محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
نویسنده: ابراهیم قاسمی روشن

چكیده:

هرچند همسرآزاری پدیده ای است كه از گذشته‌های دور در بین جوامع مختلف وجود داشته است، ولی در عصر حاضر، شوهرآزاری به جهت شكل گیری نهضت‌های فمینیستی و نفوذ و گسترش افكار صاحبنظران این جنبش در جوامع مختلف، به نظر می‎رسد كه این معضل شیوع بیشتری پیدا كرده است. در این نوشتار ضمن بررسی مفهوم شوهرآزاری، علل و عوامل بروز این پدیده، آثار ناگوار آن در سطوح مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار می‎گیرد و در بخش پایانی مقاله برای كنترل این آسیب و تحكیم بنیان خانواده پیشنهاداتی ارائه شده است.
واژگان كلیدی:

روابط زوجین، شوهر، زن، همسر، شوهرآزاری، ناسازگاری، خشونت علیه مردان، همسر آزاری، انحرافات اجتماعی.

واژه همسر آزاری كه در اذهان عموم به عنوان خشونت شوهر علیه زن بكار می‏رود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته است و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز علیرغم فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است. آمار 43 درصدی زنان كتك خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم‏انگیز می‏باشد. تبیین كیفی و كمی و بررسی اثرات ناگوار این معضل نیازمند مجال مناسبی است.

در این شماره با اولویت تبیین انحرافات زنان، پدیده همسرآزاری، به عنوان رفتار آزاردهندة زنان علیه همسرشان تبیین می شود. لازم به توضیح است كه این نوشتار نه به دلیل وفور، بلكه به دلیل ناپسندی و قبح این رفتار بر دامان زنان و كیان خانواده، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

دین اسلام برای نهاد خانواده در نظام اجتماعی، ارزش بسیار بالایی قائل است و آن‌ را عامل ایجاد سكینه و آرامش بین اعضای خانواده و جامعه می‎شمارد، بدین لحاظ حقوق و تكالیفی را برای اعضای خانواده معین كرده و آنها را به رعایت این موارد ترغیب و تشویق نموده است و داشتن روابط سالم و اخلاقی را دركانون خانواده مبتنی بر رهایی از خودبینی و خودخواهی و رعایت احترام متقابل، گذشت و فداكاری، ایثار و دگرخواهی، توجه به مصلحت خانواده و مودّت و رحمت قرار داده است. از این رو معصومین (ع) در روایات مختلف، زن و مرد را دعوت به خوشرفتاری با یكدیگر نموده‏اند. از پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد خوشرفتاری مردان با زنان روایت شده است كه: «اكمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً و خیاركم خیاركم لنسائهم» «كامل‌ترین مؤمنان از حیث ایمان خوش اخلاق‌ترین آنهاست و شایسته‌ترین شما كسانی هستند كه با زن خود خوشرفتارترند».امام صادق(ع) هم در مورد خوش‎رفتاری زنان فرموده است: «ایّما امرأة باتت و زوجها علیها ساخط فی حق لم یتقبل منها صلاة حتی یرضی عنها...»«هرگاه زنی، شب را به عبادت بیدار باشد، در حالی كه شوهرش به خاطر پایمال كردن حقش، از او خشمگین است، تا زمانی كه او را راضی نكند، نمازش مورد قبول واقع نمی‌شود.»

قرآن نیز در رابطه با رعایت و تقدم مصلحت خانواده می‎فرماید: «اگر در مواردی یكی از زوجین بعد از ازدواج، همسرش را بر اساس معیارهای خود مطلوب نداند، ولی زندگی با او را ادامه دهد و با وی خوش‎رفتاری نماید، خداوند به چنین فردی وعدة خیر كثیر می‌دهد.»

همان‎طور كه ذكر گردید در فرهنگ اصیل اسلام، بنیان خانواده بر پایه مودت و رحمت و تفاهم زوجین است، لیكن در فرهنگ مغرب زمین، به جهت اعتقاد به نظریات اومانیستی، فردگرایی و نسبیت اخلاق، خانواده تنها بر اساس معیارهای حقوقی محض پی‌ریزی شده و اعضای خانواده با اجبار و ابزار حقوق، به رعایت وظایف خویش ملزم می‎شوند، این مسئله یكی از تمایزات اصلی خانواده غربی با خانواده شرقی است، به طوری كه گفته می‌شود: «شرق تمایل به اخلاق دارد و غرب تمایل به حقوق. انسان شرقی انسانیت خود را در این می‌بیند كه حقوق خود را بشناسد و از آن دفاع كند و نگذارد دیگری به حریم حقوق او پاگذارد».در حالی كه اگر خانواده بر محور حقوق بچرخد و هر یك از زوجین تنها بر اساس منافع شخصی خود، حقوق خویش را استیفاء نماید،خانواده به نهادی بی‌روح تبدیل ‌می‏شود كه بسیار خشك و شكننده بوده و با كمترین اختلافی متلاشی می‌شود. اما در دیدگاه اسلامی، برای ایجاد وحدت و صمیمیت واقعی میان زن و شوهر، به تفاوت‌های غریزی و طبیعی آنها توجه شده و بر اساس این تفاوت‎ها، برای هر یك حقوقی متناسب وضع گردیده است. اما در فرهنگ غرب تلاش می‌شود تا این تفاوت‌ها نادیده گرفته شده و زنان به حقوقی مشابه مردان دست یازند. امروزه می‏توان نمونه بارز این تفكر را در دیدگاه‎های فمینیستی می‌توان مشاهده نمود. گروه‌های فمینیستی با طرح شعار برابری مطلق زن و مرد در تمامی زمینه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی، خواهان تحولی اساسی در كلیه جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی می‌باشند. از نظر فمینیست‎ها، تعریف زنان به عنوان مادر، همسر و موجوداتی زینتی، آنان را در محدودیت‌های تاریخی قرار می‌دهد، لذا باید برای دسترسی به برابری و آزادی مطلق زنان مبارزه نمود.

گسترش افكار فمینیستی و نفوذ آن در كشورهای اسلامی، موجب شده است تا برخی از زنان مسلمانی كه آشنایی كمتری نسبت به حقوق، احكام و دستورات اخلاقی و دینی و فلسفه تدوین آنها دارند و یا پایبندی آنها نسبت به فرهنگ دینی كمتر است، تحت تأثیر اندیشه‌های غربی قرار گرفته و بنا را بر ناسازگاری،‌ مخالفت و درگیری، عدم توجه به حقوق همسر و اذیت و آزار وی گذارند، زیرا مبانی حقوقی دیدگاه فمینیسم و اسلام متفاوت می‎باشد، به طوری كه برخی مواد حقوقی در دیدگاه فمینیسم، از نظر آموزه‌های دین اسلام، شوهرآزاری تلقی می‌شود و بالعكس. از جمله این موارد «تمكین» است. زوج حق دارد كه در قبال پرداخت نفقة زوجه، از او استمتاع نماید و بر زوجه واجب است كه نسبت به زوج، جز در مواردی استثنایی با عذر شرعی یا عقلی، تمكین كامل داشته باشد. بنابراین اگر زوج از پرداخت نفقه خودداری نماید و یا زوجه خود را برای كامیابی مرد آماده نسازد، حق همسرش را زیر پاگذاشته و موجبات اذیت و آزار او را فراهم نموده است، در حالی كه مطابق دیدگاه فمینیسم، شوهر چنین حقی ندارد و ارتباط جنسی مرد با همسرش بدون رضایت وی، تجاوز جنسی محسوب شده و از مصادیق بارز آزار و اذیت زن شمرده می‌شود، لذا ضروری است ضمن توجه به چنین تفاوت‏هایی، پدیده شوهر آزاری و مفاهیم مشابه و مرتبط با آن تعریف گردد.
تعریف شوهرآزاری

آزار در لغت به معنای «رنج، عذاب، شكنجه، اذیت، تعب، مشقت، ضرب، كرب و صدمه» می‎باشد.

خشونت در لغت به معنای درشتی، زبری، ناهمواری، تندخویی و درشتخویی است. از معانی این دو واژه مشخص می‌شود كه كلمه «آزار» از معنای عام‌تری نسبت به كلمه «خشونت» برخوردار است، بنابراین آن معنا را نیز شامل می‌شود.

در تعریف «شوهرآزاری» گفته می‌شود: رفتاری آزار دهنده از سوی زن علیه شوهر كه در محیط خانواده به وقوع می‌پیوندد و حقوق او را پایمال می‌كند، البته ممكن است جنبه روانی، جنسی، اقتصادی، جسمی داشته باشد.
مصادیق شوهرآزاری

شوهرآزاری می‌تواند ابعاد و مصادیق مختلفی داشته باشد:
الف) ـ بعد روانی

بعضی از خشونت‌های زنان، به روح و روان شوهر آسیب می‌رساند و او را تحت فشارهای روحی و روانی قرار می‏دهد. معمولاً این نوع آزردگی، شیوع بیشتری داشته و به صورت غیرمستقیم اثرات مخربی برجای می‌گذارد. جلوه‎های مختلف این نوع آزار عبارتست از:
- تخریب حیثیت و آبروی شوهر

برخی از زنان به جای حفظ احترام و منزلت شوهر و تكریم او، گفتار، كردار، اوصاف یا خلقت وی را به واسطه قول یا فعل و از طریق ایماء و اشاره و كنایه تمسخر می‌كنند. در این صورت شخصیت و جایگاه شوهر در نزد دیگران مخدوش می‏شود.
- شكستن حرمت پدر در نزد فرزندان

یكی از بارزترین مصادیق آزار روانی مردان در خانواده، از بین بردن حرمت و احترام نقش پدری آنهاست. رفتارهای اهانت آمیز و پرخاشگرانه از سوی زن در نزد فرزندان، می‏تواند اقتدار و ابهت پدر را در محیط خانواده مخدوش كند و ضمن شكستن غرور و شخصیت وی، عزت نفس او را لگد مال نماید، در حالی كه توصیه‏های مؤكد دینی در راستای تقویت توانمندی و نظارت پدر در خانواده، به جهت حفظ استحكام بنیان خانواده و ممانعت از كجروی‏های اعضای خانواده می‏باشد.
- فحاشی و انتساب صفات ناشایست

گاه برخی از زنان، اذیت و آزار را به مرحله بالاتری می‎رسانند و به جای سخنان احترام ‌آمیز، از پاره ای الفاظ ناشایست، فحاشی و انتساب صفات منفی استفاده می‎كنند تكرار این اعمال موجب می‎شود كه به تدریج شوهر باور كند كه در نزد همسر خویش از چنین شخصیتی برخوردار است، در نتیجه رفتاری متناسب با این رویه، بروز می‎دهد.
- عدم توجه به خواست و انتظارات شوهر

محبت و صمیمیت در كانون خانواده، از طریق شناخت و توجه به خواسته‎ها و انتظارات همسر و در حد امكان تأمین آنها ایجاد می‎شود. برای این كار می‏توان از فرد مقابل سؤال كرد كه آیا انتظارات و خواسته‌های وی برآورده شده است. گاهی برخی از زنان، علیرغم آگاهی نسبت به حساسیت شوهر و اینكه با انجام آن رفتار خاص، به شدت آزرده و ناراحت می‏شود (هرچند ممكن است كه عكس‎العمل آشكاری را نسبت به آن نوع رفتار نشان ندهد)، برای آزار و اذیت و رنجش خاطر او همان رفتار را انتخاب می‌كنند.
- تبعیض بین خویشاوندان خود و شوهر

اگر ازدواج عامل وحدت و یگانگی زن و مرد باشد، در این صورت هر آنچه مورد علاقه و احترام یكی از آنها است، باید مورد علاقه و احترام دیگری نیز باشد. همچنان كه حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «أصدقاوك ثلاثة و اعداوك ثلاثة؛ فاصدقاؤك: صدیقك و صدیق صدیقك و عدو عدوك و اعداؤك عدوك و عدو صدیقك و صدیق عدوك» «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه دسته‎اند، اما دوستانت، پس دوست تو و دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو است و اما دشمنانت، پس دشمن تو و دشمنِ دوست تو و دوستِ دشمن تو است.»

بنابراین خویشان و بستگان هر یك، كه در نزد او ارزش و احترام والایی دارد، به همان نسبت باید برای دیگری ارزشمند باشد. در غیر این صورت اگر زنی برای بستگان خویش، جایگاه ویژه‎ای قائل شود و آنها را برتر و بالاتر از بستگان همسر خویش به حساب آورد و بیشتر با آنها مراوده داشته باشد و در مقابل، بستگان همسر را بیگانه فرض كند و تمایلی به ارتباط با آنها نداشته باشد و راه را برای روابط آنان مسدود كند و از انجام هر خدمتی از جانب شوهر نسبت به آنها مخالفت ورزد، از این طریق ممكن است فشارهای روحی و روانی زیادی بر شوهر وارد ‌شود، زیرا وی با این رفتار درمی‎یابد كه علاقه و دوستی همسرش، نمی‌تواند صادقانه باشد.
- مقایسه نامناسب همسر با سایر مردان

برخی از زنان دائماً همسر خود را با همسر بستگان یا همكاران و دوستان خود مقایسه می‎كنند و در این شرایط تنها جنبه‌های منفی شوهر خود را می‌بینند و آنها را برجسته می‌كنند و به دنبال آن، خود نیز احساس كمبود و محرومیت در زندگی می‌نمایند. در چنین شرایطی، تفاوت‎های فردی و فرصت‌های نابرابر افراد مورد توجه قرار نمی‏گیرد . با ادامة این روش، به تدریج زبان به شكایت و اعتراض گشوده و امتیازات دیگران را به رخ شوهر می‌كشند و با گفتار و كردار خود، موجب اذیت و آزار شوهر می‎شوند.
- بزرگ‌نمایی مسائل جزئی

از جمله مسائلی كه لازم است هر یك از زوجین برای استحكام بنیان خانواده بدان توجه كنند، چشم‌پوشی از مسائل جزئی و كم اهمیتی است كه در زندگی زناشویی پدید می‌آید. در حالی كه برخی از زنان در قبال این مسائل حساسیت بیش از اندازه داشته و آنها را به عنوان مسائلی بزرگ و مهم جلوه می‌دهند؛ در نتیجه نمی‌توانند برای حل آنها برخورد مناسبی داشته باشند و موفقیتی كسب كنند، لذا احساس ناراحتی و فشار حاصل از آن، موجب سلب آرامش و شادابی زن شده و بر سلامت و بهداشت روانی او تأثیر منفی می‌گذارد؛ در چنین شرایطی زن نمی‌تواند برخورد مناسبی با همسر خویش داشته باشد و رضایت او را جلب كند.

- بدبینی و سوء ظن

بدبینی و سوء ظن كه نقطه مقابل حسن ظن و اعتماد است، یكی دیگر از اختلالات روانی به حساب می‌آید. فرد مبتلا به این بیماری، صاحب یك فكر یا فاعل یك رفتار را بدون دلیل و شاهد، به داشتن اغراض سوء متهم می‎نماید. زنانی كه به این بیماری مبتلا هستند، به شوهر خود اعتمادی ندارند و حتی از رفتارهای دلسوزانه و محبت آمیز وی، احساس رضایتمندی نمی‌كنند و نارضایتی خود را در گفتار و رفتار خود ظاهر می‌سازند.
ب)ـ بعد جسمی
- ضرب و جرح

این مسئله اغلب در خانواده‏هایی مشاهده می‌شود كه زن دارای تسلط و قدرت بیشتری است. در این خانواده‎ها، زن نقش اصلی را در خانواده ایفا می‏كند و توقع دارد كه سایر اعضای خانواده، تصمیمات وی را پذیرفته و به آن احترام گذارند، همچنین در واردی كه زن احساس می‏كند دستورات و تصمیمات او، توسط شوهرش نقض می‎گردد، این حق را برای خود محفوظ می‌داند كه با او درگیری فیزیكی پیدا كند.
- همسركشی

همسركشی پدیده‌ای است كه همراه با نرخ زن‌كشی رو به تزاید می‎باشد. تحقیقات اخیر در ایران كه توسط مركز تحقیقات جرمشناسی دانشگاه تهران در 15 استان كشور انجام شده است، نشان می‎دهد كه جرم همسركشی در بین زنان و مردان مساوی است. تنها تفاوت بین دو پدیده شوهركشی و زن كشی، در نحوه ارتكاب جرم می‌باشد. بر اساس این پژوهش، مردان در كشتن همسران خود مستقل و مباشر هستند، ولی زنان در شوهركشی، مباشر نبوده، بلكه از طریق تطمیع، تحریك و ... معاون جرم بوده‎اند. مطابق این تحقیق مشخص گردید كه علیرغم آنكه درصد جرائم ارتكابی به وسیله زنان در كشور بسیار پائین است، اما نرخ جرم همسركشی، توسط زنان بالاست و بالاترین سطح فراوانی آن در كل كشور به شهرهای تهران، كرج، خراسان، آذربایجان و كرمانشاه مربوط می‏شود.
ج)ـ بعد اقتصادی

نوعی دیگر از آزار و اذیت‎ها، صبغة اقتصادی دارد كه عمدتاً شامل تصرف بدون اجازه، تخریب و نابودی اموال شوهر می‌باشد:

ـ در برخی موارد زن به قصد انجام كار خیر، بدون مشورت و كسب رضایت از شوهر، اموال وی را به افراد نیازمند و محروم می‌بخشد و از آنان دستگیری می‌كند.

ـ در موارد دیگری، زن بدون اطلاع شوهر و كسب اجازه از او، مقداری از اموالش را به خود اختصاص می‏دهد.

- نوع دیگری از آزارهای اقتصادی زنان، اسراف است، به این صورت كه در مصرف اموال همسر، از حد اعتدال خارج می‌شوند و اسراف یا تبذیر می‌نمایند. چنانكه «اسراف به معنای خروج از حد، در هر كاری است كه انسان انجام می‏دهد و مراد از حد، همان حد وسط بین سخت گیری و زیاده روی است». معیار تشخیص در این موارد، عرف است كه مصرف مال را به اندازة احتیاج و متناسب حال شخص می‌داند. از جمله مصادیق اسراف عبارت است از:

- تضییع،به مفهوم ضایع و خراب كردن مال؛ نظیر دور ریختن مواد خوراكی و پوشاك و ...

- مصرف بیش از حد و خارج از شأن؛ در این شرایط مال برای چیزی دارای فایده مصرف می‌شود؛ اما مصرف، با حال و شأن آن فرد متناسب نیست.

- مصرف چیزی كه نیازی به آن نیست، یعنی انسان اموال خود را در راهی مصرف كند كه مناسب حال او می‏باشد، ولی نیازی به آن ندارد، مانند كسی كه یك ماشین برای رفع نیاز دارد، ولی ماشین دیگری هم خریداری می‎كند.

ـ تبذیر (پراكنده كردن) مصرف مال بدون جهت و فایده است. به بیان دیگر تبذیر، به آن قسم از اسراف گفته می‏شود كه همراه اتلاف مال باشد و هیچ هدف عقلانی نداشته باشد، در این صورت با مصداق یافتن تبذیر،اسراف هم صادق خواهد بود، از این رو برخی از اندیشمندان تبذیر را همان اسراف دانسته اند.

در مجموع، زن در چنین آزارهایی با مصرف بی رویه، موجب نارضایتی شوهر می‌شود و چه بسا از نظر مالی وی را در تنگنای اقتصادی قرار دهد، به حدی كه برای تأمین مخارج زندگی خویش تلاش مضاعفی كند و احساس خستگی جسمی و روحی نماید.
د) بعد جنسی

آزار و اذیت زن می‌تواند در روابط جنسی با شوهر به اشكال ذیل بروز ‌كند:
ـ محرومیت جنسی

یكی از وظایف اساسی زن، به جهت نقش آن درجلوگیری از انحرافات اخلاقی همسر، ارضای نیاز جنسی شوهر است، زیرا تأمین این نیاز ضمن آنكه یكی از كاركردهای اصلی خانواده محسوب می‎شود، از آلودگی‌های اخلاقی و جنسی افراد جامعه جلوگیری می‏كند. در برخی از موارد، اجتناب همسر از انجام این وظیفه، می‌تواند مرد را به جهت مواجهه با زنان دیگر و تحریك غریزی، دچار عصیان و گناه كند و یا در اثر مقاومت و خودداری از ارضای نامشروع، با مشكلات روحی و روانی مواجه نماید، به ویژه اگر چنین رفتاری در سال‌های اولیه ازدواج رخ دهد كه تمایل همسر به برقراری ارتباط جنسی بیشتر است، اثرات تخریبی محرومیت جنسی بیشتر خواهد بود؛ به طوری كه یكی از روانشناسان در این رابطه می‌نویسد: «اشتیاق به تمتع جنسی، خصوصاً در سال‌های اول زندگی مشترك، در مرد نسبت به زن قوی‌تر احساس می‏شود. این خصوصیت جنسی مرد را باید به زن آموخت. استنكاف زن از آمیزش، هنگامی كه مرد متمایل به آن است، فقط در مواردی مناسبت دارد كه علل معینی (از قبیل ناخوشی، قاعدگی، بارداری) در بین باشد.»

از این رو در اسلام مسأله تمكین زن از شوهر در هنگام نیاز مرد، از حقوق شوهر محسوب می‌شود. ولی اگر مرد در آمیزش جنسی رضایتمندی زن را نادیده بگیرد و به شرایط روحی و روانی و جسمی او توجهی نكند و یا زمینه لازم را برای ارضای جنسی زن فراهم نكند و فقط درصدد ارضای جنسی خود باشد، زن احساس می‌كند كه تنها ابزاری است تا نیاز مرد را فراهم كند و اغلب در ارضای جنسی، ناكام می‌ماند و این رفتار مرد را خودخواهی او برمی‎شمارد، در نتیجه از عشق و علاقه زن به شوهر كاسته شده و فضا برای ایجاد درگیری و تنش و رفتار آزاردهندة زن فراهم می‌شود.
ـ بی‏میلی جنسی

در برخی موارد، گرچه زن از آمیزش جنسی با همسر خودداری نمی‌كند و به ظاهر با آن مخالفتی ندارد، اما این عمل را با سردی و بی میلی تمام انجام می‌دهد كه در چنین وضعیتی، میزان اطفاء شهوت مرد بسیار پایین است و احساس محرومیت می‏كند، از این رو برخی از روانشناسان معتقدند: «عقیدة زنانی كه خود لذتی نمی‌برند، ولی ظاهراً به امیال شوهرشان پاسخ می‏دهند و تصور می‏كنند كه بدین وسیله به او خدمت می‌كنند، غلط و اشتباه است ... سردی جنسی زن و بی‎میلی او در لذت رساندن به شوهر می‏تواند سبب سردی همسرش شود، زیرا شوهر در واقعی بودن احساس او تردید می‏كند.»
علل شوهرآزاری

علل و عوامل متعددی موجب می‎شود كه زن به خشونت علیه همسر اقدام كند. این عوامل عبارتند از:
الف)ـ علل فرهنگی
ـ عدم شناخت وظایف و مسئولیت‏ها

خانواده در صورتی از بنایی مستحكم و روابطی سالم برخوردار می‏شود كه هر یك از زوجین، نسبت به وظایف و نقش‌های خود در زندگی، شناخت كافی داشته باشند و بدانند كه در صورت انجام یا طفره از آن، پاداش یا كیفر اخروی سختی در انتظار آنهاست. بنابراین اگر زن مسلمان ارزش و اهمیت خوب شوهرداری را در دیدگاه اسلام بداند و توجه داشته باشد كه خداوند چه پاداش ارزشمندی را برای این‎كار در نظر گرفته است و از سوی دیگر میزان زشتی شوهرآزاری را در شریعت بداند و كیفر سخت اخروی آن را بشناسد و بدان باور داشته باشد، در این صورت، درصدد برمی‎آید تا اخلاق و رفتار خود را بر اساس خواست و رضایت خداوند تغییر داده و اخلاقیات دینی را در خود تقویت كند. در روایات فراوانی، این تشویق و توبیخ‌ها بیان شده است. از جمله روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) می‎باشد كه می‎فرمایند: «من كان له امرأه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتی تعینه و ترضیه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فی سبیل الله و كانت اول من ترد النار» «كسی كه زن آزاردهنده‎ای دارد، خداوند نماز و كار خوب آن زن را قبول نمی‎كند، مگر این كه شوهرش را كمك كند و رضایت او را به دست آورد و الاّ اگر تمام روزگار را روزه بگیرد و شب‌ها به عبادت برخیزد و تمام اموال خود را در راه خدا انفاق كند، باز اولین كسی است كه وارد جهنم می‏شود.»
ـ سستی باورهای مذهبی

یكی از مهمترین عوامل چنین وضعیتی، ضعف باورهای مذهبی و ارزش‌های اخلاقی، اعراض از نام و یاد خدا و فرامین اوست. چنین فرد سست ایمانی، در زندگی با همه امكانات مادی و جنبه‌های رفاهی، احساس تنگی و سختی می‌نماید و قرآن هم در این زمینه تصریح می‏كند كه: «و من اعرض عن ذكری فانّ معیشة صنكا» «هر كس كه از یاد من رو برگرداند، پس به درستی كه زندگی برای او سخت و تنگ خواهد بود». در حالی كه اگر فضای خانه از آداب و سنت‌های دینی عطرآگین باشد و زن تمام تلاش خود را برای كسب رضای الهی و انجام وظایف خویش در چارچوب دین بكارگیرد و خداوند را بر گفتار و رفتار و افكار خویش عالم و ناظر ببیند و بر آن باور قلبی داشته باشد، روابط اعضای خانواده برپایه بنیان مستحكمی شكل خواهد گرفت كه در مقابل بروز شرایط بحرانی مانند بیماری، از دست دادن موقعیت شغلی، فقر اقتصادی و ... تضعیف نشده و از مسیر صحیح خود خارج نخواهد شد.
ب)ـ علل روانشناختی
ـ تنهایی

در بعضی موارد، ناسازگاری زن با شوهر از احساس تنهایی وی نشأت می‏گیرد. به طور نمونه گاه زن بعد از ازدواج، علیرغم همه وابستگی‏هایی كه تا چندی قبل نسبت به اعضای خانواده و دوستان خود داشته است، به یكباره مجبور می‌شود كه این ارتباط را قطع كند، زیرا موقعیت شغلی همسر ایجاب می‌كند كه دور از محیط خانواده زندگی كند و یا همسر، به علت برخی خصوصیات روانی یا موقعیت‌های اجتماعی، مانع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی زن می‌شود، در چنین وضعیتی، شوهر، نیاز ارتباط با دیگران را از طریق روابط شغلی‎اش ارضا می‏كند، در حالی كه همسرش در شهری غریب و یا در محیطی بسته، محدود به انجام كارهای منزل می‎شود. نتیجه این شیوه زندگی، داشتن روحیه‎ای خسته و پژمرده است كه آثار آن در رفتار و روابط زن با شوهر تجلی می‎كند.
ـ افسردگی

یكی از اختلالات روانی شایع در اغلب جوامع، افسردگی است كه آمار آن رو به تزاید است. علائم و نشانه‌های افسردگی در افراد مختلف، متعدد و متفاوت می‎باشد و شامل اختلالات عاطفی، انگیزشی، شناختی و قلمرو بدنی است.

در اختلال عاطفی، فرد افسرده تقریباً به طور دائم غمگین است و از محیط اجتماعی شكوه و شكایت می‌كند و تحقیرها، تظلم‌ها و سرزنش‌ها را به یاد می‌آورد.

در اختلال انگیزشی، فرد نسبت به امور جنسی، بهداشتی، روابط شغلی و روابط اجتماعی حالت بازداری دارد و معمولاً در خود فرو می‌رود و ارتباط خود را با دیگران قطع می‏كند و هیچ رغبتی نسبت به فعالیت‌های شغلی نشان نمی‏دهد، حتی گاه نسبت به بهداشت بدنی بی‌توجه می‏شود، فعالیت عقلی فرد كاهش می‎یابد، به طوری كه تمركز ذهنی خود را از دست می‌دهد و حافظه‎اش تضعیف می‏شود.

در بخش اختلالات شناختی گفته می‏شود كه فرد، افكاری منفی نسبت به خود، جهان و آینده پیدا می‏كند، به شكلی كه نسبت به وضعیت فعلی، احساس ناراحتی، نسبت به گذشته، احساس شكست و نسبت به آینده، احساس بدبینی دارد.

در قلمرو بدنی، تصویر بدنی فرد افسرده تنزل می‎یابد و با احساس گنهكاری و كینه نسبت به خود، میل به كیفر رسیدن و حتی میل به خودكشی تجلی می‎یابد. در چنین وضعیت بحرانی، طبیعی است كه زن نتواند رضایت شوهر را فراهم نموده و روابط صحیحی با او داشته باشد.
ـ توهم

یكی از عواملی كه موجب بدرفتاری زنان می‏شود، توهمات و خیالاتی است كه فكر و ذهن او را مشغول می‏كند. گاهی زن در ذهن خود از شوهرش تصویری نادرست می‎سازد و متناسب با آن تصویر با وی رفتار می‏كند، به طور مثال احساس می‎كند كه همسرش بین بستگان خود و خویشاوندان او تفاوت می‌گذارد و برای آنها ارزش بیشتری قائل است و تمام توجه خود را به آنان معطوف می‌دارد. بر اساس این توهم، مقابله به مثل نموده و چنین رفتاری را در پیش می‎گیرد و یا ممكن است توهم كند كه همسرش او را دوست ندارد و درصدد موقعیتی است تا همسر دیگری را انتخاب كند، در چنین صورتی، زن در مقام عناد و لجاجت، به آزار شوهر می‏پردازد.
ـ اضطراب

اضطراب، یكی دیگر از اختلالات روانی است كه می‌تواند رفتار فرد را متأثر سازد. فرد مضطرب فردی است كه در خود احساس نامطبوعی از یك ترس نامعین (ترس بدون موضوع) وحشت زدگی، بلكه درماندگی و حتی مرگ دارد. در اكثریت موارد، به این حالات، تظاهرات دستگاه عصبی مستقل، مشابه آنچه در هیجان‌ها وجود دارد، از قبیل تپش قلب، مشكلات تنفسی همراه با احساس فشردگی قفسه صدری و خفگی، تعرق مفرط، لرزه،احساس سستی در پاها افزوده می‎شود. فرد مضطرب فعالیت‌های خود را از پیش، با شكست مواجه می‌بیند، در یك ناایمنی اجتماعی و جهانی زندگی می‌كند، نسبت به ظرفیت‌ها و كفایت‌های خاص خود شك می‏كند و برای خود و نزدیكانش نگران است. چنین فردی در زندگی از یك روحیه شاداب و با طراوتی برخوردار نمی‌باشد و در نتیجه نمی‌تواند نقش خود را در زندگی، به عنوان یكی از اركان اصلی خانواده به خوبی ایفا كند، در نتیجه فشار جسمی و روحی به دیگر اعضای خانواده از جمله شوهر وارد می‏شود.
ـ ترس

ترس، یك حالت روانی است كه در اثر مواجهه فرد با موقعیت‌ها یا اشیا بوجود می‎آید، درحالی كه ممكن است فرد به واسطه استدلال، آن را بی زیان و خالی از خطر بداند. در این صورت، زن برای پیشگیری و دفاع از آن، رفتارهای ویژه‎ای را انجام می‏دهد. مثلاً در مواردی مشاهده شده است كه زن از اینكه همسرش ازدواج مجددی را انجام دهد، هراسناك است، او را فردی بی وفا و بی محبت به حساب می‌آورد و هیچگاه راضی نمی‌شود كه همسرش با زنان دیگر، ارتباط اجتماعی سالمی داشته باشد و در صورتی كه متوجه این ارتباط شود، بسیار متأثر شده و با انجام رفتارهای ناخوشایند درصدد تلافی برمی‌آید و گاهی نیز این شرایط موجب می‌شود كه میل جنسی وی تقلیل یابد تا جایی كه علاقه ای به ارتباط جنسی نداشته باشد. در روابط زناشویی به سختی تحریك شود و از عمل جنسی هم لذتی نبرد.
ـ عدم علاقه و بروز تنفر

در بعضی موارد رفتار آزار دهنده زنان از بی علاقگی یا نفرت آنها نسبت به شوهر نشأت می‏گیرد كه عوامل زمینه ساز آن می‌تواند متفاوت باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:
ـ عدم تناسب سنی زوجین

در مواردی، پدر و مادر علیرغم خواست دختر، او را به ازدواج با فردی ثروتمند مجبور می‌كنند كه فاصله سنی زیادی با دختر دارد. این عمل موجب می‌شود كه بسیاری از خواسته‌های زن، برای شوهر مطلوب و یا منطقی نباشد و از سوی دیگر بسیاری از خواسته‌ها و تمایلات همسرش را نشناسد و یا در صورت شناخت، میل باطنی برای تأمین آنها نداشته باشد، از این نقطه، درگیری‌ها و جدال‌ها آغاز می‌شود.
ـ عدم پایبندی شوهر به دستورات مذهبی

زن مؤمن و متقی می‌خواهد همسر او یك انسان با ایمان و پرهیزگار باشد، زیرا معتقد است كه با فاصله گرفتن از گناه و عصیان الهی، می‏توان زمینه را برای داشتن یك زندگی آرام و مورد رضای الهی فراهم نمود و چنین زندگی می‏تواند كمال و ترقی اعضای خانواده را در دنیا و سعادت جاودانه آنها را در آخرت فراهم كند.
ـ عدم بهداشت از سوی شوهر

عدم رعایت نظافت و بهداشت از سوی شوهر، بی‌توجهی یا كم‌توجهی به خواست و رضایت همسر می‌تواند زمینه‌ساز بروز اختلافات و موجب انزجار نسبت به همسرشود. در این صورت عكس‎العمل‎های زن برای شوهر آزار دهنده تلقی می‎شود.
ـ ناكامی مادی و معنوی

در بسیاری از خانواده‎ها، زن قبل از ازدواج، آینده خاصی را از جهت بهره‎مندی از امكانات مادی و رفاهی یا برخورداری از اخلاق و آداب انسانی و اسلامی برای اعضای خانواده ترسیم كرده تا در سایه ازدواج بدان دست یابد، اما بعد از ازدواج، در این زمینه احساس عدم موفقیت می‎كند، در چنین شرایطی زن، شوهر خود را مقصر می‌داند و ابتدا از اظهار محبت و احترام نسبت به او دریغ می‌ورزد و به تدریج خلق و خوی خود را تغییر داده و اذیت و آزارهای او شروع می‌شود.
ـ دگرآزاری

بیماری سادیسم یا دگر آزاری می‌تواند منشأ معضل شوهرآزاری باشد. سادیسم نوعی اختلال روانی است كه فرد بیمار، تمایل به آزار و اذیت دارد و به دنبال انجام آن، احساس رضایت می‌كند. این آزار از سوی زن می‌تواند به صورت‌های مختلف از جمله آزار و اذیت در هنگام تحریكات جنسی شوهر ظاهر شود. بر این اساس گفته می‌شود كه تمایلات سادیستیك زنان موجب می‌شود تا آنها همسرشان را مردانی ناشناس تلقی نموده و آنها را آزرده نمایند.
ـ قدرت طلبی

بعضی از زنان تلاش می‌كنند تا بر افكار، احساسات، باورها، ارزش‌ها و رفتار همسر سلطه یافته و هر آنچه را كه خود می‌پذیرند، بر وی تحمیل كنند و در صورت عدم توجه شوهر به این خواسته‌ها، در طی زمان، وی را وادار به تسلیم نموده و خواستة خود را عملی سازند.
ـ عدم صداقت و فریبكاری

یكی از پایه‌های اصلی روابط سالم خانواده، صداقت و راستی است. اگر زن در روابط خود با شوهرش، یكرنگ نباشد و با پنهان كاری و فریبكاری رفتار كند، در این صورت اعتماد همسر از او سلب شده و حتی سخنان و وعده‌های صادقانه او را نیز نمی‌پذیرد و نمی‏تواند چنین فردی را به عنوان شریك زندگی محسوب كند و در تصمیم گیری‎ها با او مشورت نماید و او را مشاركت دهد، در نتیجه روابط زوجین تیره شده و بنیاد خانواده سست خواهد شد.
ـ خودگرایی

برخی از زنان در خانواده، تمام توان خود را برای تأمین نیازها و دستیابی به اهداف خویش به كار می‏گیرند و از مشاركت در امور خانه كناره‏گیری می‏كنند و در مواردی كه بین خواسته آنها و خواسته اعضای خانواده تقابلی ایجاد می‎شود، حاضر نیستند از منافع خود برای تأمین منافع تمام اعضای خانواده صرف نظر كنند، در نتیجه تمام مشكلات را معطوف به همسر خویش می‎دانند. در این شرایط روابط بین زوجین به سردی گرائیده و سلامت خانواده تهدید می‎گردد.
ب)ـ علل اجتماعی
ـ دخالت دیگران

از جمله عواملی كه روابط سالم بین زن و شوهر را متزلزل می‌كند، دخالت دیگران به خصوص والدین همسر در حریم زندگی است. گرچه این عمل به جهت علاقه وافر و با انگیزة راهنمایی انجام می‌شود، اما گاه می‌تواند فرد را تحریك كرده و موجب درگیری و اختلاف بین زوجین شود. در مواردی مقایسه وضعیت زندگی فرد با زندگی بستگان یا آشنایان، زمینه‌های نارضایتی از زندگی را فراهم می‎نماید، به طوری كه زن، شوهر خود را وادار می‎كند تا از هر طریق ممكن، سطح زندگی را ارتقا دهد. بدین منظور با برخوردهای نامناسب و غیر منطقی، زیاده خواهی‌های خود را طلب می‏كند. از این زمان، فضای صمیمی و پر از محبت و احترام متقابل می‎شكند و اختلاف ایجاد می‏شود. متأسفانه این مسئله، اخیراً در جامعة ایران بسیار شایع شده است. بر اساس پژوهش‌های انجام شده درصد قابل توجهی از زنان و مردان علت جدایی از همسرانشان را دخالت خویشاوندان و آشنایان می‎دانند، تحقیقات نشان می‏دهد كه از بین عوامل مختلف طلاق (نظیر ناسازگاری‌های رفتاری و اخلاقی، دخالت خویشاوندان و آشنایان، تنفر از همسر و اعتیاد همسر به مواد مخدر) دخالت دیگران، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.
- نارضایتی اجتماعی

مشكلات شغلی و برخی مسائل و نارضایتی‎های اجتماعی (تورم و گرانی كالاها و مسكن، بیكاری...) می‎تواند باعث بروز اختلاف میان زن و شوهر و بروز رفتار تلافی جویانة او با شوهرش شود و یا به طور ناخودآگاه، این ناراحتی در روابط فرد با اعضای خانواده ظهور كند، زیرا زن به جهت برخورداری از روحیه لطیف و حساس، در مواجهة با این مشكلات، فشارهای روحی و روانی بیشتری را متحمل می‏شود، از این رو ممكن است ناراحتی‌های خود را به شكل رفتارهای نابهنجار بروز دهد.
- نارضایتی خانوادگی

نارضایتی زن از ازدواج، به دلیل تمایل وی به ازدواج با فرد دیگر و مخالفت والدین و اجبار او به این ازدواج و یا عدم ازدواج شوهر با فرد مورد علاقه‌اش موجب شده است كه زن به طور ناخواسته، فرد دیگری را برگزیند. همچنین تفاوت سنی شوهر نسبت به زن و مشكلات متعاقب آن، باعث می‌شود كه زن با میل و رغبت و رضایت قلبی، ازدواج با چنین شوهری را نپذیرد و رفتار گرم و صمیمانه‎ای با وی نداشته باشد.
- خشونت خانوادگی

مشاهدة رفتارهای خشن پدر، خشونت‏های خانگی اعم از: ظلم‏ها، اهانت‏ها و آسیب‏های مردان در برابر چشم فرزندان در محیط خانواده، بسیاری از دختران را در زندگی آینده با حس انتقام یا حس ممانعت از بروز چنین وقایعی درگیر می‏كند تا بدانجا كه تلاش می‏كنند در برابر شوهر رفتار خشونت آمیز داشته باشند تا هرگز دچار وضعیتی مشابه مادرشان نگردند.
عكس العمل شوهر در برابر همسرآزاری

به اعتقاد «مرتن» اگر افراد جامعه، از طریق هنجارها و ابزارهای استاندارد شدة كنش، به ارزش‎ها و اهداف جامعه دست یابند و با هنجارهای آن جامعه همنوا ‌شوند، آن جامعه از یك نظام اجتماعی متعادل برخوردار خواهد بود، اما اگر اعضای جامعه نتوانند از طریق راههای مشروع، به آن اهداف دست یابند، ممكن است به انزواطلبی یا طغیانگری سوق داده شوند. در نظام خانواده نیز اگر شوهر احساس كند كه همسر مناسبی دارد و می‏تواند به كمك او، كاركردهای اصلی خانواده را محقق كند و با داشتن خانوادة سالم، احساس آرامش، آسایش و رضایت خاطر كند و با عشق و علاقة تمام و با قبول همه سختی‌ها و مشكلات، در راه رفع نیازهای خانواده تلاش ‌نماید، خانوادة متعادل شكل می‎گیرد؛ اما روابط آزاردهندة زن با شوهرش می‎تواند، عشق و علاقه آنها را به یكدیگر كاهش دهد و به تدریج زمینه تزلزل خانواده فراهم شود، زیرا شوهر در شرایط نابسامان خانواده یكی از دو گزینه انزواطلبی یا طغیانگری را انتخاب می‎كند كه می‎تواند به صورت‎های ذیل و بروز یابد:
الف)ـ انزواطلبی
ـ تأخیر در بازگشت به خانه

در نخستین روزهای ازدواج، به جهت وجود عشق و علاقه متقابل زن و مرد و شدت وابستگی طرفین به یكدیگر، شوهر، زودتر یا به موقع در منزل حضور می‎یابد، اما به طور طبیعی با گذشت روزهای اولیه ازدواج، تا حدودی از میزان و شدت این روابط كاسته می‏شود و به همان نسبت نیز میل افراطی مرد برای مراجعة زود هنگام به خانه كاهش می‌یابد. این موضوع زمانی به مرحله حاد می‎رسد كه رفتار محبت آمیز زن، جای خود را به رفتار تند و خشونت آمیز دهد و شوهر رغبتی به حضور در خانه و برخورد با همسر و فرزندان نداشته باشد و ترجیح دهد كه بیشتر اوقات خود را در بیرون از منزل و در غیاب همسر سپری كند و از این طریق خود را از فضای آزاردهندة خانواده رها كند؛ از این رو ممكن است حتی برخی شب‎ها به خانه نیاید و اوقات خود را با دوستانش سپری كند.
ـ اعتیاد

همزمان با همسرستیزی زن، ممكن است شوهر به جهت كمبود محبت از سوی زن، جذب گروههای نابهنجار از جمله معتادان شده و با آنها ارتباط برقرار كند و تحت تأثیر رفتار آنها معتاد شود و به مواد مخدر روی آورد. اعتیاد شوهر نقطه شروع نزاع و درگیری جدی بین زن و شوهر است. به دنبال شدت درگیری، مرد، احساس اذیت بیشتری می‏كند، در نتیجه برای فرار از تنازعات، هرچه بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری می‎كند. این موضوع می‏تواند زمینة بسیاری از كجروی‌های دیگر را فراهم كند.
ـ سردی جنسی

سردی جنسی و كاهش رغبت جنسی مرد نسبت به همسر، یكی از پیامدهای شوهرآزاری است. یعنی شرایط نابسامان خانواده و فشارهای روانی، علاقه شوهر به روابط جنسی را تضعیف می‎كند و انگیزه وی را كاهش می‏دهد. به اعتقاد روانشناسان شرایط روحی و روانی، بر كاهش یا افزایش تمایلات جنسی تأثیرگذار است. به اعتقاد آنان «غریزه جنسی در طی زندگی، تحت تأثیر نوسانات زیادی قرار می‏گیرد و قوی‎تر یا ضعیف‎تر می‏شود. از جمله، به هنگام ناخوشی‎های گوناگون یا پس از آن و در موقع وارد آمدن لطمات روحی و حوادث زندگی».
ـ خودكشی

بعضی از مردان كه منزلت اجتماعی بالایی دارند و در بین اقوام و خویشاوندان و دوستان خود، از احترام زیادی برخوردارند، كمتر راضی می‏شوند كه اختلافات خانوادگی خود را برای دیگران مطرح كنند و همیشه هراس دارند كه بستگان یا دوستان آنها متوجه این درگیری‌ها شوند، لذا از بروز آن جلوگیری می‏كنند و همین مسئله در طول زمان موجب می‏شود كه صبر و تحمل آنها لبریز شده و در اثر فشارهای بیش از اندازه، دچار اختلال روانی گردیده و دست به خودكشی زنند.
ب) طغیانگری
ـ طلاق

رفتار ناپسند زن با شوهر یكی از علل اصلی طلاق و جدایی است، زیرا موجب می‏شود تا شوهر در معرض ناراحتی‌های شدید روانی قرار گرفته و محبت و صمیمیت زوجین رخت بربندد. در این صورت امكان ادامه زندگی سلب می‎گردد و شوهر برای رفع كشمكش و مخاصمه، به ناچار طلاق را برمی‎گزیند.
ـ همسرگزینی مجدد

بعضی از مردان برای جبران خلأ روابط محبت‎آمیز با همسرشان و یا رفع محرومیت غرائز جنسی، همسر دیگری را انتخاب می‎كنند، اتخاذ این رویه می‎تواند نتیجة شوهرآزاری پنهان و آشكار باشد.
ـ ایجاد مضیقه اقتصادی

در برخی موارد، شوهر، توانایی طلاق یا همسرگزینی مجدد را در برابر همسرآزاری ندارد و یا از نتایج آن هراسناك است، لذا زن را در تنگنای اقتصادی قرار داده و از دادن نفقه و مخارج زندگی خودداری می‏كند و از این رویه به عنوان ابزار پشیمانی زن نسبت به این روابط ناسالم استفاده می‎نماید تا زن را وادار كند از روابط نادرست خود دست بردارد.
ـ ضرب و شتم همسر یا فرزندان

در خانواده‏هایی كه زن تمكن مالی خوبی دارد و از جهت تأمین نیازهای اقتصادی، هیچ وابستگی به شوهر ندارد، طبیعی است كه مضیقه اقتصادی، نمی‌تواند وسیلة مناسبی برای كنترل رفتار زن باشد. بنابراین شوهر ممكن است در قبال اذیت‌های همسر خویش، عكس‎العمل نشان دهد و به ضرب و شتم همسر یا فرزندان خود بپردازد.
ـ تخریب حیثیتی

بعضی از افراد ممكن است راه دیگری را برای برخورد با ناسازگاری همسر خود انتخاب كنند، خصوصاً در مورد زنانی كه از حیثیت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، عكس‎العمل مردان از طریق تخریب جایگاه همسر در نزد بستگان، همكاران یا دوستان انجام می‎شود تا جهت حفظ شخصیت و موقعیت اجتماعی خود، رفتارهای نامناسب خود را كنترل نموده و بستر را برای وقوع درگیری و نزاع مسدود كند.
راهكارهای مؤثر جهت پیشگیری از شوهرآزاری
الف) ـ سطح فردی

یكی از عوامل مهمی كه سبب می‏شود تا فرد، رفتاری را انجام دهد یا از ارتكاب عملی ٍخودداری كند، میزان معرفت و شناخت افراد نسبت به اهمیت یا قبح و زشتی آن رفتار و پیامدهای منفی آن است، لذا شناخت قبلی افراد نسبت به دستورات شریعت و سخنان معصومین (ع) در مورد زوایای ازدواج ضروری است، زیرا همه احكام و دستورات دینی با توجه به مصالح و مفاسد واقعی انسان تنظیم گردیده است؛ هرچقدر كه انسان‌ها به ضوابط دینی ازدواج و تشكیل خانواده بیشتر پایبند باشند، به همان میزان از آسایش و امنیت حاصل از ازدواج برخوردار خواهند شد و از آثار زیان‎بار آن در امان خواهند ماند. از این رو شناخت این احكام می‎تواند فرد را به داشتن اخلاق نیكو و روابط سالم در خانواده ترغیب كند، به طور مثال اگر فرد بداند كه بدخلقی با اهل خانه موجب هلاكت انسان است و كیفر و عذاب الهی را در هر دو جهان درپی دارد و به سلامتی‎اش آسیب می‌رساند، مصمم می‎شود تا در صورت بروز مشكل، پیامد زشت این نوع رفتار را به خاطر آورد و خلاف نفس اقدام نماید و نرم خویی در پیش گیرد. با تكرار این رویه به تدریج حالت تندخویی فرد تغییر می‎كند. از سوی دیگر دین اسلام، به شدت انسانها را از بحث و مجادله و گفتگوی خصمانه بر حذر می‎دارد، چنانچه حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «ایاكم و المراء و الخصومه فانهما یمرضان القلوب علی الاخوان و ینبت علیها النفاق» «از جدال و خصومت در گفتگو برحذر باشید، پس به درستی كه قلوب را نسبت به برادران بیمار می‏كند و نفاق را نسبت به آنها می‌رویاند.»
ب) ـ سطح خانوادگی

خانواده یكی از مهم‎ترین نهادهای اجتماعی است كه افراد را با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی همنوا می‌سازد، به طوری كه اگر خانواده، مدرسه، گروه همسالان، وسائل ارتباط جمعی، گروههای مذهبی، سازمان‌های جوانان و ... را عوامل جامعه پذیری افراد بدانیم، در همه فرهنگ‌ها به خصوص در فرهنگ دینی، خانواده، عامل اصلی اجتماعی شدن كودك محسوب می‎شود. خانواده فرد را قادر می‌سازد تا ارزش‎ها، هنجارها، مهارت‏ها، عقائد و الگوهای فكر و عمل را فراگیرد. از این رو، هر یك از والدین كه در خانواده نقش خود را به خوبی انجام ندهند، در نظام كنش متقابل خانواده، اختلال ایجاد می‎شود و موجب جامعه پذیری ناقص فرزندان می‎گردد و در نتیجه فرزندان این خانواده نمی‎توانند نقش‌هایی را كه دیگران از آنها انتظار دارند، به خوبی انجام دهند و در مواردی با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی، ناهمنوا خواهند شد.

هر چه اعضای خانواده، از اخلاق و آداب دینی فاصله بگیرند و از حضور جدی دین در عرصه خانواده بكاهند و خدا را در كنش‎های متقابل فراموش كنند، از داشتن آسایش و آرامش محروم خواهند شد، در نتیجه، این زندگی نمی‌تواند زندگی مستحكم و سالمی باشد. عمده‎ترین خصوصیاتی كه می‎تواند مانع از بروز رفتار ناپسند آزاررسانی به همسر گردد و از پیامدهای ناگوار این رفتار بكاهد، عبارتست از:
- صداقت

اگر بر روابط بین زن و شوهر صداقت حاكم باشد و هر یك صادقانه نیازها، خواسته‌ها و توقعات خود را برای دیگری بیان كند و واقعیت‌های زندگی را كتمان ننماید، احساس همدلی و محبت بین آنها افزایش یافته و زمینه‌های استحكام خانواده فراهم می‏شود.
- تعدیل خواسته‏ها

زن و شوهر باید خواسته‌ها و توقعاتی را كه از همدیگر دارند، تعدیل كنند، یعنی حدود و توقعات آنها نباید بیش از توانایی‎های آنان باشد، در غیر این صورت، زن، همسرش را با افراد دیگر مقایسه می‏كند و از او می‏خواهد كه همانند آنها امكانات و وسایل رفاهی بیشتری فراهم كند. در مقابل، شوهر نیز همسرش را با زنان دیگر مقایسه می‎كند و از او می‏خواهد كه اخلاق، ظاهر و رفتارش همانند آنها باشد و نظیر آنها ابراز علاقه و محبت كند. در حالی كه افراد از جهت ویژگی‌های فردی كاملاً متفاوت هستند، از این رو خداوند هم بیش از حد توان افراد، از آنها مسئولیت نمی‎خواهد و می‎فرماید: «لایكلف الله نفسا الا وسعها». بدین ترتیب تعدیل خواسته‌های زن و شوهر موجب می‏شود كه از تلاش و زحمات همدیگر قدردانی كرده و از زیاده خواهی‌ها پرهیز كنند و زمینه‎های همدلی و تفاهم را فراهم نمایند.
ج) ـ سطح اجتماعی

نهادهای فرهنگ ساز كشور باید بیشترین تلاش خود را جهت گسترش فرهنگ اسلامی، اخلاق دینی و نهادینه كردن آن در جامعه بكار گیرند و مؤلفه‎ها و شاخص‎های ارزش‏های دینی نظیر عدالت را در سطح خانواده بیان كنند تا روشن شود كه فرد عادل باید دارای چه ویژگی‎ها، رفتارها و روابطی باشد. وسائل ارتباط جمعی در این رابطه بیشتـرین وظیفـه و تـأثیر را دارنـد، كاركـرد و اثـرگذاری رسانـه‏های جمعـی، به‏ویـژه تلویزیون، به جهت پوشش فراگیر آن، می‎تواند مثبت و منفی باشد. ارائه تصویر زنان پرخاشگرانه كه احقاق حقوق خانوادگی خود را منوط به رفتارهای نادرست، غیرمنطقی، نابردبارانه.... می‎بینند و یا نمایش شخصیت نامتعادل و افراطی (عاطفی محض یا عقلانی صرف) از زن از جمله كاركردهای منفی رسانه‎های جمعی است، در حالی كه این وسائل می‌توانند با تهیه فیلم‏های سینمایی، روابط نامناسب و خشن را با روابط صحیح و سالم خانوادة متعادل مقایسه كنند و با نشان دادن نتایج و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آن دو، راههای محفوظ ماندن زن و شوهر را از این آسیب‎ها ارائه كنند و صبر و تحمل آنان را در مقابل مشكلات و دشواری‎های زندگی به نمایش گذارند و از ارائه زندگی‎های اشرافی و مجلل و انواع امكانات رفاهی برای تمام اعضای خانواده و... خودداری كنند، زیرا مخاطبین با دیدن چنین صحنه‏هایی به تدریج به این باور می‌رسند كه محرومیت بسیار بالایی دارند و برای رسیدن به چنین امكاناتی باید از هر وسیله ای استفاده كنند و تا گوی سبقت را از دیگران بربایند و به هیچ حد و مرزی قانع نباشند. این رویه، احساس فقر روانی را در جامعه گسترش می‏دهد و فرهنگ مصرف كاذب بر مخاطبین تحمیل می‏شود و بالتبع توجه انسان به مسائل اخلاقی و ارزش‏های معنوی كاهش می‌یابد و روحیه قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر كه سرلوحه دعوت انبیاء و ائمه معصومین (ع) قرار داشته و جزء فضائل اخلاقی است، در بوته فراموشی قرار می‎گیرد، در نتیجه سطح توقعات خانواده افزایش می‎یابد و با احساس محرومیت، نزاع‎ها و درگیری‌ها آغاز می‎شود.

بنابراین علاوه بر سازندگی فرد و خانواده، نهادها و سازمان‎های اجتماعی نیز باید زمینه را برای ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده و ایجاد خانواده متعادل و مستحكم فراهم نمایند.

فهرست منابع:

القرآن الكریم.

الحر العاملی، محمدبن حسن: «وسائل الشیعه»، مؤسسه ال البیت، قم، 1410 ه‍.ق.

اسكیدمور، ویلیام: «تفكر نظری در جامعه شناسی»، ترجمه محمدعلی حاضری و دیگران، انتشارات سعید، 1372.

جعفری، محمدتقی: «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد مولوی»، انتشارات اسلامی، 1373.

خمینی، روح‎الله: «چهل حدیث»، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1371.

خود اكوف، ن.م: «آنچه باید همسران جوان بدانند»، ترجمه میمتا، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران، 1352.

دفتر همكاری حوزه و دانشگاه: «درآمدی بر اقتصاد اسلامی»، انتشارات سمت، 1372.

راغب اصفهانی: «مفردات الفاظ القرآن»، دارالعلم، 1416 هـ .

رابرتسون، یان: «درآمدی بر جامعه»، ترجمه حسین بهروان، انتشارات آستان قدس، 1374.

شاملو، سعید: «آسیب‎شناسی روانی»، انتشارات رشد، 1373.

فرجاد، محمدحسین: «آسیب‎شناسی اجتماعی، ستیزه‎های خانواده و طلاق»، انتشارات منصوری، 1372.

كراژ، ژ: «بیماری‎های روانی»، ترجمه محمود منصور و پریرخ دادستان، انتشارات رشد، 1381.

كلینی، یعقوب: «اصول كافی»، مكتبة الاسلامیه، تهران، 1388 ه‍ .

مجلسی، محمدباقر: «بحارالانوار»، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1403هـ.ق.

نراقی، احمد: «معراج السعادة»، انتشارات هجرت، قم، 1371.

«نهج‎البلاغه»، ترجمه محمد دشتی، انتشارات صحفی،


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۹ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک