات» ضروری است. در این راستا نگرش مسئولان باید تغییر کند و در فرهنگ و رفتار نظام اداری تغییرها لازم صورت گیرد. سلامت و یکپارچگی: این اصطلاح عبارت از «استفاده از قدرت عمومی برای منفعت عمومی» است. این عنصر محور برجسته مبارزه با فساد است. مفهوم سلامت، پیشنهاددهنده شیوههای مثبت و فعال است و بر مبنای آن در واقع قبل از اینکه به دنبال طرحهایی برای مبارزه با فساد باشیم، بهتر است در مسیر سلامت اداری جامعه حرکت کنیم و گروهها و بخشهای مختلف برای پیشگیری و مبارزه با شکل گیری فساد را گرد آوریم. به عبارت دیگر، گروه های مختلف و ذینفع، به طور نظامیافته برای جلوگیری از فساد، بسیج و ظرفیتسازی شوند.
شرایط محیطی: وسعت در سازمانها، پراکندگی در واحدها و فضای باز در آنها نیز میتواند زمینهساز تخلف در نظام اداری محسوب شود.
گزینش، انتصاب و عزل و نصبها: جناحی شدن گزینشها، باندی شدن انتصابها و عزل و نصبها، اثر بسیار زیادی در نحوه عملکرد دارد. انتصاب افراد نالایق در پستهای کلیدی و دور کردن ذیحق از پستهای حقه آنان از جمله عوامل تخلف محسوب میشوند. بیکاری پنهان در سازمانها: ایجاد شغل نه بر حسب نیاز، بلکه بر حسب ارتباط و پر کردن وقت کاری افراد نیز باعث تخلف میشود.
واگذاری کار به پیمانکاران کوچک و بزرگ: کوچکتر کردن محدوده مسئولیتی سازمانها و شرکتها از نظر اجرایی باعث میشود بسیاری از مجاری تخلف بسته شود. در این راستا حفاظت فیزیکی و حراست و همچنین وجود هیئتهای رسیدگی به تخلفات و کمیتههای انضباطی کار در سلامت اداری نقش خوبی دارند.
جامعهشناسی و توجه به درونمایههای کارکنان و خانوادهها آنها: احترام به کارکنان، محترم شمردن خانواده آنها، رفاه نسبی آنان و همچنین توجه به عوامل اثرگذاری همچون معنویت، شادی و غم کارکنان نیز نقش مهمی در کاهش تخلفات دارد.
ارشاد و راهنمایی: اشتباه را به حساب تخلف گذاشتن، رعایت شرایط انصاف، مروت، مدارا، محبت و راهنمایی مردم در صدور احکام و بر واجبات تکیه کردن هم در جلوگیری از تخلف میتواند کارساز باشد.
الگوهای تصمیمگیری، عملکردهای دوگانه، بینیازی برخی کارکنان و چندشغلی بودن آنها، بازتاب مسائل روانی و جامعهشناختی، عدم ثبات شغلی و مدیریت، مدرکگرایی محض و عدم توجه به تجربهها، تفاوت فاحش طبقاتی بین سمتها و شغل همه میتوانند در تخلف و یا سلامت اداری نقش فعالی ایفا کنند.
در یک نظام اداری سالم، نظامی کارآفرین و شاد است که به رفاه و آسایش فکری، جسمی، خشنودی و انگیزش مثبت نیروی انسانی در کنار تولید کالا و ارایه خدمات بر اساس نیاز واقعی ارباب رجوع و همچنین به کیفیت، کمیت و سودآوری منطقی آن نیز توجه خاص دارد. از جمله دلایل گوناگون بیماری و عدم سلامت اداری و سازمانی و ایجاد فساد اداری، فقر اقتصادی و نابسامانیهای درآمدی کارکنان ادارات و سازمانها، فقر فرهنگی و نبود باورهای استوار اخلاقی و دینی و نبود مقررات و قوانین بازدارنده و نظامهای کنترلی بر عدم سلامت موثر هستند.
نکته مهم و اساسی دیگری که در راستای سلامتسازی یک سازمان باید توسط مدیران به درستی به اجرا درآید «انضباط» است. مطالعات نشاندهنده آن است که برای فعالیتهای تمامی گروههای سازمانی وجود انضباط امری ضروری است که باعث میشود اعضا و کارکنان دستگاه میل و خواستههای شخصی خود را به نحوی منطقی با کد رفتارهای تدوین شده توسط مدیریت سازمان تطبیق دهند و از این طریق با اهداف سازمانی سازگاری یابند.
برچسبها: سلامت اداری
ادامه مطلب
