محمدرضا متین فر
 
وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه
عوامل مستعدکننده بزهكاري
خانواده هاي فقير ،توانايي تامين مخارج تحصيل فرزندان خود را ندارند .         بي لباسي و ژنده پوشي ، آلودگي ميكروبي ابتلا به انواع بيماريهاي مسري و غير مسري نتيجه مسلم فقر است .

 

عمده ترين بزه در ميان كودكان ، دزدي است . در ميان برخي از انواع كجرويها و وضع اقتصادي مانند روسپيگري ، گدايي و برخي دزديها و بيماريهاي روحي رابطه وجود دارد .

 

مسكن ، يكي از نيازهاي اوليه هر خانواده است . خانواده اكثر بزهكاران خردسال در زاغه ها يا اتاقهاي مخروبه و كثيف زندگي مي كنند و شرايط بسيار نامساعد وغير بهداشتي دارند و اكثراَ همه خانواده در يك اتاق زندگي مي كنند .

 

.عدم تغذيه كافي و مناسب ، نبود پوشاك كافي و … موجب ضعف ، عصبانيت و خودخواهي آنان مي شود و آنها را بسوي تقلب و كلاهبرداري مي كشاند .

 

مهاجرت :

 

مهاجران و فرزندانشان در شهرها گرفتار سرگرداني و بي اعتقادي به نظامها و مقررات اجتماعي شده به انواع انحرافات كشيده مي شوند . بررسيها نشان دهنده آن است كه انواع جرايم از قبيل سرقت ، رابطه نامشروع و… در ميان مهاجران بيش از ديگران است و فقر، بيكاري و نبود تعليم وتربيت صحيح و كافي از عوامل مهم آن مي باشد .

 

عوامل خانوادگي :

 

1-  تبعيض : تبعيض در خانواده و توجه بيشتر والدين به برخي از فرزندان وتوجه كمتر نسبت به برخي ديگر سبب ايجادعقده كسري و احساس نفرت و بد بيني در كودك مي شود .

 

2-  خشونت : پاره اي از روان شناسان معتقدند كه ريشه اصلي جنايات و خشونتها در جامعه اعمال خشونت و تنبهات بدني است كه باعث ايجاد عقده هاي رواني در آنان مي شود .

 

3-   ننري ولوسي :محبت بيش از اندازه همان اثر و نتيجه را دارد كه بي مهري و بي توجهي

 

4-  سن والدين : بالا بودن سن والدين و عدم انطباق آنان با كودك و نوجوانان و نديده گرفتن نيازها و تمايلات كودك و نوجوانشان مي تواند از عوامل بزهكاري باشد .

 

5- عقب ماندگي والدين : خانواده هايي كه با زمان پيش نمي روند . فرزند آنان نيز با راه و رسم قديمي و كهنه زندگي را ادامه مي دهند و موجبات ناسازگاري رواني فرزندان با جامعه را فراهم مي آورند . كودك و خانواده   مي بايد فعالانه در امور اجتماعي سهيم باشند .

 

6-  يتيمي : يتيمي ناشي از مرگ پدر يا مادر يكي از مهمترين علل ناكامي – ولگردي عقب افتادگي در مدرسه و اجتماع و ارتكاب بزه و تبهكاري و ساير بيماريهاي رواني است .

 

7-  طلاق و کشمكش : گسستگي خانواده تاثيري مسلم و قطعي در بروز رفتارهاي ضد اجتماعي در كودكان دارد . بالبي (bowlby ) معتقد است جدايي كودك از والدين بخصوص مادر موجب نا تواني در برقراري رابطه عاطفي سالم وصحيح به هنگام بلوغ مي شود . طلاق و گسيخته شدن خانواده خيلي بيش از نزاع ميان زن وشوهر موجب ناراحتي اطفال و بزهكاري آنان مي شود و از علل استثنايي ارتكاب جرم بشمار مي آيد .

 

8-  غيبت والدين از خانواده : وجود والدين در منزل ، بخصوص مادر نقش موثري در تربيت عاطفي ،رواني كودكان دارد و عدم حضور هر يك از والدين باعث ايجاد مشكلات تربيتي و اختلالات عاطفي در كودك مي شود.

 

9-  انحراف والدين : انحراف والدين يا يكي از اعضاي خانواده و زوال اخلاقي آنان ، ارتباط مسلمي با انحراف كودكان و نوجوانان دارد .

 

10-   بيسوادي : پائين بودن سطح فرهنگ و عدم آگاهي به مسائل پرورشي و علمي كودكان و نوجوانان زمينه ساز ارتكاب جرم وانحراف به شمار مي رود .

 

11-   بازداشتگاه : نگهداري كودكان و نوجواناني كه براي اولين بار دچار انحراف از مقررات اجتماعي مي شوند با مجرمان و سازمان سابقه دار در زندانها و دارالتاديها موجب تشويق و بد آموزيهاي بيشتر آنان مي شود .

 

12-   انحراف جنسي : تربيت نادرست و كمبودهاي عاطفي و علل اجتماعي ديگر باعث انحراف جنسي مي شود .

 

برخي علل انحراف جنسي :

 

12-1- خانواده : خانواده هاي متعصب . فاقد معلومات كافي در تحليل مسائل جنسي براي فرزندانشان زمينه هاي ارتكاب بزه را فراهم مي كنند .

 

12-2- ضعف مالي

 

12-3- عوامل فرهنگي و تربيتي : فساد اخلاق و زير بناي اخلاقي نادرست يكي از عوامل انحراف جنسي است .

 

12-4- سؤ استفاده از جاذبه جنسي: براي جلب نظر مصرف كننده و تامين منافع هر چه بيشتر اقتصادي و تجارت است كه با اين روش ، نيازهاي جنسي را تحريك مي كنند و عدم ارضاي آن به انحرافات اخلاقي و جنسي منجر مي شود . تبليغات ، تقليد، داستانهاي غير اخلاقي ، فيلمهاي محرك و… موجبات انحراف را فراهم  مي آورد .

 

12-5- كمبود عاطفي : روابط آشفته خانواده و طرد از خانواده زمينه مناسبي براي احساس تنهايي و تسليم به افراد شهوت طلب را فراهم مي آورد .

 

12-6- جنگ :موجبات سست شدن بنيان خانواده و بدبيني به مقررات اجتماعي را فراهم مي آورد و عامل زمينه ساز است .

 

12-7- نقص عقل : نقص عقل مانع از آن است كه شخص از ارزشهاي انساني خود آگاه شود و در نتيجه در موقع مقتضي نمي تواند تصميم مطلوب و پسنديده آغاز كند و تحت تاثير عوامل نامساعد محيطي قرار مي گيرد .

 

12-8- عوامل تربيتي : پس از خانواده ،مدرسه از عوامل مهم براي باور ارزشها و معيارهاي ذهني وتفكر و راه و روش كودكان در جامعه بشمار مي رود .

 

 

 

عوامل موثري كه در مدرسه مي توانند باعث انحراف كودكان شود :

 

الف) نقش معلم

 

ب)عدم هماهنگي و انطباق برنامه هاي آموزشي

 

ج) عدم راهنمايي صحيح

 

د) عدم تماس دائم بين مربيان با خانواده


ه) نداشتن امكانات كافي

 

12-9- گروه همسالان : كه نقش بسيار مهمي در يادگيري و تلقين و تقليد كودكان و نوجوانان دارد .

 

12-10- رسانه هاي گروهي : از قبيل راديو، تلويزيون و سينما مي توانند در جهت بهبود و يا انحراف اخلاق اجتماعي كودكان و نوجوانان موثر باشند .

 

 

 

ارزشهاي تربيتي خانواده : خانواده اولين پايه گذار شخصيت و ارزشها ومعيارهاي فكري است كه نقش مهمي در تعيين سرنوشت و خط مشي زندگي آينده فرد دارد. واكنش كودك نسبت به محيط خود به تبع تحت تاثير موازين اجتماعي و فرهنگي گروهي است كه در ميان آنها بزرگ شده .

 

تمام كساني كه نيازمنديهاي كودك را بر آورده مي سازند از محبت وي برخوردار شده و بنوعي سرمشقي براي او مي شوند . و در تماس با ديگران است كه تقليد ، پيروي از جمع و خوب و بد جامعه را مي آزمايد .

 

بعضي از دانشمندان محيط را به دومحيط عام شامل تمام اوضاع و اصول و مقتضيات عمومي و اجتماعي و محيط خاص شامل محدودة فرد و اطرافيان وي مانند مدرسه ، محيط كار تقسيم مي كنند . و بيسوادي ، تهيدستي و از هم پاشيدگي خانواده را از علل مهم انحراف كودكان و نوجوانان مي دانند . بنابراين خانواده است كه مي تواند تمام ويژگيهاي مثبت و سازنده يا منفي و مخرب در كودكان  بوجود آورد . و تمام حالات و رفتارهاي دوران بلوغ چه اجتماعي و چه ضد اجتماعي ريشه در تجربيات دوران كودكي دارد.

 

خانواده در عين حال كه كوچكترين واحد اجتماعي است از بزرگترين منابع ثروت  است و بعنوان يك نيروي ملي شناخته مي شود كه بزرگترين مقامها را در جامعه بشري دارد . چنانچه كودك از خانواده محبت ببيند و به محبت بزرگترها اطمينان داشته باشد به محيط پيرامونش اعتماد كامل خواهد داشت در غير اينصورت همه چيز براي او ناراحت كننده و خطرناك خواهد بود و موجبات اضطراب او را فراهم خواهد كرد . روانشناسان بر اين باورند كه كودكي كه از لحاظ عاطفي رشد نيافته ، توانايي تحمل رنج و عذاب يا به تعويق انداختن ارضاي مستقيم تمايلات خود را ندارد و اين محروميت عاطفي از مهمترين علل بزهكار جوانان است .

 

عدم پاسخگويي به نيازها، نشان داده بي حوصلگي و در ناراحتي نگه داشتن كودكان و نوجوانان و تاثيرات مخربي در آنان بجاي مي گذارد . هر عاملي كه در برابر رشد سالم جسماني و عاطفي كودك قرار گيرد مي تواند موجب اختلالات عاطفي شود كه همواره ريشه جرم است و بشكل خصومت ، نفرت ، آزردگي ، خرده گيری، پرخاش و نابسامانيهاي رواني آشكار مي شود.محبت تفاهم ، حس همدردي براي كودكان به همان اندازه نيازهاي فيزيولوژيك مهم است .

 

 

 

عوامل رواني در بزهكاري :

 

نوجوانان بزهكار خويشتن را افرادي نا مطلوب مي دانند و گرايش و تمايلي براي دوست داشتن ، ارزش گذاري و احترام بخود ندارند عموماَ افرادي آشفته ، درهم ، نامطمئن و متغير هستند .

 

روانشناسان مي توانند افراد بزهكار آينده را در كودكي پيش بيني كنند اينان از مشكلات رفتاري ، مشكل در تمركز و مشكلات تحصيلي برخوردار بودند و اينگونه مشكلات در واقع بازتاب مشكلات عاطفي آنان است .

 

خصوصيات شخصيتي افراد بزهكار :

 

زمينه شخصيتي وابسته ، ناايمني ، تنهايي و انزوا

 

بهره هوشي و بزهكاري

 

امروزه بسياري از مطالعات تجربي بر اين باورند كه ميان بهرة هوشي پائين و ميزان بالاي اقدام به بزهكاري همبستگي مداوم و پايداري وجود دارد . در ميان كودكاني كه كمي پس از تولد به فرزند خواندگي پذيرفته شده اند بزهكاري و جرايم در بزرگسالي بيشتر به الگوي رفتار والدين اصلي آنان نزديك بود تا والدين قيم ، شايد اين يافته مؤيد اين نكته باشد كه عوامل ژنتيكي احتمالاَ نقش غير مستقيم در زمينه ارتكاب بزهكاري دارد .

 

مبارزه با بزهكاري

 

تريازمن از جمله جامعه شناساني است كه معتقد است جدايي ميان انسان و اجتماعي كه در حال دگرگوني است از مهمترين علل ازدياد بزهكاري نوجوانان به شمارمي رود . زيرا سرعت تحولات وتغييرات خيلي بيشتر از ميزان سازگاري فرد با محيط است . شرايط زندگي بايد به گونه اي فراهم شود كه نه تنها فرد از رفاه مادي برخوردار باشد بلكه احساس امنيت ، مسئوليت و محبت هم در فرد تقويت شود .

 

گروههاي كودك و نوجوان بايد بتوانند با وجود امكانات و تسهيلات فرهنگي به سوي هدفهاي سازنده راهنمايي شوند و خانه هاي فرهنگي ،مكانهايي براي نمايشگاهها و آموزشها است . كارگاههاي كوچك كارهاي دستي كودكان – كانونهاي پرورش فكري – باشگاههاي ورزشي و… باعث سازماندهي اوقات فراغت نوجوان مي شود و او را از حالت انفعالي در مي آورد . نتيجه اين امور براي والدين و بخصوص براي كودكان و نوجوانان بسيار ارزشمند است . زيرا انزوا ، خستگي و افسردگي و بحران هويت را كاهش مي دهد و باعث كاهش فشار رواني در خانواده ها و افراد  مي گردد و تعادل ومحيط امني براي رشد كودك و نوجوانان فراهم مي آورد .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ توسط محمدرضا متین فر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک