محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
قتل هاي سريالي از ديدگاه جرم شناسي
رکورد جنایت های سریالی در جهان 300 فقره است که «پدرو لوبس» کلمبیایی رقم زد. وی 25 سال پیش، ساکنان آمریکای لاتین قربانی کرد و پس از دستگیری از سوی خانواده های خشمگین قربانیان؛ زنده زنده سوزانده شد.

«خفاش شب»؛ قاتل بیرحمی است که در نیمه دهه ۷۰ حداقل ۹ زن و دختر جوان را پس از ربودن با ضربات چاقو یا فشار طناب و روسری به طرز فجیعی به قتل رساند و سوزاند؛ با نگاهی به تاریخچه قتل‌های سریالی، نام قاتلانی به چشم می‌خورد که نحوه ارتکاب جنایت و تعداد قربانیانشان به مراتب مخوف‌تر و بیشتر از «خفاش شب» است. «اصغر قاتل»، عامل قتل بیش از ۳۳ پسر خردسال و نوجوان به عنوان اولین قاتل زنجیره‌ای ایران شناخته شده است؛ جنایات وحشیانه وی تنها به داخل کشور محدود نشد و تا کشورهای مرزی نیز پیش رفت. همچنین «مجید » عامل به قتل رساندن ۳۹ زن، «سعید » قاتل ۱۷ زن خیابانی در مشهد ،«بیجه» قاتل بیش از ۲۰ پسر خردسال و نوجوان ، «امید» قاتل دست کم 10 زن در کرج و شمال کشور و «فرید» قاتل 15 زن خوزستانی ، پر سر وصداترین کشتار سریالی در ایران را از قبل تا پس از انقلاب رقم زده اند و نامشان در حافظه جنایی کشور، برای همیشه ثبت شده است. به طوری که نام تعدادی از آنها حتی در میان لیست مهمترین قاتلان سریالی جهان به ثبت رسیده است

    در جرم شناسي معمولا به قتلهايي كه بيشتر از يك فقره باشد و با روش يكسان از سوي فرد يا افرادي صورت گرفته باشد، قتلهاي سريالي گفته مي شود كه انگيزه مشابه در ارتكاب آنان، از سوي عامل يا عاملان ارتكاب، وجود دارد. در طول تاريخ و در طي بررسي پرونده هاي اينگونه مجرمان كه در دادگاه هاي كيفري مورد بررسي قرار گرفته است معمولاً يكسان بودن انگيزه وقوع اين جنايات سريالي، حاكم بر اعمال مجرمان است. کارشناسان جنایی بر این عقیده اند چنانچه بیش از دو نفر به دست یک نفر و در محدوده زمانی خاص کشته شوند جنایتها را باید سریالی دانست. البته در قوانين جزايي ايران چنين عنواني ( قاتل سريالي) ذكر نشده است ولي در عنوان مجرمانه اگر تعدد جرم صورت گيرد اصطلاح جرم شناسي قتلهاي سريالي به آن اطلاق مي شود.

دامنه رفتار خشن در بعضی از افراد، در لحظه اوج عصبانیت فقط تا آن اندازه است که صدایشان را اندکی بالا ببرند. میان آن کس که در اوج عصبانیت تنها صدایش کمی بلند می‌شود با آن کس که در چنین لحظه‌ای انسانی را از پا در می‌آورد تفاوت زیادی وجود دارد. این تفاوت به نسبتی باز می‌گردد که هر یک از انسان‌ها خود آگاه و ناخودآگاه با خشونت به عنوان تجلی ناب نوعی از عصیان دارند. اما میان انسان‌های عادی و آن که با سبعیت و خشونت، در یک دوره زمانی چندین انسان دیگر را به قتل رسانده و نام خود را به عنوان یک قاتل سریالی بر روی زبان‌ها می‌اندازد، تفاوت بسیاری وجود دارد. قاتلان سریالی با دست زدن به جنایت‌هایی این گونه در ردیف وحشتناک‌ترین افرادی قرار می‌گیرند.

  جرم شناسان و روانشناسان در تحلیل زمینه‌های شکل گیری شخصیت چنین افرادی به موضوعاتی چون کودکی آشفته، خانواده‌های بی‌ثبات، مشکلات شخصیتی، جامعه گریزی، نفرت از دیگران و تضاد‌های طبقاتی و... اشاره می‌کنند. هر یک از این موضوعات به تنهایی و یا در کنار هم می‌تواند به شکل گیری شخصیت‌های خطرناکی منجر شود که در خوشبینانه‌ترین حالت به سمت انجام اعمال کجروانه‌ای چون دزدی یا شرارت‌های خیابانی سوق پیدا می‌کنند. این رفتار‌ها به گفته جامعه شناسان هم قابل رویت و هم غیر قابل رویت هستند. قابل رویت از این رو که همه روزه می‌توان آنها را در اخبار حوادث، از خلال تمام رفتار‌های خشن، خراب کاری‌ها پرخاشگری‌ها و در پیش پا افتادگی خشونت‌های عادی که نگرانمان می‌کند مشاهده کنیم. با وجود گسترش چنین رفتار‌هایی در دنیای مدرن کنونی که تجهیزات کشف جرایم در آن بسیار مدرن شده و امکان شناسایی مجرمان از انسان‌های عادی بالاتر رفته اما به نظر می‌رسد خشونت یا رفتار‌های خشن در جوامع امروز قابل مشاهده نیستند. در چنین وضعیتی اما قاتلان سریالی که بی‌رحمانه‌ترین رفتار‌ها را در برخورد با دیگران انجام می‌دهند به عنوان تجلی بالاترین حد خشونت در زندگی اطراف ما هستند. در قتل‌هایی که از سوی چنین قاتلانی صورت می‌گیرد افرادی که متعلق به تفکر خاص، شغل مشخص و جنسیت ثابت هستند به یک شیوه کشته می‌شوند.مهمترین انگیزه در این جنایتها به گفته جرم شناسان شخصیت بیمار گونه شخص بزهکار است که با ارتکاب این قتلها قصد دارند عقده‌های دوران کودکی خود را خالی کنند و به این خاطر به زن کشی رو می‌آورند.

بررسی های جنایی درباره موقعیت جغرافیایی جنایت های سریالی حاکی از این است که برخی آدمکشان ، منطقه ای خاص را برای جرم انتخاب می کنند ، برخی دیگر نقاط مختلف و شماری هم شهرهای ویژه را مد نظر قرار می دهند. همچنین نتیجه پژوهشها نشان می دهد شمار جنایت هایی که یک مجرم به طور سریالی رقم می زند متفاوت است اما معمولا از دو قربانی آغاز می شود و حتی تا 150 نفر ادامه می یابد.این در حالی است که بسیاری از قاتلان سریالی به دلیل هوش و زکاوتی که در انتخاب سوژه هایشان دارند به طور اتفاقی دستگیر می شوند.
.قاتل سریالی به طور معمول با یک شیوه ، نقشه های شوم خود را اجرا می کند و چنانچه جنایت نخست با موفقیت روبه رو شد ، همان روش را تا آخر ادامه می دهد. البته در بعضي افراد روش از بين بردن قربانيان خفه كردن است كه اغلب به يك شيوه انجام مي گيرد. آنها از روشهايي استفاده مي كنند كه راحتر، سهل تر بوده و آنها را زودتر به هدفشان برساند. در بعضي موارد نيز از سلاح گرم استفاده مي كنند به نظر برخي اين متهمان در حين عمل مجرمانه خود براي جلوگيري از دستگيري شيوه خود را تغيير مي دهند و حتما نبايد روش به قتل رساندن مقتولانشان يكسان باشد ولي معمولا انگيزه ارتكاب جرايم تغيير نمي كند. در جنایت های سریالی ، حس کینه جویی شدید کاملا مشهود است.


در هر حال اين نوع قتلها ثمره كشاكش رواني بزهكاران و ناسازگاري و ناهماهنگي روحي آنها با جامعه است.

چرا بيشترين مقتولان سريالي زن ها هستند؟ صرفنظر از انگيزه ارتكاب اينگونه قتلها، زنان هم افرادي هستند با قابيت دفاعي كم، كه در مقابل تهاجم و تعرض  اينگونه افراد، قدرت تدافعي چنداني ندارند، اين افراد قربانيان خود را اغلب از ميان كودكان مثل محمد بيجه يا زنان مانند سعيد حنايي كه قابليت دفاعي ندارند انتخاب مي كنند.

چرا قاتلان سريالي معمولا زن نيستند ؟ در بحث بررسي پرونده كيفري بزهكاران، هيچ دو انساني يا دو مجرمي وجود ندارند كه از نظر شخصيت رواني شبيه ديگري باشند ولي زنان معمولاً اگر مرتكب قتلي بشوند در نقش معاونت در قتل عمل مي كنند و يا راههايي را براي به قتل رساندن مقتول برمي گزينند كه درگيري فيزيكي در آن وجود نداشته باشد مثل استفاده از سم يا راههاي سهل و آسان ديگر.در قتلهاي سريالي نياز به قدرت جسماني زياد، برنامه از قبل پيش بيني شده و حتي بعضا كمك يا همكاري فرد يا افراد ديگري كه تحت سيطره قدرت شخص يا رهبر هستند وجود دارد و زنان اغلب مرعوب مي شوند به همين دليل ارتكاب قتل هاي سريالي از سوي زنان بسيار كم است.

نحوه ارتكاب جرايم و شدت و حدت آنان با توجه به پيشرفت علم و ارتباطات و حجم فراوان روابط اجتماعي، هم از لحاظ فني و هم از لحاظ تخصصي راهكارهاي بزهكاران براي نيل به اهدافشان را پيچيده تر و حتي ظريف تر مي نمايد.

آسيب هاي مادي، بيماري هاي رواني، روان پريشي از عوامل وقوع جرايم جنايي است، محيط تاثير فراواني در وقوع قتل دارد اگر چه اين مساله نيز نسبي است. در بررسي اينگونه جرايم احتياج به بهره گيري از روانشناسي جنايي وجود دارد. عاملان قتلهاي سريالي زنان در جنوب شهر تهران نيز آخرين قاتلان از اينگونه نيست كه مرتكب چنين جرايمي مي شوند. اين مسائل در كنار جامعه و جزئي از جامعه است ولي براي كاهش آن مي توان از روانشناسي جنايي و جامعه شناسي جرم و علوم ديگر كمك گرفت تا راهكارهايي براي جلوگيري از جرايم و مقابله با جرايم اينچنيني بدست آيد.

جرم شناسان كه بررسي زيادي روي مجرمان مختلف داشته اند به اين نتيجه رسيدند كه اين جرايم مختص يك طبقه خاص از جامعه نيست. افراد خاصي كه سابقه كيفري نداشتند و از لحاظ مقاومت در برابر آسيبهاي اجتماعي بسيار قوي بودند نيز ديده شده اند كه در يك لحظه در برابر ناهنجاري ها و معضلات جامعه و يا مساله اي خاص، تحمل خود را از دست داده و مرتكب جنايت شده اند.بنابراين ارتكاب جرايم جنايي مختص يك قشر خاص و يا گروه ويژه اي نيست.
بررسي دقيق و كامل بررسي مجرمان و بزهكاران اين چنيني و بحث بزه آنان و نتيجه  گيري اين تحقيقات مي تواند به قضات و كساني كه متولي امنيت جامعه هستند كمك نمايد تا در آينده شاهد چنين جرايمي نباشيم.

طبقه اجتماعي، مدرك تحصيلي، شغل، سن، سوابق كيفري و به طور كلي نيز نوع بيماري رواني اينگونه متهمان براي بررسي پرونده جنايي آنان و نحوه ارتكاب جناياتشان بايد مدنظر قرار گيرد.نارسايي مسائل جنسي، وضعيت جامعه، مشكل مالي و رواني و مسائل اينچنيني مي تواند انگيزه عدم مقاومت و ناسازگاري اين متهمان باشد كه نسبت به آن عكس العمل نشان داده و مرتكب جنايت مي شوند.

 بررسی‌های جنایی انجام شده در خصوص موقعیت مکانی قتل‌های سریالی بیشتر در آنجا رخ داده است حاکی از آن بوده که برخی قاتلان، منطقه‌ای خاص را برای ارتکاب جنایت انتخاب می‌کنند، برخی دیگر نقاط مختلف را و بالاخره برخی دیگر نیز شهرهای خاصی را مد نظر قرار می‌دهند. با دقت در مواردی که به عنوان قتل سریالی در جامعه ما شناخته شده و پرونده‌هایی که در این زمینه تشکیل شده به چند نکته دردناک پی می‌بریم. از یک سو در بسیاری از موارد قربانیان زنان جامعه بوده اند. نکته دیگر که جای بررسی فراوان دارد و می‌بایست حتما به آن توجه کرد، کاهش فاصله زمانی میان چنین پرونده‌هایی است. فاصله‌ اندک میان این جنایت‌ها نیازمند بررسی جدی از سوی صاحبنظران اجتماعی و دست اندرکاران است تا بتوان بر اساس یافته‌های تحقیقات به نتیجه‌ای واقع بینانه در این زمینه دست یافت. با استفاده از نتایج مناسب است که می‌توان راهکار‌های جدی برای پیشگیری در جامعه تدوین کرد و توانایی جامعه برای مقابله با چنین افراد خطرناکی را افزایش داد.

 

منابع و ماخذ :

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850202/news/havad.htm

 

http://iscanews.ir/fa/PrintableNewsItem.aspx?NewsItemID=256619

داوود پنهانی ،


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک