آيا اجمال مخصص به عام هم سرايت ميكند يا نه؟
گاهي مخصص از تمام جهات مجمل است، مانند: اكرم العلماء اّلا بعضهم ( همه دانشمندان را احترام كنيد مگر بعضي از آنها را ) در اين صورت اجمال مخصص به عام هم سرايت ميكند؛ يعني عام هم مجمل ميشود و نميتوان به آن استناد كرد. ولي گاهي مخصص فقط از بعضي جهات مجمل است كه در بعضي از آنها اجمال مخصص به عام هم سرايت ميكند و در بعضي سرايت نميكند. براي روشن شدن مطلب، درباره هر كدام به تفكيك بحث ميكنيم.
الف) اجمال مخصص از حيث مفهوم
در صورتي كه مخصص از حيث مفهوم مجمل باشد، چهار صورت متصور است:
1 - مخصص متصل باشد و از جهت مفهوم به واسطة ترديد ميان دو چيز متباين مجمل باشد.
مثلاً گفته ميشود (1) « به همة كارآموزان قضائي در معاونت آموزش قوه قضائيه خوابگاه داده ميشود مگر به كارآموزان قضائي تهراني » و ترديد حاصل شود كه منظور از تهراني بودن آن است كه ساكن تهران باشند يا متولد در تهران ( يعني شناسنامه آنها صادر شده از تهران باشد) در اين مورد مخصص از نظر مفهوم مجمل است و اجمال آن به عام هم سرايت ميكند؛ يعني نميتوان در مورد ترديد و اجمال به عام استناد كرد.
2 - مخصص متصل باشد و از جهت مفهوم به واسطه ترديد ميان اقل و اكثر مجمل باشد.
مثلاً ماده (188) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري (2) مقرر ميدارد: «محاكمات دادگاه علني است به استثناي موارد ذيل به تشخيص دادگاه:
الف) اعمال منافي عفت و جرايمي كه بر خلاف اخلاق حسنه است.
ب) امور خانوادگي يا دعاوي خصوصي به درخواست طرفين.
ج) علني بودن محاكمه مخلّ امنيت يا احساسات مذهبي باشد.»
همانگونه كه ملاحظه ميشود، در بند " ج " ماده مذكور روشن نيست كه منظور از مذهب فقط مذهب شيعه است كه همان قدر متيقن (حداقل) است يا مذاهب ديگر (حداكثر) را نيز شامل ميشود؟
ترديد از اينجا ناشي ميشود كه از يك سو ميگوييم عبارت « احساسات مذهبي» مطلق است و اطلاق آن شامل همه مذاهب ميشود واز سوي ديگر ميگوييم ا صالهةالاطلاق در صورتي حجيت دارد كه مقدمات حكمت فراهم باشد و ممكن است در اينجا مقدمات حكمت كامل نباشد؛ زيرا كلمه « مذهب» منصرف به يك فرد خاص آن، يعني مذهب شيعه دوازده امامي است و همچنين اكثريت مردم ايران تابع مذهب شيعه هستند و اصل دوازدهم قانون اساسي نيز مذهب جعفري اثني عشري را مذهب رسمي ايران ميداند.
در اين صورت نيز اجمال مخصص به عام هم سرايت ميكند و نميتوان در مورد اجمال به عام تمسك كرد.
3 - مخصص منفصل باشد و از جهت مفهوم به واسطه ترديد ميان دو چيز متباين اجمال حاصل شود.
مثلاً گفته ميشود: « كليه كارآموزان قضائي ميتوانند از خوابگاه معاونت آموزش قوه قضائيه استفاده نمايند» و بعد بگويند:« كارآموزان قضائي تهراني اين حق را ندارند.» و ترديد حاصل شود كه منظور از تهراني بودن چيست؟ آيا منظور اين است كه ساكن تهران باشند يا متولد تهران.
در اين صورت مخصص منفصل مجمل است و اجمال آن موجب اجمال عام هم ميشود و نميتوان در مورد اجمال به عام تمسك كرد.
4 - مخصص منفصل باشد و از جهت مفهوم به واسطة ترديد ميان اقل و اكثر اجمال حاصل شود:
مانند تبصره " 2 " ماده يك قانون مالك و مستأجر (3) كه مقرر ميدارد: «اراضي مزروعي ...»
هرگاه در زميني گلكاري يا نهالكاري شود، آيا ميتوان آن را زمين مزروعي دانست يا نه؟
در اين صورت مخصص، منفصل مجمل است، ولي اجمال آن به عام سرايت نميكند؛ زيرا در اين مورد آنچه مسلم است، اين است كه اقل مشمول مخصص هست و از تحت عام خارج شده است و به اصطلاح « قدر متيقن » است، ولي « اكثر» معلوم نيست كه اساساً مشمول مخصص هست يا نيست؟ در حالي كه ظهور عام آن را فرا گرفته است. بنابراين بايد بگوييم كه ميدانيم عموم عام، فردي را فرا گرفته است، ولي ترديد داريم كه مخصص آن را بيرون ساخته است يا نه ؟
در اينجا ميگوييم بايد به عام عمل كنيم و ظهور آن حجت است تا زماني كه خلاف آن به طور مسلم ثابت شود. بنابراين، در اين يك مورد، اجمال مخصص به عام سرايت نميكند و در مورد اجمال ميتوانيم به عام تمسك كنيم.
ب) اجمال مخصص از حيث مصداق
1 - مخصص متصل باشد و اجمال از حيث مصداق حاصل شود؛ مثلاً ماده (4) قانون مجازات اسلامي مقرر ميدارد:« هر كس قصد ارتكاب جرمي كند و شروع به اجراي آن نمايد لكن جرم منظور واقع نشود ، چنانچه اقدامات انجام گرفته جرم باشد، محكوم به مجازات همان جرم ميشود.»
حال اگر ترديد پيدا شود كه مقدار عملي كه به جا آورده جرم است يا نه، آيا ميتوان به صدر ماده استدلال كرد و آن را جرم دانست يا خير؟
اجمال مخصص در اين مورد نيز به عام سرايت ميكند و آن را از حجيت مياندازد. (4)
مثال ديگر:
ماده (588) قانون تجارت مقرر ميدارد:
« شخص حقوقي ميتواند داراي كليه حقوق وتكاليفي شود كه قانون براي افراد قائل است مگر حقوق و وظايفي كه با لتطبيعه فقط انسان ممكن است داراي آن باشد مانند حقوق و وظائف ابّوت ، بنوّت و امثال ذلك.»
در اينجا سؤالي پيش ميآيد و آن اينكه ابلاغ دادخواست اخطاريه و غيره به خادمان شخص حقوقي، درست است يا نه؟ در اين صورت نيز ميگوييم مخصص مجمل است و اجمال آن به عام هم سرايت ميكند و نميتوان در خصوص مورد اجمال به عام تمسك كرد. (5)
2 - مخصص منفصل باشد و اجمال از جهت مصداق حاصل شود؛ مانند مواد (5 و 7) قانون مدني.
ماده (5) كه عام است مقرر ميدارد : «كليه سكنة ايران اعم از اتباع داخله و خارجه مطيع قانون ايران خواهند بود...»
ماده (7) ( كه در حكم مخصص است ) مقرر ميدارد: « اتباع خارجه مقيم در خاك ايران از حيث مسائل مربوط به احوال شخصيه و ... مطيع قوانين و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود. »
جهيزيه ومهريه زن مورد بحث است كه آيا جزو احوال شخصيه است يا نه؟
آيا اين اجمال و ترديد در مخصص به عام مندرج در ماده (5) نيز سرايت ميكند يا نه ؟ (6)
اين صورت مورد اختلاف دانشمندان است، ولي اكثر اصوليون معتقدند كه اجمال مخصص در اين صورت نيز به عام سرايت ميكند و آن را از حجيت مياندازد. (7)
همانگونه كه به تفصيل ذكر كرديم، در پنج مورد اجمال مخصص به عام نيز سرايت ميكند و آن را در مورد اجمال از حجيت ساقط ميكند؛ زيرا حجيت عام در عموم به واسطة ظهور است. بدين معنا كه چون لفظ عام مانند « كليه كارآموزان قضائي» صراحت يا ظهور در ارادة عموم دارد، پس اين ظهور حجت است تا زماني كه دليلي ظاهرتر از آن يا نصي در برابرش نباشد؛ ولي هرگاه مخصصي پيدا شود، ديگر ظهور عام در عموم از بين ميرود و محدود ميشود به بقية افراد. مثلاً وقتي ميگويند « تمام دانشجويان به جز دانشجويان حقوق » عبارت دوم، ظهور عبارت اول را در عموم از بين ميبرد و عام ( تمام دانشجويان) دانشجويان غير حقوق را فقط فرا ميگيرد. حال اگر مخصص مجمل بوده و معلوم نباشد منظور از آن چيست؛ فرض كنيد در همين مثال، ترديد حاصل شود كه آيا دانشجويان علوم سياسي هم جزو مخصص هستند يا نه (زيرا ممكن است آنها را نيز به لحاظ اينكه دانشكدة حقوق و علوم سياسي يكي است ، دانشجويان حقوق گويند) چون ظهور عام از بين رفته و بقيه هم معلوم نيست چه كساني هستند، از اين رو نميتوان در مورد اجمال به عام تمسك كرد و اصطلاحاً ميگويند اجمال خاص به عام هم سرايت كرده است.
مثالي كه آورديم به صورت مخصص متصل بود، ولي اگر مخصص منفصل هم باشد مي توان همين استدلال را با اندكي اختلاف بدين گونه بيان كرد؛ در مخصص منفصل هر چند ظهور عام به وجود آمده است، مثلاً اگر بگويند : «همة دانشجويان ميتوانند هر روز وارد دانشگاه شوند» اين عام است و شامل هر دانشجويي ميشود و به اصطلاح ميگويند عام ظهور دارد و اگر مخصص بعداً وارد شود و بگويد:« دانشجويان شبانه حق ندارند وارد دانشگاه شوند» اين مخصص هر چند ظهور لفظ عام را از بين نميبرد، ولي نشان دهندة آن است كه حكم اول در واقع براي همة دانشجويان نبوده است. حال اگر در اين مخصص اجمال و ترديد پيدا شود نميتوان به عام تمسك كرد و در حقيقت اجمال مخصص به عام هم سرايت ميكند. (8)
برچسبها: اجمال مخصص
ادامه مطلب
